رزمندگان جبهه مقاومت پاسخ می دهند؛

مگر چراغی که بر خانه رواست بر مسجد حرام نیست؟/ تصور خانواده ایرانی در پیک نیک کنار ساحل دریا از آینده!

به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، روزگاری نه چندان دور حال و هوای شهر مملو از بصیرت بود به گونه ای که شیشه‌ی ترک خورده ی خرمشهر خون جوان تبریزی را به جوش می آورد و ناموس غارت شده ی اهواز در تهران غلیان می کرد و آتشی که بر بام خانه های …

به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، روزگاری نه چندان دور حال و هوای شهر مملو از بصیرت بود به گونه ای که شیشه‌ی ترک خورده ی خرمشهر خون جوان تبریزی را به جوش می آورد و ناموس غارت شده ی اهواز در تهران غلیان می کرد و آتشی که بر بام خانه های مردم می ریخت دیگر جای سوالی برای دوست، آشنا و بیگانه باقی نمی گذاشت.

اما امروز مردم سوالات و استدلال های زیادی در رابطه با حضور رزمندگان ایرانی در سوریه و عراق دارند؛ وقتی بیش از نیمی از مردم ما زیر خط فقر زندگی می کنند چرا سرمایه های داخلی را در خارج از کشور هزینه کنیم؟ مگر زمانی که عراق در ایران جنگ خونین به پا کرده بود سوریه از ما حمایت کرد؟ مگر از دست همین عراق نبود که هشت سال خون دل خوردیم؟ آیا غیر از این است که چراغی که بر خانه رواست بر مسجد حرام است؟ و هزاران سوال دیگر که گاه تا جایی پیش می رود که “شهید” می شود یک واژه ی نامأنوس البته برای اذهان بیگانه …

 

 

رضا علی مددی رزمنده ی جبهه مقاومت در سوریه در گفت وگو با خبرنگار آناج، صحبت هایش را از توصیف فضای جبهه شروع می کند: افرادی که جهت مبارزه به این میدان آمده اند نیت های مادی و چشم داشت های مالی ندارند؛ آنها همه، چه ایرانی باشند و چه غیرایرانی، داوطلبانه آمده اند اما شاید حضور رزمندگان از ملیت های دیگر تقدس آرمان های جبهه مقاومت را بیشتر و بهتر روشن کند؛ چون وقتی یک رزمنده ی ایرانی مدال افتخار رزمندگی و جهاد را دریافت می کند، هم نظام و هم مردم ما به آنها با دید غرور و افتخار نگاه می کنند اما کشورهای دیگر این طور نیستند؛ مثلا رزمنده ای که از افغانستان یا کشور دیگر به صورت داوطلبانه آمده است، همیشه باید مواظب باشد که پلیس کشورش و یا حتی خانواده و فامیلش از این موضوع باخبر نشوند چرا که برایش مشکل ساز می شوند. یعنی این رزمنده هیچ دلیلی به جز قداست آرمان های جهادی اش برای شرکت در این جنگ ندارد.

وی می افزاید: از طرفی اگر فردی را به زور و اجبار به جنگ بفرستند شاید بتوان کار او را زیر سوال برد اما هیچ یک از رزمندگانی که امروز در جبهه ی مقاومت مبارزه می کنند نه به زور بلکه به صورت کاملا داوطلبانه آمده و آرامش و آسایش زندگی عادی خود را رها کرده اند. آیا این کار دلیلی به جز خدا و ایمان به این راه می تواند داشته باشد؟ در حالی که کسانی که هشت سال فضای دفاع مقدس را تجربه کرده اند می گویند فضای جنگ با تکفیری های باطل، حتی بسیار معنوی تر از فضای دفاع مقدس است.

رسانه ی ما چه چیزهایی را در مورد سوریه به مردم نشان نداده است؟

گروه داعش مرگبارترین و پرکارترین گروه تروریستی در جهان نام گرفته و براندازی حکومت بشار اسد هدف دست دوم برای این گروه محسوب می شود و هدف اصلی همانی است که در پاسخ به این سوال روشن می شود که: رسانه ی ما چه چیزهایی را در مورد سوریه به مردم نشان نداده است؟

ضرورت جنگ سوریه و تکفیری ها  نه تنها برای مردم بلکه برای مسئولان نیز تبیین نشده است

علی مددی ادامه می دهد: بزرگترین مشکلی که امروز در این زمینه مطرح است، این است که ضرورت جنگ سوریه و تکفیری ها  نه تنها برای مردم بلکه برای مسئولان نیز تبیین نشده است؛ از طرفی کوتاهی رسانه ها و از طرف دیگر وجود محدودیت برای خود رزمندگان وضعیت فعلی را در جامعه به وجود آورده است.

وی خاطرنشان می کند: در زمان جنگ ایران و عراق تمام مردم و خانواده ها در جریان بودند و از نزدیک لمس می کردند و هر روز از رادیو خبرهای بمباران و اشغال شهرها را می شنیدند و به طور کامل احساس می کردند که دشمن در آستانه ی ورود به خانه است؛ لذا قانع کردن خانواده ها برای رفتن به جبهه چندان سخت نبود. آن زمان خانواده ها راحت قبول می کردند و به همین راحتی هم این حساس به جامعه منتقل می شد و همه جنگ را در اولویت کارها می دانستند.

 

 

شناخت درستی از جریان تکفیری و چرایی ایجاد آن نداریم

وی می گوید: اما امروز شرایط متفاوت است؛ جنگ در خارج از مرزهای کشورمان جریان دارد و خطرات آن برای مردم محسوس و ملموس نیست، ما شناخت درستی از جریان تکفیری و چرایی ایجاد آن نداریم و گاه حتی قانع کردن خانواده ها نیز دشوار است چه رسد به دیگر مردم.

الان دغدغه ی اصلی جهان اسلام مبارزه با اسرائیل نیست

این رزمنده توضیح می دهد: خیلی ها هنوز آگاه نشده اند که اصلی ترین دلیل تشکیل داعش تامین امنیت اسرائیل است که متاسفانه تا حدی هم موفقیت حاصل کرده اند چرا که الان دغدغه ی اصلی جهان اسلام مبارزه با اسرائیل نیست بلکه می خواهد ابتدا این غده ی داخلی را ریشه کن کند.

شیعیان ایران محکوم به اعدام هستند

وی می افزاید: یک قاضی آلمانی هنگام چت با یک داعشی می پرسد نظر شما در مورد شیعیان ایران چیست و او می گوید از نظر ما همه ی آنها محکوم به اعدام هستند و اگر روزی دستمان به آنها برسد همه شان را از بین می بریم! دشمن ما چنین نگیزه و جدیتی برای از بین بردن شیعیان دارد و اگر ما غفلت کنیم مطئمن باشید طولی نمی کشد که جنگ به داخل ایران کشیده می شود و عقل حکم می کند ما مانع این اتفاق شویم.

وی ادامه می دهد: دلیل نقلی نیز برای حضور در جنگ خارج از مرزهای ایران این است که طبق دستورات اسلام در هر نقطه از زمین مظلومی از ما فریادخواهی کند، به عنوان مسلمان وظیفه داریم که به او کمک کنیم و هرکس صدای مظلوم را بشنود ولی به یاری او نشتابد باید در روز قیامت جواب پس بدهد.

این رزمنده توضیح می دهد: از نظر احساسی و قلبی نیز بحث حریم ها مطرح است که البته در اولویت های اخر قرار دارد و اگر امروز شهدای سوریه و عراق را مدافعان حرم می نامیم به دلیل انتقال حس قداست آن است وگرنه رزمندگان ما در کشورهای دیگر همچون یمن نیز حضور دارند که در آنها هیچ حرمی وجود ندارد و به نظر من بهترین عنوانی که می توان به مجاهدان این میدان اطلاق کرد شهدای محور مقاومت است نه مدافع حرم چون صحنه ی جنگ مرزهاست نه رواق ها.

برخی معتقدند ایران می توانست در بهترین شرایط به جای هزینهی بودجه های کلان برای جنگ تکفیری ها در سوریه، عراق، یمن و دیگر کشورها، به حل مشکلات اقتصادی و اساسی داخلی بپردازد و در مسیر پیشرفت به چنان قوتی دست یابد که نه تنها داعش بلکه سرکردگانشان نیز جرات تعرض به ایران را به مخیله ی خود راه ندهند؛ مخصوصا اینکه با توجه به فشار ها و محدودیت های اقتصادی عموم مردم، دشمن سعی در سست کردن باورهای مردمی نسبت به نظام و انقلاب دارد. شاید در ظاهر امثال این استدلال ها قانع کننده و قابل دفاع به نظر برسد اما منطق سیاستمداران و تصمیم گیرندگان نظام و مجاهدان محور مقاومت که قطعا و مسلما حقایق فوق را نیز در نظر دارند، چیست؟ به نظر می رسد تحت تاثیر فضاسازی ها و شبهه پراکنی های معمول، و در اثر کوتاهی های رسانه ها و فعالان داخلی روی دیگر سکه دور از نظر مانده است.

روی دیگر سکه …

وی در این رابطه اظهار می کند: هیچ کشوری نمی تواند ادعا کند که مهمترین بازدارندگی بالا بودن توان دفاعی است در حالی که در خیلی از مواقع بالاترین توان بازدارندگی خفه کردن نفس دشمن در نطفه است. داعش محصول دیروز و امروز نیست بلکه از سال ۲۰۰۳ با حمله آمریکا به عراق در آن کشور شروع به شکل گیری کرده و امروز به اینجا رسیده است که ما باید مانع از ورود آن به ایران شویم. اگر فکر می کنید می توانیم با صرف این هزینه ها در داخل، به پیشرفت برسیم بهتر است به این نیز توجه کنید که در حین بالا رفتن ما، دشمن نیز پیشرفت می کند، همان طور که تا بحال کرده است و داعشی که تا دیروز جنگ پارتیزانی می کرد امروز جنگنده های بسیار قوی دارد.

وی تاکید می کند: از طرف دیگر خیلی از هزینه ها و کاستی هایی که برخی بر آن خرده می گیرند خیلی راحت، با عقد چند قرارداد اقتصادی جبران می شود اما اگر کشور ما مورد تعرض قرار بگیرد و دشمن بتواند به نقشه های اعتقادی خود در جنگ با شیعیان جامه عمل بپوشاند، این قطعا قابل جبران نیست و مشکل فعلی ما نیز همین است که این جریان را ریشه کن کنیم.

اگر امروز غفلت کنیم فردا باید همراه با خانواده به جنگ برویم

این رزمنده ضمن اطمینان خاطری که به مردم ایران می دهدف انتظارش را چنین بیان می کند: خدا را شکر ما در شرایط فعلی به قدری نیاز نداریم که مردم را با قطار به جبهه بفرستیم چرا که خیلی ها مثل من هستند که داوطلبانه در صحنه اند و انجام وظیفه می کنند اما از مردم انتظار داریم در جامعه آرامش روانی ایجاد کنند و حداقل کلیت جنگ را زیر سوال نبرند که اگر امروز کوچکترین غفلتی بکنیم باید فردا همراه با خانواده هایمان به جنگ برویم.

 

 

عباس سهرابی، داوطلب حضور در جبهه ی مقاومت که بیش از دوسال در نوبت اعزام بوده و اکنون در شرف تحقق خواسته ی خود می باشد؛ وی در مورد انگیزه خود به خبرنگار آناج می گوید: اگر بگویم هدف  من دفاع از حرم است، به صورت قضیه اشاره کرده ام چون اصلی ترین مساله مبارزه حق و باطل است و من می خواهم به عنوان رزمنده ای در جبهه حق علیه باطل بجنگم؛ من به کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا اعتقاد دارم و به واقع باور کرده ام که امروز تاریخ تکرار شده و بار دیگر عاشورا در جریان است و امروز نوبت ماست که به ندای یاری طلب اماممان لبیک بگوییم.

نمی خواهم مثل مختار ثقفی عمری را در پشیمانی به سر ببرم

وی خاطرنشان می سازد: در حال حاضر نبرد حق و باطل در جریان است و هرکس غفلت کند یک عمر پشیمان خواهد شد و من نیز نمی خواهم مثل مختار ثقفی عمری را در پشیمانی به سر ببرم چون معتقدم همان طور که شهید بیضایی  می گفت ” وعده ی شام تحقق وعده ی آخرالزمانی است” و این یک واقعیت است و اگر از آن غفلت کنیم به اعتقادات و ارزشهایمان ظلم کرده ایم.

آیا از سر بیکاری و بی پولی به جنگ می روید؟

هر چند درد تلخ جاهلیت را نمی توان برای جامعه ی اسلامی ایران متصور بود اما شبهات برخی غافلان ناآگاه نیز نباید بی پاسخ بماند که هروقت سرخیابان عکس شهید جبهه مقاومت را می بینند، گمان می برند بیچاره ها از درد پول و بیکاری خود را به کشتن دادند!

سهرابی تاکید می کند: به کسانی که چنین نسبت های ناروایی را به رزمندگان می دهند باید گفت کسانی که به جبهه اعزام می شوند نیروهای غیرمتخصص نیستند بلکه آنها همه نظامی و دارای مسئولیت و شغل هستند؛ آنها هیچ کدام از سر بیکاری نرفته اند و می توانستند با خیال راحت در کنار خانواده هر ماه حقوق خود را دریافت و زندگی عادی شان را سپری کنند. من نیز یک نظامی هستم و هر ماه حقوقی را دریافت می کنم و بیکار هم نیستم اما برای حضور در جبهه احساس تکلیف می کنم.

وی می افزاید: دوما جان را با پول نمی توان معامله کرد، کسی که در این راه قدم می گذارد می داند که ممکن است جان خود را از دست بدهد و یقین بدانید کسانی که ادعا می کنند رزمندگان به خاطر پول به جنگ می روند، اگر به خودشان پول بدهیم حاضر نیستند از یک بند انگشت خود بگذرند چه رسد به جان.

هدف از ایجاد داعش مهار بیداری اسلامی است

ما چه کار به کار بشار اسد داریم؟! سوالی که سهرابی به آن پاسخ می دهد: ما خیلی شماتت ها و سرزنش ها را می شنویم اما خوب می دانیم که کربلائیان را نیز کم شماتت نکردند، آنها را خارجی خوانند؛ البته در اوایل این فضا در جامعه ما حاکم نبود و مردم مدافعان حرم را بسیار تحسین می کردند اما دشمن مثل همیشه فرهنگسازی و شبهه پراکنی کرد اما مردم هم باید بدانند که بحث ما بشار اسد و امثالهم نیست بلکه مساله ی اصلی مبارزه با تفکر تکفیری است و همان طور که امام خامنه ای فرمودند هدف از جنگ عراق و سوریه و جریان داعش این است که با مشغول کردن مردم آنها را از جریان بیداری اسلامی دور کنند.

می خواهند از مقاومت و دفاع از حرم، تقدس زدایی کنند

وی تشریح می کند: در شهر ما و دیگر جاها با القائات منفی می خواهند از مقاومت و دفاع از حرم، تقدس زدایی کنند اما پاسخ تمام شبهات منفی این است که کدام عقل سلیمی دوست دارد کشورش درگیر جنگ شود؟ ما چه بخواهیم چه نخواهیم در جنگ هستیم، این جنگ جنگ ماست نه کشورهای دیگر فقط تفاوتش با دفاع مقدس این است که آن در داخل مرزهای ایران بود و این در خارج از مرزهای ماست که البته زیرکی ما را می طلبد که در خارج از مرزهای کشور خودمان بر دشمنمان پیروز شویم وگرنه اگر جنگ به داخل ایران کشیده شود چند برابر سرمایه انسانی از بین می روند و علاوه بر آن در اثر ویرانی ها زیرساخت هایمان از بین می رود.

اگر جنگ به داخل ایران کشیده شود هم مردم کشته می شوند هم زیرساخت ها از بین می روند

وی ادامه می دهد: آیا عاقلانه نیست را در خارج از کشور، بدون فدای نیروی عظیم انسانی و بدون تحمل ویرانی ها شکست بدهیم؟! امروز عده ای رزمنده به طور داوطلبانه می روند و می جنگند و شهید هم می شوند و مردم ما هم در نهایت آرامش و امنیت زندگی عادی خود را می گذرانند نه خانه شان بمباران می شود نه ترس از جانشان دارند؛ چه کسی این را نامطلوب می شمارد؟ اگر امروز در خارج از مرزهای کشور دفاع نکنیم فردا باید در داخل خانه هایمان با آنها مبارزه کنیم.

تصور یک خانواده ی ایرانی در پیک نیک کنار ساحل دریا از آینده چیست؟

زمانی که طالبان در افغانستان سایه ی مرگ و خون را بر بام های مردم گسترانیده بود یک سوری هرگز تصور نمی کرد که روزی کشور خودش در همان شرایط امنیتی و جنگی قرار بگیرد! اما اتفاقات شوم و سیاست های جهانی این چنین هرگز کاری به تصورات ندارند حتی اگر تصور یک خانواده ی ایرانی در پیک نیک کنار ساحل دریا باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *