استانی 02 فروردین 1394 - 11 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

علاقه به دیدار رهبری من را حافظ کل قرآن کرد/ قرآن جایگاه اجتماعی و محبوبیتی ویژه به من داده است/ گاهی همکلاسی هایم باور نمی کنند من حافظ کل قرآن هستم

آوای ورزقان: علاقه به دیدار رهبری من را حافظ کل قرآن کرد/ قرآن جایگاه اجتماعی و محبوبیتی ویژه به من داده است/ گاهی همکلاسی هایم باور نمی کنند من حافظ کل قرآن هستم

به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، قرآن آخرین کتاب آسمانی و تنها راه نجات و سعادت آدمی است و هر کسی که با این کتاب الهی مانوس باشد و توفیق عمل به دستورات نجات بخش آن را کسب نماید بی شک به خیری عظیم خواهد رسید. حفظ قرآن نیز یکی از راه های ویژه ی انس با این چراغ هدایت است. در همین راستا گفتگویی خواندنی با نوجوان تبریزی حافظ کل قرآن داشته ایم؛ نسترن آرمیون متولد ۱۳۷۹ و دانش آموز سال اول دبیرستان است.

آناج: چطور شد که به حفظ قرآن علاقه مند شدید؟

از همان سنین کودکی به حفظ قرآن علاقه مند بودم و حتی توانسته بودم جزء سی ام قرآن را حفظ کنم اما زمانی این علاقه شدت بیشتری به خود گرفت که من در تلوزیون حافظانی را دیدم که به دیدار حضرت آقا رفته بودند. علاقه من به رهبر و دیدن ایشان از نزدیک مشوقی شد که با جدیت بیشتری به حفظ قرآن روی بیاورم. از کلاس چهارم ابتدایی حفظ قرآن را شروع کردم و طی یک سال و ۲ ماه به اتمام رساندم.

آناج: حفظ قرآن را زیر نظر مربی یا استاد شروع کردید؟ اولین سوره ای که حفظ کردی، کدام سوره بود؟

وقتی به مادرم گفتم که تصمیم به حفظ قرآن گرفته ام، مرا در مهد قرآن ثبت نام کرد و در کلاس های خانم حامدی شرکت کردم. اول جزء سی را به طور کامل حفظ کردم چون قبلا کاملا حفظ نبودم. پس از اتمام جزء سی شروع به حفظ از جزء یک کردم و اولین سوره هایی که حفظ کردم به خاطر نمازم، سوره حمد و توحید بود.

آناج: وقتی حفظ را از جزء سی شروع کردی، تصور می کردی روزی برسد که کل قرآن را حفظ کرده باشی؟

من مطمئن بودم که یک روز حافظ کل قرآن می شوم چون مصمم بودم و عزم خود را جزم کرده بودم و انگیزه ی خوبی هم برای این کار داشتم. حتی در روزهای آخر عجله ی زیادی برا اتمام حفظ داشتم و روزی بیش از ۵ صفحه حفظ می کردم اما اوایل سوره های کوچک را یکجا حفظ می کردم؛ به تدریج که سوره ها طولانی تر می شد به تعداد آیه حفظ می کردم. با این حال من همیشه سعی می کردم جلوتر از آنچه مربی می گوید حرکت کنم و همیشه بیشتر حفظ می کردم.

آناج: خانم آرمینو از روزهایی بگویید که دخترتان را در حال حفظ قرآن می دیدید؟

روزهای اول هجم آیاتی که حفظ می کرد کم بود و به همان نسبت کارمان راحت بود هرچه پیش می رفت کار دشوار تر می شد. حفظ روزانه در اواخر به ۳ الی ۵ صفحه رسیده بود که این برای من خیلی سخت بود، چون باید تا دیروقت بیدار می ماندم و حداقل ده بار آیاتی را که نسترن حفظ کرده بود تحویل می گرفتم و با او تمرین می کردم. علاوه بر آن باید جزء هایی را نیز مرور می کردیم.

آناج: در دوره ای که نسترن مشغول حفظ قرآن بود، حال و هوای خانه و برنامه های روزانه تان چگونه بود؟

من اکثر برنامه ها و کارهایم را وانهاده و وقتم را فقط صرف حفظ قرآن نسترن و مرور های روزانه او می کردم. نسترن هم آن روزها همه درسهایش را در مدرسه می خواند و تکالیفش را به خانه نمی آورد و معلمی داشت که او را در این کار کمک می کرد. برای همین نسترن هم تمام وقت خود را صرف حفظ و مرور قرآن می کرد.

آناج: خودتان یا همسرتان هم حافظ قرآن هستید؟

خیر ما هیچکدام حافظ قرآن نیستیم ولی من مرور های نسترن را تحویل می گیرم.

آناج: آیا خودتان علاقه مند به حفظ قرآن نیستید؟

من علاقه ی زیادی به حفظ قرآن دارم اما وقت کافی برای این کار ندارم چون بیشتر وقتم را برای نسترن می گذارم. نسترن هم اکنون مرحله تثبیت را تمام کرده و فقط مرور می کند.

آناج: سرکار داشتن با قرآن چه برکاتی داشته است؟

همان طور که گفتم نسترن در خانه کم درس می خواند با این حال تا کنون معدلش پایین تر از ۱۹ نبوده است و این به برکت قرآن است. علاوه بر این خلق و خوی خوب نسترن نیز از آثار قرآن و حفظ آن است.

آناج: نظر خودت در این مورد چیست؟

نسترن: علاوه بر موفقیت در تحصیل و مواردی که مادرم بیان کرد، قرآن جایگاه خوبی در اجتماع، بین دوستان و آشنایان به من داده است و همه مرا دوست دارند. حتی کسانی که در کلاس یا جای دیگر از من خوششان نمی آید سعی می کنند با من رفتار خوبی داشته باشند.

با حفظ قرآن سعی می کنم معارف آن را در زندگی وارد کنم و این موجب تغییرات بارزی می شود؛ مثلا قرآن سطح درک را بالا می برد، صبر زیادی به انسان می بخشد.

آناج: حفظ کل قرآن خیلی سخت است؟

اگر کسی تصمیمش برای حفظ جدی باشد و انگیزه ای داشته باشد، حفظ قرآن اصلا سخت نیست. هیچ گاه نشد که به خاطر سختی حفظ از کارم پشیمان شوم بلکه با عزم جزم پیش رفتم.

آناج: به نظر تو همه می توانند قرآن را حفظ کنند یا اینکه حافظه ای خاص را می طلبد؟

هر کس واقعا بخواهد می تواند قرآن را حفظ کند؛ من هم خودم دارای حافظه ای خاص نمی دانم. مثلا وقتی معلمان مرا به عنوان حافظ کل قرآن در کلاس یا مدرسه معرفی می کنند، هم کلاسی هایم در ابتدا باور نمی کنند و بهت زده می شوند. خیلی ها هنگام زنگ تفریح پیش من می آیند که امتحانم کنند و می گویند مثلا آیه فلان از فلان سوره را بخوان. برخی می گویند بقره را بخوان تا باور کنیم. وقتی من سوره هایی را که می خواهند می خوانم، می فهمند که واقعا حافظ قرآن هستم و دروغ نمی گویم. این بهت بخاطر این است که فکر می کنند حفظ قرآن خیلی سخت است. خیلی از دوستانم می گویند من هم شروع به حفظ قرآن خواهم کرد اما پس از مدتی دیگر ادامه نمی دهند که اگر ادامه می دادند می توانستند حفظ کنند.

آناج: کدام آیه یا کدام سوره از قرآن تو را بیشتر مجذوب خود کرده؟

من به سوره ماعون خیلی علاقه دارم. علتش را نمی دانم ولی از اول خیلی به دلم می نشیند. علاوه بر این در جزء هشت، ششمین صفحه ی سوره انعام را نیز خیلی دوست دارم. البته این آیات در مورد گاو و گوسفند است و علاقه ام شاید به خاطر پیچیده بودن کلمات است.

آناج: به عنوان یک حافظ کل قرآن چه آرزویی داری؟

آرزو دارم رهبرم را ببینم و یکی از انگشتری هایشان را امانت بگیرم. البته دیدار داریم تا دیدار! من همان دیداری را می خواهم که به انگیزه ی آن قرآن را حفظ کردم.

آناج: دوست داری در آینده چه کاره شوی؟

من به دندان پزشکی علاقه ی زیادی دارم. باستان شناسی را دوست دارم اما بیشتر از آن دندان پزشکی را می پسندم.

آناج: برای افرادی که می خواهند قرآن را حفظ کنند، چه پیامی داری؟

آیاتی را که می خوانند اول تثبیت کنند، سپس به جزء بعد بروند و اینکه همراه با حفظ، صوت و لحن و تجوید را نیز یاد بگیرند چون بعدا برایشان سخت می شود.

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *