استانی 11 فروردین 1394 - 11 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

عاجزانه می خواهیم شهید ما را به تبریز انتقال دهید

آوای ورزقان: عاجزانه می خواهیم شهید ما را به تبریز انتقال دهید

به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، مهرماه سال گذشته پس از دوسال از دفن دو شهید گمنام در دانشگاه علوم پزشکی همدان، یکی از آن شهدا از طریق آزمایش DNA شناسایی شد.

شهید علی فرج‌پور متولد اسفند ۱۳۳۳ تبریز، در اسفند سال ۱۳۶۲، در سن ۲۹ سالگی طی عملیات خیبر در جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت نائل شد.

پس از شناسایی شهید، مراسم بزرگداشتی در همدان برگزار شد و فرزندان شهید بر بالین پدر خود حاضر شدند.

دانشگاه علوم پزشکی همدان نیز که میزبان این شهید بود در ازای آن که این شهید در همدان بماند قول پذیرایی و اسکان از خانواده شهید را برای هر زمانی که مایل بودند، داد.

عید امسال اولین سالی بود که خانواده شهید خواستند لحظه تحویل سال را برای نخستین بار پس از شهادت، در کنار پدرشان باشند اما شرایطی بر آنها رفت که منجر شد در نهایت خانواده شهید طی نامه‌ای از برخورد نامناسب پرسنل دانشگاه به خصوص میهمانسرا به شدت گله کرده خواستار برگرداندن شهیدشان به تبریز شوند.

بخش‌هایی از متن این نامه به این شرح است:

جناب آقای نیکبخت، استاندار همدان

روزی که پیکر مطهر پدرمان شهید فرج‌پور در همدان شناسایی شد، خود را به تقدیر الهی سپرده و خود را سببی همدانی نامیدیم و در زمانی که شهید گمنام مدفون در پایگاه دوم شکاری تبریز شناسایی و متوجه شدیم آن شهید عزیز همدانی است به رسم میزبانی به وظیفه خود جامه عمل پوشاندیم و بهترین خدمات رفاهی و… را برای آن خانواده معزز فراهم کردیم، چرا که رسم میهمان‌نوازی بر این است.

اما متأسفانه وقتی تصمیم گرفتیم پس از سال‌ها برای اولین بار خانواده در کنار سفره هفت سین دور شمع خانواده و بر مزار پدر جمع شویم، فکر آن را نمی‌کردیم که یک استان نمی‌توانند چند روز یک خانواده را که چندین سال چشم به راه مسافری بی‌نام و نشان بوده را تحمل کنند. فکر نمی‌کردیم سربار شهری شویم که روزی افتخار به میزبانی پدرم می‌کرد اما حالا چند ماهی نگذشته این چنین میزبانی می‌کنند که هر روز درب محل اسکان‌مان را می‌کوبند و می‌گویند باید تخلیه کنید!

واقعاً به میزبانی خود در تبریز افتخار می‌کنیم که حق خانواده شهید‌ را بجا آوردیم، اما از آنجایی که شما توانایی میزبانی یک خانواده را ندارید، تصمیم بر آن داریم که سریعاً نسبت به انتقال پیکر مطهر پدر شهیدمان به تبریز اقدام کنیم.
جناب استاندار ما حتی برای لحظه تحویل سال مجبور به التماس کردن به نگهبان شدیم تا اجازه دهد سال تحویل کنار پدرمان باشیم.

دو سه روز میزبانی برای یک استان این قدر سخت است که ما حتی برای صبحانه اجازه دسترسی به آب جوش میهمانسرا را هم نداشته باشیم. اینقدر ما میهمان ناخوانده هستیم که طی چند روز فقط غذای سرد شده روزهای قبل را باید مصرف می‌کردیم که به دانشگاه علوم پزشکی فشار نیاید!؟
حتی اگر حضور پدرم را هم کنار بگذاریم واقعاً این رسم میهمان نوازی شماست؟
اگر به عنوان مسافر درب یک خانه را هم می‌زدیم اجازه می‌داد که یک طفل شش ساله از سرویس بهداشتی منزلش استفاده کند اما این کار را هم نگهبانان دانشگاه برای ما نکردند و… عجب میهمان نوازی قشنگی کردند‌!
اگر یک مسافر در راه مانده درب خانه هرکس را می‌زد حتی اگر خواسته‌اش را هم اجابت نمی‌کرد اما حرف مسافر را گوش می‌داد. حال چه گوییم که هرچه در زمان‌های مختلف تماس گرفتیم رئیس دانشگاه حتی حاضر به شنیدن صحبت‌های ما نشد و تماس‌های بی‌جواب…

چرا برخی از مسئولان در پشت تریبون‌های مختلف حتی در روز بزرگداشت شهید آنچنان سخن می‌گویند که مردم را فریب دهند. حال ما هم می‌گوییم، مردم بدانند ما قدردان محبت و الطاف شما مردم دارالمؤمنین هستیم و خواهیم بود، اما با عرض پوزش متأسفانه باید بدانید که ما با مسئولان دانشگاه تماس گرفتیم و اطلاع دادیم که ایام نوروز قصد داریم در کنار مزار مطهر پدر شهیدمان باشیم. اما متأسفانه بدترین برخوردها را در این سفر شاهد بودیم.

محل اسکانی که طی این چند روز به ما دادند به دلیل بوی بسیار بد سرویس‌های بهداشتی قابل سکونت نبود، و هر روز درب اتاق را زدند که باید اتاق را تخلیه کنید. طی این چند روز ما موفق نشدیم یک غذای گرم به بچه‌ها بدهیم و علی‌رغم تعهد دانشگاه مجبور به خرید غذا شدیم. اجازه استفاده از آب جوش موجود در میهمانسرا را نداشتیم و رفتارهای زشت دیگر و اینها در حالی بود که به بهترین شکل از چند مسافر بدحجاب پذیرایی می‌شد و این برخوردها فقط برای خانواده شهید فرج‌پور است که میهمان شما بودند.

از آنجایی که ما خانواده شهید قصد داریم پس از چندسال دوری حداقل به راحتی بتوانیم مزار مطهر پدرمان را زیارت کنیم و تحمل چنین رفتارهای ناشایست را هم نداریم، تصمیم بر انتقال پیکر پدر را به شهر تبریز داریم.

در اینجا وظیفه خود می‌دانیم از شما مردم عزیز همدانی طلب حلالیت نماییم و به استاندار و رئیس دانشگاه علوم پزشکی و مدیرکل بنیاد شهید استان همدان نیز اعلام می‌داریم بیش از این ما را شرمنده میهمان‌نوازی بی‌سابقه خود نکنید و سریعاً پس از پایان تعطیلات نوروز اقدامات لازم را جهت انتقال پیکر مطهر شهید فرج‌پور را به تبریز مبذول نمایید.
خانواده شهید فرج‌پور

در ادامه این اتفاق ناخوشایند، فرید فرج پور، فرزند ارشد این سردار شهید در نامه ای سرگشاده به امام جمعه همدان و نماینده ولی فقیه در استان همدان خواستار انتقال پیکر پاک شهید به تبریز شده است، در ادامه متن این نامه می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

امام جمعه و نماینده محترم ولی فقیه در استان همدان

زمانیکه خبر شناسایی شدن پیکر پاک پدرم به ما رسید، ما از خوشحالی دست از پا نمی شناختیم، تا اینکه گفتند پدرمان در همدان به دست مهربان همدانیان طی مراسم پرشکوهی این شهدای گرانقدر را تشییع و به خاک سپردند.

وقتی در خانه خودمان بودیم، برادرانم و مادرم پافشاری کردند که پدرمان را به تبریز انتقال دهیم ولی من جلوی آنها ایستادم و گفتم بنده به عنوان قیم پدرم حق انتخاب دارم که پیکر شهید در همدان بماند یا نماند که با اصرار اینجانب و برای تشکر از همدانی ها و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی پدر شهیدمان را به آنها سپردیم و اینجانب از برادرهایم و مادرم خیلی حرف ها شنیدم.

آقایان مسوول! ما هنوز سه بار نشده که برای دیدن پدرمان در میهمانسرای دانشگاه علوم پزشکی همدان اقامت کردیم که حالا این بی مهری ها برای خانواده شهید رخ دهد.

تازه کسانی به ما منت می زنند که کلی برای مراسم خاک سپاری پدرم هزینه کرده اند و می گویند که برای شهدای دانشگاه یادمان درست کرده اند و برای آنها هزینه بر شده است.

حالا حرف من این است که وقتی با پول مملکت میروند و هزارها کیلومتر آن طرف مرزها مسابقات ورزشی با آن سر و وضع تماشا می کنند و پول مستقیم من و تو را خرج می کنند هیچ ترسی از کسی یا نهاد و سازمانی ندارند ولی برای شهید و شهدا منت میگذارند.

و همان هایی که سنگ غیرت خانواده های شهید و خود شهید را تا دیروز به سینه میزدند الان خودشان را کنار می کشند.

در پشت پرده این اهانت ها با دست های خود اهدافشان را به جلو می برند و خود را در ظاهر آبی زلال نشان می دهند.

بنده به عنوان یک خبرنگار و فردی رسانه ای در جاهایی مجبور می شوم بعضی پشت پرده ها را رسانه ای کنم و اگر در برخی جاها سکوت کنم به هم صنف های خودم خیانت می کنم و سکوت نمی کنم.

این موضوع ویترین زیبایی داشت اما زیر ویترینش خیلی بد بود. چرا آدم را مجبور به دروغ گویی و دورویی می کنید؟۱ مگر ما خانواده صغیر و بی علمی هستیم که سناریوی نوشته شده را در دست ما قرار می دهید، برای بازی آن، این ها تقوا و بصیرت نیست، این ها ریا و دورویی است که صورت خوشی ندارد.

هر روز دارند یک برنامه تازه ای طراحی می کنند ولی نمی دانم برای چه چیزی؟۱ مگر خواسته ما چیست؟! مادرم با قلبی شکسته  همیشه ساکت است. مگر آقایان میخواهند سند چه چیزهایی را برای ما نشان دهند که چه اقدامات و کارهایی برای خانواده شهید کردیم، جز اینکه دارند با آبروی این خانواده بازی می کنند و این خانواده و سایرین را برای خود سپر و پله ترقی کرده اند.

راستی چرا و هزاران چرای دیگر که ما واقعا برای خانواده های شهدا چه کرده ایم؟

خواهشمند است از مطالب اینجانب کسی سوء برداشت نکند، در آخر باز هم می گوییم و عاجزانه می خواهیم شهید ما را به تبریز انتقال دهید تا بیشتر از این متحمل هزینه های بیهوده نشوید!

با تقدیم بهترین احترامات

خانواده سردار شهید علی فرج پور

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *