به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، یک خبرنگار همواره در پی سوژه است و می خواهد به بهانه های مختلف بنویسد؛ چه بهانه ای بهتر از مادر! مادری که الگویش ریحانه ی پیامبر(ص) است و پسوندش ایرانی؛ و چه واهمه هایی که اغیار از قداست این واژه ندارند. خواندم که رابرت مرداک مدیر شبکه فارسی وان گفته است: “برای نابودی ایران باید درخصوص کلمه ی مقدسی به نام “خانواده” هزینه کرد و من قصد دارم موضوع مادر را در دستور کار خود قرار دهم؛ در ایران مادر خانواده همه چیز را مدیریت می کند و اگر مادر را به لجن بکشیم، تمام این جامعه به لجن کشیده خواهد شد”.
البته راست هم می گویند و باید گفت اگر چنین باشد، درست به هدف زده اند چرا که مادر ایرانی قلب این جامعه است.
آن روز که کودکی بیش نبودیم، مادر بارها نام خدا را بر زبانمان می نهاد و هرگاه خدا را تکرار می کردیم ذوق زده قربان صدقه مان می رفت. پس از اینکه با صد ناز بر سر سفره مان می نشاند، دست هایمان را به آسمان بلند می کرد و یادمان می داد که باید قدرشناس باشیم و فراموش نکنیم آنچه به مهر ما را آب و نان می دهد خداست. چه صفایی داشت سجاده ی باصفای مادرمان وقتی به نماز می ایستاد و رسم راز و نیاز با تک معبود عالم امکان را به ما نیز می آموخت. عجب مادر مهربانی داشتیم که برای عروسک هایمان لباس می دوخت یا کنار باغچه خانه با ما گل بازی می کرد، شکلک ها و صداهای بچه گانه در می آورد و اگر هم سواد داشت برایمان دیکته می گفت و در حل مساله های ریاضی کمکمان می کرد. و چه بسیار خاطراتی که از مادران دیروز به خاطر داریم.
اما چه شده که مادران امروز یک لیوان شیر و یک قاچ کیک را کنار تخت خواب فرزندشان می گذارند و خانه را به مقصد محل کار ترک می کنند و بچه می ماند با اسباب بازی هایش، کامپیوترش و یا مربی مهدکودک که هرگز جای مادر را برایش پر نخواهد کرد. چرا مادر امروز همیشه پشت اینترنت و درگیر وایبر و واتساپ و اینجور مسائل است و فرزندش را با انواع و اقسام گیم هایی که قطعا بدون تاثیر روانی نیست سرگرم می کند. چرا امروز بچه ها به جای نماز و خدا و دعا، رقص و ترانه می آموزند؟ چرا دیگر مادر برای عروسک کودکش لباس نمی دوزد؟ چرا وقتی از سر کار می آید اصلا حال و حوصله این را ندارد که برای بچه مدرسه ای اش دیکته بگوید؟ مادر ایرانی چرا دیگر برای کودکش قصه نمی گوید؟ و چرا …
به بهانه روز مادر و به دنبال سوالاتی از این دست گفتگویی با رقیه حیدری مدیر حوزه ی علمیه صادقیه ترتیب دادیم که در ادامه می خوانید:
آناج: به نظر شما چه عاملی موجب تمایز مادر ایرانی با مادران دیگر شده و به این جایگاه تقدس بخشیده است؟
جایگاه مادر در اسلام جایگاه ویژه ای است و الگوهای بارزی دارد و اگر مادر ایرانی نیز قداست خاصی یافته است مرهون همین فرهنگ دینی ماست که اگر چنین نبود چرا مادر غربی یا مادر در جوامع دیگر چنین جایگاهی ندارد؛ در حالی که آن ها هم زایمان می کنند، شیر می دهند و این اتفاق ها را تجربه می کنند اما چرا چنین حرمت و ارزشی ندارند؛ تاکید اسلام به جایگاه مادر تا حدی است که اگر در یک زندگی روش ها و سبک زندگی اسلامی حاکم باشد قطعا مادر آن خانواده قداست پیدا می کند.
جوامع غربی از آموزه های دین اسلام محرومند و به مادر نگاهی ابزاری برای تولید دارند در حالی که در اسلام این طور نیست اما این قداست باید حفظ شود و باید در این زمینه خیلی مواظب باشیم چرا که می بینیم فرهنگ غربی به صورت غیرمستقیم بر زندگی و خانواده های ایرانی تاثیر گذاشته و جایگاه رفیع و مقدس مادر را نیز مورد هجمه قرار می دهد.
آناج: مادران امروز چه ضعف ها و قوت هایی نسبت به مادران دیروز دارند؟
مادران امروز ضعف ها و قوت هایی را نسبت به مادران دیروز ایرانی دارند که از جمله این نقاط قوت این است که آن ها معمولا اهل علم، تحصیل کرده و آگاه هستند؛ مطالعه می کنند و همواره دنبال این هستند که از علم روز در امر تربیت فرزندان خود بهره مند شوند که قطعا مادر آگاه خیلی متفاوت از مادر ناآگاه است.
مادران امروز به بهداشت و تغذیه فرزندانشان اهمیت زیادی قائل هستند؛ به استعداد های فرزندان خود توجه دارند و در جهت استعدادیابی و پرورش و شکوفایی توانایی های فرزندان خود می کوشند که شاید مادران در قدیم به این موضوعات توجه مناسبی نداشتند.
در کنار تمام قوت ها، مادران امروز ضعف هایی هم دارند که برخی خیلی مهم هستند و تا حد بسیار زیادی سرنوشت جامعه ی ما را تحت تاثیر قرار می دهند؛ متاسفانه آنها از تربیت دینی فرزندانشان غافل شده اند و آن قدر که به ورزش و تغذیه کودکان خود اهمیت می دهند به پرورش دینی آن ها اهتمام نمی کنند. البته برخی از خانواده ها نیز هستند که به این امور اهمیت بیشتری قائلند و بیشتر تلاش می کنند اما باید بگویم متاسفانه امروزه تعداد چنین خانواده ها و چنین مادران کم و محدود است.
مادران امروز مشغله های زیادی داررند و بیشتر وقت خود را در اجتماع صرف می کنند و این موجب غفلت از فرزند می شود و آن طور که باید برای فرزندان خود وقت نمی گذارند؛ به طوری که افزایش طلاق عاطفی بین والدین و فرزندان و بین پدر و مادر ها ناشی از همین مساله است. مادران باید توجه داشته باشند که تکلیف اول و وظیفه ی اصلی آنها تربیت فرزند و مدیریت خانواده و مادر خوب و همسر خوب بودن است که ابتدا باید به این تکالیف به خوبی عمل کنند و سپس به امورات دیگر بپردازند. اما متاسفانه می بینیم که گاه مادران امروز فعالیت های اجتماعی و امور دیگر را بر خانواده و تربیت فرزندان خود ترجیح می دهند و بخش اعظمی از وقت خود را صرف این کارها می کنند.
وقتی مادر ساعات قابل توجهی از روز را صرف فعالیت های اجتماعی می کند و با مسائل و کارهای زیادی دست و پنجه نرم می کند، بدن و روح و روان او خسته می شود و هنگامی هم که به خانه و نزد خانواده و فرزندان خود برمی گردد دیگر انرژی و توان کافی برای رسیدگی به نقش مادری خود ندارد، نمی تواند ان طور که باید و شاید به فرزند خود محبت کند و به نیازهای عاطفی اش بپردازد؛ بنابراین فرزند نیز برای پر کردن خلاء های عاطفی و به دنبال محبت، به بیرون از خانواده رجوع می کند و در جست و جوی محبت به دام ها و معضلات زیادی مبتلا می شود.
یکی دیگر از مواردی که موجب غفلت مادران از فرزندانشان می شود، درگیری زیاد آن ها با رسانه و فضای مجازی است؛ باید بگویم رسانه ها علیرغم نقش ها و آثار خوب و مفیدی که دارند، آثار تخریبی نیز برجای می گذارند و مادر ایرانی را نیز مبتلا می کنند. مادران به جای اینکه وقت خود را با فرزندشان بگذرانند و برایشان تفریحات سالم فراهم کنند، درگیر اینترنت و موبایل و غیره می شوند.
مادران قدیم گرفتار این ضعف ها نبودند و خود را بیشتر وقف فرزندشان می کردند اما به نظر من در مادران امروز ایثار کمرنگ شده است و به همین دلیل است که تعداد فرزندان نیز رفته رفته کاهش یافته است؛ چون مادران دیگر نمی خواهند خود را زیاد به زحمت بیاندازند و یک فرزند را به زور به دنیا می آورند آن هم پس از گذشت ده سال از زندگی مشترک.
آناج: چه خطراتی مادر ایرانی را تهدید می کند و چرا باید تهاجمات فرهنگی را در رابطه با مادر، خطرناک تر بدانیم؟
تهاجمات فرهنگی غرب همه جامعه را تهدید می کند اما پاره ای از قشر ها نیز هستند که اگر این تهاجمات در آن ها تاثیر بگذارد، از این طریق به لایه های دیگر اجتماع نیز آسیب می رساند که مادران جزء همین قشرهای خاص هستند و اگر دچار آسیب شوند به همه ی خانواده و به تبع آن به اجتماع آسیب می رسانند.
اگر مادر به تدریج از فضای خانواده دور و درگیر تفریحات ناسالم و دوستی های تجردی شود، برای خانواده خطرناک است. مادر نباید طبق فرهنگ غربی برای فعالیت های دیگر بیش از حد وقت صرف کند و از فرزندان خود غافل شود.
دشمن با اهداف و برنامه های مشخص به میدان آمده است و برای همه ی قشر ها و بخش ها از قبیل دانشگاه ها، ادارات، مدارس، جوانان و غیره برنامه هایی دارد که در این میان رکن خانواده مهترین نقطه جهت به فساد کشیدن همه ی جامعه ی اسلامی است. همان طور که می دانیم مدیریت خانواده و تربیت فرزندان بر عهده ی مادر است و اگر مادر در مقابل خطرات، بخصوص خطرات فرهنگی، خود را ایمن نگه دارد، به تکلیف اصلی خود به خوبی عمل کند و برنامه غرب را در خانواده خنثی کند، قطعا خیلی از نقشه های شوم دشمن برای جامعه ی اسلامی ایران خنثی می شود.
آناج: مادران امروز بین دو موضوع تربیت فرزند و مدیریت خانواده، با اشتغال و فعالیت های اجتماعی دچار تناقض می شوند؛ شما چه راهکاری را برای رفع این تناقض پیشنهاد می کنید؟
به نظر من بهتر است مادران این تناقض را با برنامه ریزی و مدیریت حل کنند؛ به نظر من شاغل بودن مانع مادر شدن نیست اما نوع کار و محیط کار خیلی مهم است و ما در این مورد حتما باید به ظرفیت زنانگی مادران توجه داشته باشیم. در جمهوری اسلامی زنان و مادرانی بودند که به عنوان خانم تحصیل کرده و دارای مسئولین اجتماعی و سیاسی، فرزندانی سالم تربیت کردند و شغل و فعالیت آنها مانع مادر شدن یا پرداختن به وظایف مادریشان نشد و اگر عده ای نمی توانند موفق شوند به دلیل بی برنامگی و راحت طلبی است؛ قطعا میزان راحتی و اسایش زنی که هم شاغل است و هم خانه دارد، مساوی با مادر صرفا خانه دار نیست.
البته اگر فردی احساس تناقض کند و توانایی رفع آن را نداشته باشد باید بداند که برای یک زن و یک مادر اولویت اول تربیت فرزندان است و اگر غیر از این بیاندیشد و عمل کند حتما آسیب می بیند. اگر مادری به خاطر تربیت فرزند خود شغل و فعالیت اجتماعی خود را وانهد یا کمتر به آن بپردازد شاید از نظر مادی برخی مزایا را از دست بدهد اما قطعا وقتی که برای فرزند و خانواده صرف می شود، هدر نمی رود و در آینده تاثیر آن آشکار می شود.
اگر مادرانی کودکان خود را به مهدکودک ها می سپارند، لازم است در انتخاب مهدکودک حساسیت به خرج بدهند و فرزندان خود را به هر مهدی و به تربیت هر فردی نسپارند. مثلا مهدهای قرآنی هم هستند که به لحاظ برنامه های فرهنگی و آموزشی که دارند بر اساس آموزه های دینی و قرآنی عمل می کنند اما لازم به ذکر است که مهدکودک چه قرآنی باشد و چه غیر قرآنی، فاصله گرفتن مادر از فرزند بزرگترین آسیب ها را به کودک می زند و بهتر است مادر حداقل دو سال اول را تمام وقت کنارر فرزند خود صرف کند تا نیازهای عاطفی او در این دوره حساس رفع شود. البته مسئولین نیز در این راستا باید تدابیری را بیاندیشند که اسباب آرامش زنان و مادران شاغل را فراهم کنند مثلا بهتر است در اداره ای که تعداد قابل توجهی(مثلا یک سوم) کارکنان آن زن هستند، مهدکودک هایی تعبیه شود تا مادران حین کار گه گاه به فرزندانشان سر بزنند و آن ها را ببینند.
البته می دانیم که هنوز مادر ایرانی رنگ نباخته و هنوز هستند مادرانی که با وجود مشغله ها، دلواپسی ها، مشکلات و کمبودهای بسیار، خود را وقف فرزندانشان می کنند، فرزندانی که چه بسا پدر ندارند یا شاید از نعمت سلامت کامل نیز محرومند. هستند مادرانی که باید کار کند تا علاوه بر تامین مخارج زندگی، نیازهای فرزند معلولش را تامین کند… می ستاییم مادران دلسوز و مهربان و فداکاری را که به خاطر فرزندانشان معادلات روزگار را برهم می زنند.