به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، غلامرضا منصوری/کارشناس ارشد مطالعات اجتماعی و علوم سیاسی
قبل از ورود به بحث در باره موضوع مشخص مذکور ناگزیر از طرح چند نکته ایم.
چه کسی در راس امور است؟/این نوع مباحث بیش از آنکه تحول ساز باشد ماهیتی خنثی دارد
۱-به نظر می رسد در آستانه ایام انتخابات یک موضوع کلان مانند تغییر تعریف حوزه انتخاباتی و… به نوعی رویه شده است. مثلا سال ۹۰ هم آنقدر برخی ها بر طبل مناقشه جایگاه بالا (چه کسی در راس امور است؟) در نظام جمهوری اسلامی ایران کوبیدند که آخر سر رهبری نیز بدان موضوع ورود یافتند طوریکه در سخنرانی خراسان شمالی تلویحا امکان آن را به آینده نه چندان نزدیک موکول کردند.
۲- این نوع مباحث بیش از آنکه تحول ساز باشد ماهیتی خنثی دارد. یعنی فارغ از اینکه تحقق یا عدم تحقق چنین طرح هائی به چه میزان به نفع انقلاب خواهد بود بایستی البته با کمی تردید، منتظر برخی حاشیه های بی مایه و بی فایده مباحث نیز بود. علت این سخن نحوه طرح چنین موضوعاتی است. نمودار مطرح شدن موضوعات علمی و یا اجتماعی را اگر در یک مسیر صحیح بخواهیم ترسیم کنیم به نظر می رسد حرکت از قاعده به سمت راس هرم جامعه، راه صحیح تری باشد. نقد اصیل و کارساز به عکس این مساله را پوپر در کتاب ارزشمند خود (جامعه باز و دشمنان آن) نگاشته است.
۳-از دو مقدمه فوق می توان نتیجه گرفت که طرح این موضوع ره به جائی نخواهد برد. این از رد به اصطلاح شبه فلسفی مان . اما در بستر سیاسی نیز می توان دستمایه های زیادی برای رد و یا خدای نکرده تمسخر طرح چنین موضوعی پیدا نمود. مانند:
کاندیدایی که بتواند شبکه گسترده ای ساخته و تا روز رای گیری آن را نگه دارد پیروز انتخابات است
الف: انتخابات مجلس و البته انتخابات شوراها تفاوت اساسی با انتخابات ریاست جمهوری دارد. در شیوه مرسوم انتخابات مجلس به دلیل طرح موضوعات محلی به دلیل رقابت نخبگان محلی مهمترین معیار کسب آرا شبکه بندی های اجتماعی بومی است. در واقع کاندیدایی که بتواند شبکه گسترده ای ساخته و تا روز رای گیری آن را نگه دارد پیروز انتخابات است. حال نحوه تشکیل این شبکه بحث مفصلی است اما در مجموع ۲ سازوکار شناخته شده وجود دارد:
۱-تحریک ذهن نفع طلبانه(از وعده استخدام فرزندان گرفته تا آسفالت کردن راه شوسه روستا) افراد
۲-تحریک ذهن آرمانخواهی افراد از تعصبات قومی قبیله ای گرفته تا مباحث روشنفکری)
ب:مساله دیگری که انتخابات مجلس را متمایز می کند علاقه دستگاه ها و نهادهای اجرائی به نتیجه انتخابات و به دنبال آن مسیرهای پیش روی آن است. مثلا رییس اداره آب و فاضلاب شهرستان فلان نتیجه انتخابات را برابر با میزان تلاش آتی خود برای کسب رضایت شهروندان می داند. نماینده فعال و انقلابی بالتبع فشار زیادی درجهت کار برای مردم، به نهادهای دولتی وارد خواهد آورد.
نمایندگانی که از خاستگاه شهرهای کوچکند در این طرح منافع شهرهای شان را تهدید شده می دانند
ج:امکان اینکه این طرح رای بیاورد بسیار پایین است چراکه از نمایندگان فعلی حاضر در مجلس ۶۵ نماینده متعلق به کلانشهر ها هستند . این نمایندگان اغلب معروف ترین نمایندگان استان مربوطه نیز محسوب می گردند. بالتبع این عزیزان با این طرح موافق ترند. حدود ۱۰۰نماینده دیگر متعلق به مراکز استان ها هستند که این طرح احتمالا به نفع ایشان نیز می تواند باشد اما بقیه نمایندگان که از خاستگاه شهرهای کوچکند در این طرح منافع شهرهای شان را تهدید شده می دانند.
تغییر ضائقه رای دهی و انتخاب سرشناسان استان نکات مثبت استانی شدن
البته این طرح تبعات مثبتی نیز دارد که مهمترین آن تغییر شیوه های جمع آوری رای برای نماینده است. در برخی اوقات مشاهده می شود در شهرهای کوچک ذائقه ها و علقه های طایفه ای و قومی جایگزین راه تحقق منافع و آرمان های یک شهر می گردد.
دومین تاثیر مثبت آن انتخاب افراد سرشناس و صاحب نظر و به اصطلاح نخبه استان می باشد. بدون قصد توهین و به منظور یاد آوری واقعیت ها متاسفانه شاهدیم که اغلب نخبگان نه در شهرهای کوچک بلکه در شهرهای بزرگ و مراکز استان اقامت دارند.
مخلص کلام اینکه اگر انتخابات استانی برگزار گردد قدمی به سمت تحزب برداشته خواهد شد. چراکه در این هنگام نقش لیست های انتخاباتی و برنامه های جامع و کلان مشترک ظهور خوهد یافت.لذا به نظر می رسد بدون اینکه نامی از تحزب برده شود عده ای با این طریق غیر مستقیم در صدد تقویت فرهنگ سیاسی مشارکتی از نوع تحزب قانونی در کشورند. البته اینکه این اتفاق امر مبارکی است یا نه موضوع این نوشتار نیست.