استانی 08 اردیبهشت 1394 - 11 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
کپی شد!
0

شهرت تنهایی می‌آورد / خوشحالم در قلب مردم جای دارم

به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، چندی پیش و در ایام نوروز بهانه‌ای بود تا با چهره‌های مختلف شهر تبریز دیدار و گفتگویی ترتیب دهیم. در هیاهوی این شهر شلوغ و هزاران مشغله و درگیری نباید فراموش کنیم عزیزانی را که تمام زندگی خود را وقف مردم این شهر و رفع مشکلات آنان کرده‌اند. در این ایام متوجه شدیم که مجری، تهیه‌کننده، بازیگر، دوبلر و خلاصه مرد تمام عیار صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی در بستر بیماری به سر می‌برد. با همکاران راهی منزل استاد محمود آل هاشم شدیم تا هم عیادتی کرده باشیم و هم پای صحبت‌های وی بنشینیم. البته بنا به دلایلی، متاسفانه انتشار این گفتگوی جذاب دچار تاخیر شد و هم اکنون تقدیم مخاطبان عزیز می شود.

وارد منزل استاد شدیم. با برخورد بسیار گرم فرزاد خوش پوری همکار جوان استاد روبرو شدیم سپس به اتاق استاد رفتیم و خوشبختانه با دیدن وضعیت عمومی استاد نگرانی مان رفع شد. بعد از احوالپرسی و رفع نگرانی پای صحبت‌های وی نشستیم.

استاد محمود آل هاشم

آناج: در مورد وضعیت عمومی خودتان توضیح دهید؟

حدود سه ماه پیش صبح که از خواب بیدار شدم احساس سرگیجه شدید کردم، چشم هایم را بستم، احساس کردم که بد از خواب بیدار شده ام ولی بعد متوجه شدم که اصلا حال خوبی ندارم، خوشبختانه اکنون وضعیت نسبتا خوبی دارم، تحت نظر دکتر محمدیان متخصص مغز و اعصاب هستم. این روزها فقط فشار خونم در تعادل نیست و مرتب بالا و پایین می شود. سرگیجه هم دست از سر من برنمی دارد. ولی نسبت به روزهای اول بیماری وضعیتم بسیار خوب است. از شما اصحاب رسانه که تشریف آوردید و جویای احوال من شدید بسیار ممنونم. من خودم فردی رسانه ای هستم و میدانم که چقدر مشغول پوشش اخبار هستید و بنابراین از هیچ یک از همکاران که به عیادت من نیامده‌اند ناراحت نیستم. چون کاملا با مشغله های این شغل آشنا هستم.

آناج: نگاهمان به لوح ها و تقدیر نامه‌های روی میز و ویترین می‌افتد. در مورد این لوح‌ها توضیح دهید؟

این لوح‌ها خاطره‌های زیادی با خود به همراه دارد ولی اکنون فایده ای برای من ندارد. از هفده جشنواره کشوری در چهارده جشنواره جایزه نفر اول را کسب کرده ام. مقام هایی چون بهترین مجری، بهترین تهیه کننده، بهترین گزارشگر و …

از سازمان یونیسف هم در این اواخر تقدیر نامه دریافت کرده‌ام. (خوش پوری، همکار آل هاشم در مورد این لوح بیشتر به ما توضیح می‌دهد و می‌گوید: در مورد کودکان که دچار بیماری اوتیسم هستند برنامه تهیه کردیم و این لوح از سازمان یونیسف در این مورد به استاد اهدا شده است)

آناج: آن قدر که شما پیگیر مشکلات مردم و جامعه بودید اکنون مردم نیز پیگیر مشکلات شما هستند؟

من می‌دانستم که مردم شهرم قدردان هستند، ولی راستش را بخواهید تا این حد انتظار نداشتم. در این سه ماه هر بار که بیرون از خانه رفته‌ام با برخورد بسیار گرم مردم مواجه شدم. چون در برنامه حرکت در مورد بیماری من بر خلاف خواسته من آیتمی پخش شد، من در چهره مردم نگرانی را می‌دیدم که نگران من بودند. وقتی این قدردانی را می‌بینم بسیار خوشحال می‌شوم و احساس می‌کنم حالم کاملا خوب شده است.

در مورد پیگیری‌های من در مورد مشکلات باید بگویم من این پیگیری‌ها را وظیفه خودم می‌دانم.

استاد محمود آل هاشم

آناج: از سیمای شهرها برایمان بگویید؟ زمانی که حتی شبکه استانی وجود نداشت.

بگذارید یک خاطره به شما بگویم. از سال شصت و سه وارد صدا و سیما شدم. رشته تحصیلی من الکتروتکنیک بود. برای گذراندن دوره کارآموزی به قسمت فرستنده‌های صدا و سیما رفتم و الان می‌بینم که این دو ماه سی سال شده است. در آن زمان جمعه‌ها اگر یادتان بیاید یک فیلم سینمایی پخش می‌شد. من در آن زمان تهیه کنندگی آن فیلم‌ها را بر عهده داشتم. در واحد خبر به عنوان گوینده حضور داشتم. دوبله هم از دیگر کارهای من بود.

آناج: از کجا به استعداد خود در مورد مجری گری و دیگر کارهای صدا و سیما پی بردید؟

در آن زمان مسئولان صدا و سیما این استعداد را کشف کردند. خدا بیامرز آقای رضایی در آن زمان مدیر خبر بود و وقتی دوره کارآموزی من در صدا و سیما تمام شد من را در آنجا حفظ کردند و بدین ترتیب وارد دنیای رادیو و سپس تلویزیون شدم. چک دریافتی دو ماه حقوق من را می‌بینید. در سال شصت و چهار برای دو ماه کار چهار هزار و نهصد و چهل تومان دریافتی حقوق داشتم.

آناج: در مورد جشن گلریزان ها توضیح دهید؟

قبل از اینکه ستاد دیه در استان تشکیل شود من یک برنامه روی آنتن رفتم که در آن آش نذری پخته می‌شد و من پرسیدم چقدر برای تهیه این آش هزینه کرده‌اید که گفتند حدود یک میلیون تومان. من در آن برنامه گفتم که نذری دادن رسم بسیار خوبی است ولی کاش مردم می‌دانستند که برای پنجاه هزار تومن یا صد هزار تومن افرادی در بند زندان گرفتارند. فردای آن روز از اداره با من تماس گرفتند که سریع به اداره بروم. وقتی جلوی صدا و سیما رسیدم دیدم حدودا سی نفر جلوی درب صدا و سیما منتظر من هستند. آنها برای کمک به زندانیان بعد از پخش آن برنامه آمده بودند. در آن زمان ستاد دیه ای حضور نداشت که من آنها را به این ستاد معرفی کنم. من هم به این خیرین گفتم به زندان بروید تا از آنجا مشکلات این زندانیان غیر عمد را حل کنید. مدیرکل وقت زندان‌های استان و رئیس زندان تبریز در آن زمان شکایت عریض و طویلی از من که این برنامه بازتاب بدی در جامعه خواهد داشت را به صدا و سیما ارسال کرده بودند و خواستار برخورد با من شده بودند. مدیرکل آن زمان صدا و سیما هم یک توبیخ اساسی در پرونده من ثبت کرد. من هم دیگر این موضوع را کات کردم تا اینکه چهار سال بعد ستاد دیه تشکیل شد. بعد از تشکیل ستاد دیه رسانه هم جزئی از این مجموعه شد. من هم جزو هیات مدیره ستاد دیه استان انتخاب کردند و بعد از یک سال همان مدیرکل زندان های استان به عنوان رییس ستاد دیه معرفی شد و من هم بلافاصله بعد از دیدن وی از هیات مدیره کناره‌گیری کردم. اولین جشن گلریزان هم از این طریق برگزار شد.

آناج:  اگر برگردیم به اتمام دوره کارآموزی شما، باز هم تلویزیون را انتخاب می‌کنید؟

با صراحت میگویم که نه! تلویزیون را انتخاب نمی کردم. از تصویر شدن، از چهره شدن در صدا و سیما راضی نیستم. شاید خیلی از آزادی‌ها را از من سلب کرده است. شاید دوست داشته باشم من هم مثل بقیه در پارکی مشغول تفریح باشم و در جایی به ورزش بپردازم ولی این تصویر شدن من را اذیت می‌کند. دائما باید مراقب رفتار خود باشم که چه کاری انجام می‌دهم. محبوبیت را خیلی دوست دارم ولی از مشهوریت بدم می‌آید. مشهوریت محدودیت آور است. شهرت بزرگترین تنهایی است. چهره‌های مشهور شاید روزی از یاد بروند ولی جهره‌های محبوب دائم در قلب مردم جای دارند. مثلا در همین تلویزیون چهره‌هایی همچون بامشاد را مردم در یاد دارند چون در آن زمان مشهور شد ولی مشایخی، بهروز وثوقی این‌ها در دل مردم جای دارند و محبوب هستند.

استاد محمود آل هاشم

آناج: در مورد اجرای کلی برنامه‌های شبکه سهند چه نظری دارید؟

استاد می‌خندد و می‌گوید من در مورد همکارانم نمی‌توانم نظر دهم. ولی در کل شما در جامعه می‌بینید عده‌ای به موسیقی رپ گوش می‌دهند و عده‌ای به موسیقی سنتی. اگر از آنها بپرسی چرا از دیگر موسیقی‌ها خوشتان نمی‌آید جوابی برای گفتن ندارند. چون سلیقه شخصی آنها این است. شاید اجرای برخی همکارانم در شبکه سهند برای خیلی‌ها فوق‌العاده جذاب باشد ولی شاید برای خیلی‌ها هم باب انتقاد را گشوده باشد.

آناج: برنامه ای به سبک برنامه حرکت در دیگر استان‌ها هم پخش می‌شود؟

برنامه ما اولین برنامه کشوری هست که آیتم دوربین مخفی را پخش کرد. در آن زمان آقای نجفی از شبکه ۵ تهران طرح برنامه ما را گرفتند و به تهران بردند تا در این شبکه هم به اجرا در بیاورند که اکنون هم فکر کنم گه گاهی به روی آنتن می‌برند. برنامه ما سی سال سابقه دارد. علت دوام آوردن برنامه حرکت به نظر من این است که این برنامه از دل مردم سخن می‌گوید. من در اجرای این برنامه اصلا فیلم بازی نمی‌کنم. از روی کاغذ حرف نمی‌زنم. یکبار هم با گریم جلوی دوربین نمی‌روم. این‌ها باعث شده‌اند که برنامه حرکت در دل مردم جا پیدا کند.

آناج: در مورد آن تک سیگار موجود در ویترین توضیح دهید؟

من باید اعلام کنم که از سال هشتاد و هشت دیگر مصرف دخانیات را کنار گذاشته‌ام و از این موضوع بسیار خوشحالم. در سال هشتاد و هشت و در شب تولدم تصمیم گرفتم که دیگر سیگار را کنار بگذارم. حدود هفده نخ سیگار درون پاکت بود. تصمیم گرفتم تا صبح این سیگارها را تمام کنم و سیگار را ترک کنم. آن تک نخ سیگار آخرین سیگار آن پاکت بود که به یادگار نگه داشته‌ام و خوشبختانه از آن روز به بعد دخانیات را کنار گذاشته‌ام.

آناج: تلخ ترین خاطره برنامه حرکت؟

یک کودک سرطانی به اسم خلیل که قبل از دوره شیمی درمانی تا لحظه مرگ در کنارش بودم. (اشک در چشمانش حلقه می‌زند) این کودک در روزهای آخر زندگی‌اش به قدری در بدنش احساس درد می‌کرد که حتی اجازه تزریق به بدنش نمی‌داد ولی وقتی من با پرستاران پیشش می‌رفتیم درد را تحمل می‌کرد و می‌گفت عمو جان چون شما می‌گویید من اجازه تزریق می‌دهم. هر ماه سر خاکش می‌روم و کلی درد و دل با هم می‌کنیم.

استاد محمود آل هاشم

یک خاطره تلخ دیگر اینکه دو بچه در مدرسه دعوا کرده بودند و یکی غیر عمد دیگری را به قتل رسانده بود. آن دانش آموز در هجده سالگی باید قصاص می‌شد. من با خانواده مقتول حرف زدم که فرصت بدهید تا این بچه قصاص نشود و وی هم قبول کرد ولی به من دروغ گفته بود و فردای آن روز حکم قصاص را اجرا کرده بود.

آناج: خوش ترین خاطره از برنامه حرکت؟

در اطراف خواجه یک مورد قصاص بود که یک پیر مرد معمم گفته بود که اگر من به آنجا بروم و از در خانه‌اش وارد شوم حکم قصاص را اجرا نخواهد کرد و فرد را خواهد بخشید که به وعده خود عمل کرد و باعث خوشحالی من شد که آنقدر در بین مردم محبوب شده‌ام که توانستم جان یک نفر را نجات دهم.

یک خاطره دیگر اینکه چند روز پیش یک موذن و قاری قرآن را که مرتکب قتل غیر عمد شده بود و سالیان سال در زندان بود را از قصاص نجات دهیم.

سخن آخر: hمیدوارم امسال سال خوب برای همه هموطنانم باشد.

استاد محمود آل هاشم

آناج: به لطف خدا منتظر برنامه حرکت در سال ۹۴ با اجرای خودتان هستیم

انشاءالله

استاد محمود آل هاشم

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *