به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، سخنرانی رهبر معظم انقلاب در جمع معلمان و هشدار به مسئولین آمریکایی، ابعاد مختلف و آشکار و پنهانی دارد که همچنان نیازمند واکاوی می باشد. رهبری در قسمتی از این سخنرانی می فرماید:” همه توجّه داشته باشند – هم مسئولین سیاست خارجی ما، هم مسئولین گوناگون دیگر، هم نخبگان جامعه – یک ملّت اگر نتواند از هویّت خود، از عظمت خود، آنچنان که هست، در مقابل بیگانگان دفاع بکند، قطعاً توسری خواهد خورد؛ بروبرگرد ندارد. باید قدر شخصیّت و هویّت خود را دانست…”
مصادیق متعدد تاریخی از تو سری خوری سران و کیان ملت ایران می توان به صف سطرها افزود، اما هدف، شمارش توسری خوری های تاریخی دولتمردان قاجار و پهلوی نیست، هرچند که سد محکم پیشرفت ایران را همین تو سری خوری ها به یک بتن چند قرنی تبدیل کرد. هدف امروز اینست که چطور مانع توسری خوری مسئولین خود باشیم؟!
ساعاتی پس از هشدار قاطعانه ی رهبری، سخنگوی کاخ سفید در یک چرخش آشکار در اظهار نظری جدید، از موضع تهدید فراری شد و مذاکرات را راهبرد اساسی ایالات متحده معرفی کرد. اگر پاسخ قاطعانه از طرف ایران چنین نتیجه ای را می دهد پس چرا مسئولین مذاکره کننده لام تا کام تهدید جواب تهدید را عملیاتی نمی کنند؟ چرا صبر می کنند تا به تعبیر غربی ها، رهبر عالی کشور خود را وارد گود مبارزه کند؟
اما قبل از طرح سوال ها و چرایی ها به چند نکته ی اساسی درباره مسئله آمریکا و ایران باید مورد کنکاش قرار گیرد.
مواردی که آمریکا در حال حاضر و بعد از تجربه ی ناموفق موارد متعدد براندازی در قبال ایران دنبال می کند بدین شرح است:
۱٫تبدیل ایران به یک متحد استراتژیک جهت تامین منافع آمریکا
۲٫روی کار آمدن مسئولین غرب گرا و معتدل از نگاه آمریکایی ها جهت تحقق مورد اول
۳٫حل پرونده های متعدد هسته ای، حقوق بشر،موشکی و تروریسم و احتمالا نفت در آینده ی نه چندان دور در قبال ایران برای عملیاتی کردن مورد اول
۴٫پیگیری براندازی نرم در صورت امکان
سید هادی سید افقهی کارشناس مسائل منطقه ای طی اظهاراتی در گفتگو با آناج مدعی شد: آمریکا به این نتیجه رسیده که امروز شریک مطمئن تر و امن تری از ایران برای تامین منافع آمریکا در منطقه نمی توان یافت !
وی در ادامه افزود: اختلافات قبایلی و ملوک طوایفی و بیداری ملت ها در کشورهای منطقه در آینده ای نزدیک تهدید کنندگان منافع امریکا محسوب می شود. لذا امریکا بدنبال اینست که ایران را به یک متحد استراتژیک تبدیل کند.
البته آمریکا تنها به دنبال متحد استراتژیک می باشد. متحدی که بدون درگیری منافع آمریکا را تامین کند. کاری که پس از جنگ جهانی دوم، با شوروی انجام داد و در دوران جنگ سرد و علی الخصوص پسا جنگ سرد، کشور روسیه به یک متحد استراتژیک جهانی برای تامین منافع آمریکا تبدیل شد. امروز مسئله ی تغییر رژیم در ایران به یک اولویت دوم برای آمریکا تبدیل شده است. آمریکا در میدان واقعیت به این نتیجه رسیده است که توان براندازی ندارد. به همین دلیل به یک راهبرد دیگری پناه آورده است.
البته متحد استراتژیک برای آمریکا معنای تامین منافع طرف مقابل را شامل نمی شود. این یک اصل تغییر ناپذیر برای آمریکا می باشد که متحد استراتژیک یعنی فرمان بری طرف مقابل از آمریکا. لذا تهدیدهای عملی و رسانه ای یکی از راهکارهای تبدیل یک کشور برای متحد شدن از سوی آمریکاست.
سوال اساسی در اینجاست که ماهیت انقلاب اسلامی در قبال اهداف آمریکا می تواند سازگاری داشته باشد؟ همراهی مستقیم یا غیر مستقیم با نماد استکبار جهانی از نگاه آموزه های انقلاب اسلامی قابل همزیستی مسالمت آمیز می باشد؟ از نگاه مسئولین فعلی دولتی و شخص رئیس جمهور که در مقاطع مختلف اظهار نظر کرده اند بله. رئیس جمهور پس از تفاهم لوزان صراحتا به این نکته اشاره کرد که ما می خواهیم در قبال مسائل مختلف دیگری هم با دنیا” آمریکا” همکاری کنیم. یعنی جناب روحانی زیر بیرق راهبرد اساسی آمریکا قرار دارد. جناب روحانی صراحتا معتقد است که برخلاف مبانی انقلاب اسلامی، ما باید همکاری استراتژیک با قدرت های دنیا داشته و خود را در وادی درگیری قرار ندهیم. هرچند برای مصارف درونی کشور هم که شده سخنرانی های تند علیه آمریکا انجام می دهند.
پس با این نگاه انتظار واکنش در قبال تهدیدات آمریکا از سوی مسئولین ایرانی انتظار معقولی به حساب نمی آید. مسئولین مذاکره کننده اعتقاد به درگیری کلامی و یا مطرح کردن مسائلی همچون کیان و هویت ایرانی ندارند. امروز حتی در نگاه راهبردی مشاوران دولتی، مسئله ای بنام استقلال کشور مطرح نیست.
لذا تکرار راهبردهای اساسی انقلاب اسلامی و درگیری راهبردی انقلاب با آمریکا مسئله ای غیرقابل قبول از نگاه تفکر حاکم در مذاکرات می باشد و سهم حل مشکلات اقتصادی توسط ظرفیت های درونی کشور از نگاه این تفکر عملیاتی نیست.
البته ذکر این نکته لازم است که تفکر حاکم در مذاکرات، بعد از آنکه انقلاب را علی رغم تعارض های بنیادی متحد آمریکا قرار دهد، کشور را به معنای واقعی تو سری خور آمریکا تبدیل خواهد کرد. حتی روسیه و قطب دوم قدرت جهانی منحنی سلطه ی نرم آمریکا را تا حدی قبول کرد. روسیه به معنای واقعی به یک متحد استراتژیک برای آمریکا تبدیل شد اما اجازه ی نفوذ بیش از حد این منحنی جهت واگذاری هویت کشور به آمریکا ا نداد.
رهبر کبیر انقلاب درقبال مسئله ی آمریکا و ایران چه می گوید: «ما تا آخر ایستاده ایم و با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان و نخواهد دستش را به طرف خلیج فارس دراز کند. مادامی که آمریکا این طور است و آفریقای جنوبی آن طور عمل می کند و اسرائیل هست ، ما با آنها نمی توانیم زندگی بکنیم. [۴]» و «اگر پیاده شد آقای کارتر از آن عرشی که دارد آمد روی زمین نشین ها تفاهم کرد، ما هم با او تفاهم می کنیم و به استثنای اینکه – باید- آن ظلم هایی که به ما کرده است باید جبران بکند… تفاهم کند با ما، اینطور نباشد که من در کاخ سفید نشستم و شما در کوخ نشستید و کاخ نشین با کوخ نشین باید ارباب و رعیت باشد- این – اگر این کلمه را بردارند و ما را همانطور که هستیم، بفهمند، ادراک کنند ماها را، ما با آنها چرا رابطه ای نداشته باشیم؟ با دولت آمریکا هم رابطه پیدا می کنیم، با همه جا و اما اگر وضع اینطور باشد، ما می خواهیم چه کنیم که پیشقدم بشویم برای اینکه نوکری کنیم ؟! پیشقدم بشویم برای اینکه هم نوکری کنیم هم همه چیزمان را تقدیم کنیم؟! آنوقت نوکر که میگرفتند یک اجرتی به او می دادند، اینها نوکر می گیرند و همه چیزش را هم می گیرند، ما میخواهیم چه کنیم با اینها رابطه داشته باشیم؟ هیچ لازم نیست رابطه داشته باشیم.» صحیفه نور جلد ۱۱ صفحه ۳۶