به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، به دست کسانی که خرمشهر را کشتند نگاه کنید. به ناخنهایی که چشم نخلها را در آوردند نگاه کنید.
به نقشههایی که اروندرود را به طرف عراق کشیده است نگاه کنید. لعنت به اسپریهای ساخت عراق که روی دیوارهای خرمشهر نوشت: آمدهایم که بمانیم. نگاه کنید به برق سرنیزههایی که درختان «کنار» و «اکالیپتوس» را در آستانه مسجد جامع سر بریدند.
حیف از انعکاس آبهای اروند که در آن نوزده ماه به صورت خواب زده سربازان عراقی تابیده بود.
لعنت به آن افسر عراقی که در اطلاعیه نظامی نوشته بود: خرمشهر مثل بالشتی است که بصره بر آن خوابیده است، از آن دفاع کنید!
این خبر هم خوب است؛ شهرداری بصره خط اتوبوسرانی بصره – خرمشهر و بالعکس را دایر میکند. حالا… حالا به صف سربازان عراقی که در کنار قصر شیخ خزعل منتظرند تا مسافران اردوگاههای ایران شوند، نگاه کنید. به زانوان لرزان سرهنگ «احمد زیدا» که میدان مین را آلوده کرد، نگاه کنید.
به سرهنگ بیچاره «جواد اسعد شیتنه» و سرهنگ «صلاح القاضی» که به خاطر بیلیاقتی در دفاع از خرمشهر، سینهشان در مگسک جوخه اعدام قرار گرفت، نگاه کنید. حالا نگاه کنید به دستِ عقیقنشانِ کسانی که خرمشهر را زنده کردند. نگاه کنید.
خجالت نکشید، یک نگاه حلال است…
نگاه کنیم و عبرت بگیریم
شاید تلخی جریان خرمشهر به روزی است که آنجا به اشغال دشمن در میآید ولی باز هم اگر نگاه کنیم عبرتی در آن نهفته است که به این تلخی حلاوتی میبخشد و اینکه جوانان مؤمن و انقلابی و نیروهای مردمی، ۳۴ روز مقاومت دلیرانهای را با کمترین امکانات، در برابر نیروهای بعثی داشتهاند، حال آنکه ارتش کویت نتوانست حتی یک ساعت در مقابل آن دوام آورد و این همان شیرینیای است که با وجود اشغال خرمشهر، تمام معادله دشمن را به هم ریخته بود و تصور دشمن از داخل کشور را تغییر داد. حلاوت افزونتر در عملیات بیتالمقدس و در پی تدبیر و روشنبینی برخاسته از توکل، ایمان و الهام از فرهنگ علوی و عاشورایی نیروهای مسلح که با استفاده از همه امکانات بدون هدر دادن آنها و تکیه بر ظرفیتهای درونی کشور رخ داد. صدام در مشورت با افسران مصری و فرانسوی به این نتیجه رسیده بود که خرمشهر دیگر مال او است و هیچ نیرویی نمیتواند آن را پس بگیرد و اعلام داشت اگر کسی توانست خرمشهر را پس بگیرد، کلید بصره راه به او خواهد داد. این اوج اعتماد به نفس صدام را نشان میداد و از آن مهمتر هیچ کسی در دنیا احتمال آزادسازی خرمشهر از دستان بعثیها را نمیداد و پس از آزادسازی نیز کسی این قضیه را باور نمیکرد که حتی پس از اعلام خبر آزادسازی خرمشهر تا چند روز خبرگزاریهای مطرح دنیا حاضر به انتشار این خبر نشدند ولی این اتفاق رخ داده بود و دنیا بدان اذعان کرد. در این عملیات، رزمندگان ما بیش از ۱۵ هزار اسیر عراقی گرفتند
خرمشهر اولین و کلیدیترین نقطه هدفگیری دشمن بود. نقشهای کلان در ورای این هدفگیری به چشم میخورد که در اصل توسط امریکا و شوروی طراحی شده بود و آن اینگونه بود که پس از خرمشهر، اهواز و سپس دزفول و در نهایت خوزستان را از ایران جدا کنند و سپس میز مذاکرهای طراحی کرده و ایران را از موضع ضعف به پای این میز مذاکره بکشانند و با دستانی پر به چانهزنی مشغول و منابع نفتی کشور را به ازای خوزستان از ایران بگیرند.
انقلاب اسلامی تازه اینجا خود را به نمایش گذاشت
در نخستین گام، نیروهای عراقی با پیشروی۱۴-۱۳ کیلومتری به نزدیکی اهواز رسیدند اما در حمله به خرمشهر و عبور از آن دچار یک مانع بزرگ شدند. انقلاب اسلامی تازه در آنجا خود را به نمایش گذاشت و نیروهای مردمی به همراه سپاه پاسداران و ارتش همچون کوهی استوار در مقابل دشمن ایستادگی و مقاومت کردند و به گونهای این مقاومت یک سیلی بزرگ به دشمن به حساب آمد ولی کماکان هزاران کیلومتر خاک کشور در تصاحب نیروهای بعثی بود و همین عاملی برای غمگین بودن مردم شده بود. رهبر معظم انقلاب در این باره میفرمایند: «بنده در ماههای اول جنگ، در همان مناطق بودم، هم وضع مردم و هم وضع نیروهای مسلح را میدیدم. نیروهای مسلح، عازم و جازم بودند اما غم سنگینی بر دلشان نشسته بود. بهتدریج عظمت نیروهای مردمی خود را نشان داد. سپاه پاسداران بهسرعت خود را سازماندهی کرد و نیروهای مردمی و بسیج مردمی به تدریج سازمان پیدا کردند، یعنی جوهر انقلاب و ایمان در این میدان خطر، خود را در اراده و عمل و قدرت مدیریت انسانها نشان داد.»
کمکم نقشه متصور شده از اهداف عراق از این حمله به منصه ظهور رسید و پس از پیشرویهای عراق در خاک کشور، دولت عراق از طریق سازمانهای بینالمللی همچون سازمان ملل بر ایران فشار میآورد که باید جنگ و مقاومت را متوقف سازید و با عراق مذاکره کنید.
چرا بعد از فتح خرمشهر جنگ ادامه یافت؟
در چنین شرایط حساسی، دشمن بسیار پرتوان و با دستانی قدرتمند درصدد است تا ایران ضعیف که دچار بحران عمیق استراتژیک شده را به پای میز چانهزنی مذاکره بکشاند و از ضعف نیروی مقابل خود بهرهبرداری کرده و دستاوردهای بزرگ را نصیب خود کند. فشارهای رسانهای فراوان که هم از داخل و از هم بیرون هدایت میشد و سفرهای پیاپی هیئتهای بینالمللی برای قانع کردن امام برای توقف جنگ و رفتن به پای میز مذاکره، راهی پیش نبرد و امام با الهام از همان بینش روشن، ایمان راسخ، توکل به خدا و قدرت اراده ایستاد و گفت: اگر ما توانستیم سرزمینهای خود را پس بگیریم، آنگاه وقت مذاکره است، امروز وقت مذاکره نیست، عملاً هم همینطور شد.
امام آن زمان برای اتمام جنگ شرط و شروط گذاشتند و گفتند: «از مرز های ما خارج شوید و جاهایی را که تصرف کرده اید، تخلیه کنید. همچنین امام فرمودند که شما(عراق) متجاوز هستید پس اعلام کنید که ما تجاوز کرده ایم و کارمان اشتباه بود.» دشمن هیچکدام از شرط ها را قبول نکرد. لذا امام فرمودند به ما تجاوز شده است. بروید و متجاوز را ادب کنید. ما هم عملیات رمضان و چند عملیات دیگر را داخل خاک عراق برای ادب کردن دشمن انجام دادیم. آن ها تمام شهرهای حاشیه ای ما را مورد هدف قرار می دادند اما بعد از عملیات والفجر هشت، دیگر دشمن جرات حمله به آن شهرها را به خود نداد.