به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، مروری بر روند سیاست خارجی بیست سال گذشته ایران یا به عبارت بهتر گسترش یا کاهش حوزه نفوذ انقلاب اسلامی در ملت ها و دولت ها و مناطق، موضوعی است که می تواند بر نتیجه گیری رویکردها عامل باشد.
نگارنده قصد قیاس دولت ها را ندارم زیرا که دولت نزدیک به گفتمان انقلاب هم در عملکرد های این حوزه، دارای نقاط ضعف تاثیرگذاری بود. اما قیاس بین رویکرد کلی و ایدئولوژیک هر دولت، تاثیرات واقعی و گفتمانی را بیش از پیش نمایان تر می کند.
هجوم گسترده آمریکا به عراق و افغانستان به بهانه های واهی، محور شرارت نامیدن ایران توسط رئیس جمهور سابق آمریکا، محدودیت عملیاتی بسیار شدید در پرونده هسته ای، در محاصره قرار گرفتن امنیت ملی، کاهش قیمت نفت، رکود اقتصادی به بهانه کنترل تورم و تجارت با بین الملل، پاره ای از مواردی است که سایست تعامل و اعتمادزایی با جهانخواران عالم مورد توجه ایران قرار گرفت.
برعکس، تقویت دولت ها و ملت های منطقه به وسیله ی دیپلماسی عمومی و دولتی در دوره های بعد،در اولویت قرار دادن دیپلماسی عمومی، نفوذ گسترده در حیات خلوت آمریکا یعنی آمریکای لاتین، بیداری اسلامی کشورهای مختلف، افزایش قیمت نفت، برگی از پازل های اقتدار ایران بود که در دوره ی مقاومت و ایستادگی ایران به ثمر نشست.
حتی در مقطعی که جریان تردید، در بطن فتنه ۸۸ به موج سواری افکار عمومی دست یافت، بازهم حالت هجومی استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا شدت گرفت و عامل اصلی تشکیل گسترده نظام تحریم، تحریک عاملان داخلی فتنه بود.
اما بازهم ورق برگشت. دولتی از تبار تعامل و اعتمادزایی حاکم سیاست گذاری ها شد و بازهم همان نتایج دوران اصلاحات در حال تحقق می باشد. عدم احترام به پاسپورت ایرانی در جریان سفیر سازمان ملل، نفوذ گسترده ی تکفیری ها در منطقه و نزدیک شدن به مرزهای ایران، ناملایمتی های سعودی و جنگ یمن، وقاحت روزافزون آمریکایی ها در پرونده هسته ای، مشاهداتی است که در دوران اعتماد زایی با کدخدای دنیا رقم خورده است. البته مهمترین تاثیر در کنار هم قرار گرفتن پرچم عدالتخواهی ایران با پرچم ظلم ستیزی آمریکا، ایجاد موجی از تردیده و ناامیدی های مللی است که انقلاب اسلامی را تکیه گاه اصلی خود متصور می شدند.
کسانی که در سال ۸۸ می گفتند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، امروز داعشی ها در چهل کیلومتری مرزهای ایران هستند، حالا وقت فدا شدن فرا رسیده، آماده باشید. این جمله ای است که چند روز پیش، در شبکه های اجتماعی پخش شد و تحلیل این یادداشت را در قالب طنز مطرح می کند.
حسن هانی زاده کارشناس مسائل منطقه ای در این باره می گوید: اگر در آینده محور مقاومت و حزب الله وارد عمل نشوند، به طور قطع بخش های بیشتری از خاک سوریه توسط داعش اشغال خواهد شد، و قطعا در آینده سوریه با بحران بیشتری مواجه خواهد شد. آقای حیدر العبادی تلاش می کند که با استفاده از ظرفیت کشورهای منطقه با داعش مقابله کند. اگر عراق از ظرفیت کشورهای منطقه مانند ایران استفاده کند و اجازه ندهد که آمریکا در مسائل داخلی عراق و سوریه دخالت کند، قطعا در آینده وضعیت میدانی منطقه به نفع ملت ها تغییر خواهد کرد؛ تلاش غرب این است که به نوعی ایران را از مدیریت بحران منطقه دور کند. در حقیقت، اکنون آمریکا و غرب به دنبال این هستند که چهره های افراطی وابسته به داعش را از سراسر جهان جمع آوری و در دو منطقه سوریه و عراق متمرکز کنند. در حال حاضر وضعیت میدانی به گونه ای است که آمریکایی ها با در اختیار گذاشتن تسلیحات پیچیده ای در اختیار داعش سعی می کنند که اوضاع منطقه را بحرانی نگاه دارند و در آینده ی زمانی معین بشار اسد را از قدرت برکنار کنند.
نظر سید یاسر جبرائیلی اینست که تردیدی نیست که هدف اساسی در بخش خارجی تمامی سرویسهای اطلاعاتی و مراکز مطالعاتی در حوزه سیاست خارجی، دستیابی به دادههایی است که به تصمیمگیری نظام سیاسی یک کشور در روابط بینالمللی آن کمک کند. اگر یک بازیگر دولتی، درک صحیح و دقیقی از ماهیت نظام بینالملل، ماهیت بازیگران بین المللی، ساز و کار درونی تصمیمگیری بازیگران مختلف، اهداف و مقاصد سیاست خارجی این بازیگران، موقعیت آنان در محیط بینالملل، مقدورات و محذورات آنان، روشهای و تاکتیکهای آنان برای رسیدن به مقصود، برنامههای اقدام آتی آنان و… داشته باشد، به تناسب دقت دادهها، میتواند رفتار طرف تعامل یا تقابل خود را پیش بینی کرده و متناسب با آن، دست به اقدام بزند. اما هراندازه در برآوردهای خود به خطا رفته و نتواند یا نخواهد پیشبینی درستی از رفتار آتی طرف مقابل داشته باشد، احتمال متضرر شدن آن تقویت خواهد شد. طبیعی است که در این میان، دشمن سعی کند با شگردهای گوناگون از جمله ارائه تصویری متفاوت و غیر واقعی از خود و شرایط، طرف مقابل را دچار خطای محاسباتی کند (به نظر نگارنده حتی رخدادهای ریز و ظاهرا کم اهمیت فضای مذاکره چون تسلیت گفتن جان کری به آقای حسین فریدون را جز در این قالب نباید دید.)
مراودات اقتصادی دوران بعد از تحریم هم مورد مداقه ی این روزهای سیاسی اقتصادی ایران می باشد. روزنامه جوان در این باره می نویسد: پیش پدرام سلطانی نایب رئیس اتاق ایران و برنده اصلی دور جدید اتاق تهران در گفتوگویی کوتاه با خبرنگار «جوان» از حرکت چراغ خاموش برای دیدار با هیئتهای امریکایی گلایه کرده و گفته بود: «این نشستها بدون هماهنگی با اتاق برگزار شده و معلوم نیست چه گروه یا ارگان و نهادی در این باره متولی است. مجیدرضا حریری نیز در اینباره به«جوان» گفته است: «همان طور که کاسبان تحریم به اقتصاد ضرر میزدند، باید مراقب کاسبان بعد تحریم هم بود! وی با تکرار جمله همیشگیاش تأکید میکند: «اگر میخواهیم اقتصاد در مسیر درست قرار گیرد، باید شفاف و اطلاع رسانی صحیح و بدون رانت باشد. وی خاطر نشان میکند: «در فضای غیرشفاف امکان به خطر افتادن منافع ملی وجود دارد کما اینکه در جریان تحریم بسیاری از کاسبان تحریم سوءاستفاده کردند و بسیاری از پولها به داخل کشور نیامد و نابود شد.