به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، نعمت ایمان را مدیون تواییم… تو گرامی یار هم دوش پیامبری؛ حامی دین خدا، وقتی همه زبان به تکذیب شوهرت گشودند اما تو به تصدیق، همدم ثانیه های تنهایی پیامبر گشتی…
مهربانیت را حد و مرزی وجود ندارد وقتی از همه دنیایت می گذری و خدا چه زیبا برایت جبران می کند که نسلی پاک را از دامن تو برای اهل زمین به یادگار می گذارد…
اسلام و رسالت پیامبر، به انفاق تو و به جهاد علی رونق یافت. چه بی منت هر آنچه که داشتی تسلیم خدا و پیامبرش کردی.

پیامبر(ص) چه در تو دیده که حتی دوستان تو را هم احترام می کند؟ محبت تو با مهر محمد(ص) چگونه گره خورد که تا وقتی تو هستی، او همسری دیگر را اختیار نمی کند؟! در افق نگاه تو چیست که پیامبر رحمت را آرام می کند؟
خوش به سعادت وجود تو که اولین بانوی اسلام آورنده ای، خوش به سعادت نفس های تو که همدم نفس های محمد(ص) شده است…
چه روزهایی که دردهای محمد(ص) به خاتون نگاه مادرانه ات التیام بخشیدی، چه ثانیه هایی که آزار نااهلان را به صداقت سخن های رسول خوبی ها به تحمل نشستی…
نجابتت، منزلتت، جاه و جلالت زبانزد خاص و عام اهل حجاز است. چه لقبی بهتر و سزاوارتر از اُم المومنین، وقتی آنقدر عزیز و محترم می شوی در چشم های خاتم رسولان که کسی بر گرد قدم های تو نمی رسد؟!
مادرانه می خوانمت، بانویی که نامش عجین شده با حقیقت بزرگی به نام اسلام، بانویی که تا بوده سکینه و قراری بوده بر دل پیامبر رحمت، بانویی که فاطمه(س) را زاده، در حریر عصمت و حیاء…
ده سال از بعثت می گذرد، خدیجه(س) را گاهِ رفتن می شود و فاطمه(س) را گاه بی مادر شدن و پیامبر را گاه غم و ماتم…
به سر سلامتی خاندان نبوت و همه اهل ایمان آمدیه ایم؛ در سوگ مادر نشسته ایم، مادرانه ای که پدر فاطمه(س)، حتی در نبودش اشک حسرت می ریزد و عاشقانه ذکر خیرش می کد…
چه سنگین است داغ تو ای خدیجه(س)، سال رحلتت، “عام الحزن” می شود برای دنیایی که بی خدیجه تنگ می شود، سرد می شود… حقیقت نام تو وقتی که رفتی آشکار تر شد…
تا دنیا دنیاست حق مادری داری بر گردن تمامیت دنیایی که زیر پرچم اسلام آرام گرفته است…
منت دار همه زحمت های تواییم و شاکریم به خاطر مادرانه ای بنام خدیجه، بنام حضرت مادر…