به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج،هر شیفتهای که دل به مدینه روانه میکند، بر غربت قبرستان بقیع ناله میکند. تربت مطهر چهار امام معصوم (ع) تنها با سنگچینهایی نمایان است که زائر آن اجازه زیارت ندارد و باید به دل گریه کند. بقیع سند مظلومیت همیشگی شیعه است و بررسی و آگاهی از پیشینه آن ضروری است تا گوشهای از جایگاه تاریخی و اجتماعی پیشوایان شیعیان را نمایان سازد.
بقیع تنها یک گورستان نیست، بلکه گنجینه تاریخ اسلام است. قبور چهار امام معصوم شیعیان و نیز قبور همسران، دختران، برخی فرزندان، اصحاب، تابعین و بستگان پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله) و نزدیک به ده هزار نفر از شخصیتهای نامدار تاریخ اسلام در آنجا واقع است.
منابع تاریخی گواهی میدهد که پیش از هجرت، مردم مدینه اجساد مردگان خود را در دو گورستانِ «بنی حرام» و «بنی سالم» و گاهی نیز در منازل خود دفن میکردند.( تاریخ حرم ائمّه بقیع، ۶۱) لیکن با هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع تنها قبرستان مسلمانان گردید و به مرور زمان و با دفن اجساد تعدادِ زیادی از صحابه و تابعین و نیز همسران و دختران و فرزندان و اهلبیت رسول الله(صلی الله علیه وآله) از اهمیت ویژهای برخوردار شد.( مدینه شناسی، ۱/۳۲۱) و گورستانهای پیشین، رفته رفته به حالت متروکه در آمد و از میان رفت.
تا پیش از تخریب و ویرانی قبور مطهر بقیع توسط وهابیت متعصب که بر اساس معتقدات خود به تخریب بسیاری از بقاع متبرکه آثار تاریخی پرداختند، بر روی قبور پیشوایان و سایر بزرگان اسلام که در مدینه مدفون بودند گنبدها و بناهایی قرار داشت به طوری که تا پیش از سلطه وهابیان بر حجاز، بیشترِ سفرنامه نویسانی که از مدینه دیدار داشته اند، گزارشی از قبّه ها و بناهای ساخته شده بر روی قبور ائمه و دیگر صالحان و چگونگی آن را گزارش کرده اند و تصویربرداران نیز تصاویر گویا و روشنی از این قبرستان و بناهای ساخته شده در آن، برداشته اند.


در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ هجری قمری پس از اشغال مکه، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیز بن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال و مأموران عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع(ع) و دیگر قبور همچنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم(ص) قبور زنان آن حضرت، قبر امالبنین(ع) مادر حضرت اباالفضل العباس(ع) و قبر عبدالله پدر پیامبر(ص) و اسماعیل فرزند امام صادق(ع) و بسیاری قبور دیگر پرداختند.

یکی از جهانگردان غربی به نام مستر ریتر که به فاصله کوتاه از ویرانی این حرم، بقیع را دیده، ویرانی آنجا را چنین ترسیم میکند: «چون وارد بقیع شدم، آنجا را همانند شهری دیدم که زلزله شدیدی در آن به وقوع پیوسته و به ویرانهای مبدل ساخته است. زیرا در جای جای بقیع به جز قطعات سنگ و کلوخ به هم ریخته و تیرهای چوب کهنه چیز دیگری نمیتوان دید. ولی این ویرانیها و خرابیها نه در اثر وقوع زلزله و یا حادثه طبیعی بلکه با عزم و اراده انسانها به وجود آمده بود و همه آن گنبد و بارگاههای زیبا و سفیدرنگ که نشانگر قبور فرزندان و یاران پیامبر اسلام بود، با خاک یکسان گردیده است.» چون خبر هولناک ویرانی بقاع و هتک حرمت نسبت به حرم شریف ائمه بقیع در کشورهای اسلامی انتشار یافت مسلمانان آن را مصیبتی عظیم و حادثهای بس بزرگ نسبت به جهان اسلام تلقی نمودند. تلگرافهای اعتراض از سوی علما و مراجع و شخصیتهای سیاسی از عراق و ایران و هند و سایر کشورها به سوی حاکمان حجاز سرازیر گردید. مجالس درس در حوزههای علمیه و نمازهای جماعت در مساجد تعطیل شد. مراسم عزداری به عنوان اعتراض و سوگواری تشکیل گردید ولی چه سود که این حادثه بزرگ و تأسفبار به وقوع پیوست و این آثار و ابنیه مذهبی و تاریخی که قداست بعضی از آنها به بیش از ده قرن میرسد، به دست گروهی متعصب و متحجر و بیاطلاع به عنوان ایفای یک وظیفه واجب مذهبی با خاک یکسان شد.

البته پس از آن وهابیان دست به مبارزه فرهنگی زدند تا وجود چنین مکانی را از منابع تاریخ حذف کنند. یکی از ابعاد آن را میتوان در تألیفات جدید و متنوعی یافت که در تاریخ حرمین شریفین و مدینهشناسی منتشر شده است. در این کتابها گزارشی از این ابنیه تاریخ ثبت نشده است. به طوری که گویی اصلاً چنین آثاری وجود نداشته است. یکی از این تألیفات که در سال ۱۴۱۲هـ . ق منتشر شده کتابی است به نام «تاریخ المعالم المدینه المنوره قدیماً و حدیثاً» به قلم سید احمد یاسین. مؤلف در این کتاب چهارصد صفحهای تا آنجا که توانسته است آثار قدیمی و تازههای مدینه را از مساجد و قلعهها و چاهها با عکس و شرح و تفصیل معرفی نموده ولی از بقیع، حساسترین اثر تاریخی مدینه فقط در هفت سطر و به عنوان گورستان عمومی مردم مدینه یاد نموده است.
***

آرام باش دشمنان خدا را بیدار نکن اینجا خادمانی از نسل سقیفه دارد
کبوتر این را گفت و آرام گریست به او گفتم
چرا بهشت شیعه خاکی است؟
گفت: شیعه میراث دار غربت اهل بیت است
همان ها که خانه ی مادرمان را در آتش بغض علی سوزاندند
بیت الاحزانش خراب کردند
همان ها که خیمه گاه اربابت را به هیزم ملک ری سوزاندند
همانها….
روزگاری اینجا بارگاهی داشت که رشک ملک بود
گنبدی، صحنی، رواقی
اما…
اما چه؟ حرف بزن…
اما مثل همین روزی که اینجایی وهّابیان سقیفه مسلک آن را خراب کردند…
دیگر صدای پرنده را نمی شنیدم. گرمای اشک، بوی خاک…
آری بهشت اینجاست همین نزدیکی
«جنه البقیع»
با انگشت روی خاک نوشتم
روزی برایتان حرمی می سازیم
همچون مشهد الرضا…