به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، در روزگاری که به عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات معروف است، خبرنگاران نقش تاثیرگذاری را در آگاهسازی مردم و انعکاس وقایع پیرامون جامعه ایفا میکنند. آنچه که مسلم است وجود خبرنگاران متعهد و دلسوز در یک جامعه در بهبود وضعیت مردم و مقابله با هجمههای دشمنان موثر است.
به مناسبت روز خبرنگار که نماد حقبینی و حقنویسی است به سراغ یکی از خبرنگاران نامدار و باسابقه استان آذربایجانشرقی رفتیم تا گوشهای از مشکلات خبرنگاران و ارزش های این شغل را در جامعه نمایان کنیم.
نامش احمد بادیران و متولد سال ۱۳۳۳ است، همزمان با تحصیل در کلاس نهم نظام آموزشی قدیم وارد حرفهی خبرنگاری شده و کار خود را از روزنامه کیهان از سال ۱۳۴۹ آغاز کرده است. بعد از اخذ مدرک دیپلم مدتی را با کار در روزنامه اطلاعات سپری کرده و در اسفندماه سال ۱۳۵۲ به خدمت سربازی رفته است. پس از اتمام خدمت بر حسب علاقه دوباره وارد عرصه روزنامه نگاری شده و تاکنون در این زمینه فعالیت دارد؛ متن گفتوگوی سردبیر روزنامه فجر آذربایجان با آناج به شرح ذیل میباشد:
۱۱ بار استعفا دادهام/از روزنامه کیهان آغاز کردم
آناج: چرا تصمیم گرفتید وارد عرصه روزنامهنگاری شوید؟
از زمان دانشآموزی علاقه شدیدی به خبر نویسی داشتم و به همین دلیل بعد از تعطیلی مدرسه برای یادگیری اصول روزنامه نویسی در روزنامه کیهان وقت خود را سپری میکردم، بعد از اتمام خدمت سربازی هم از روی علاقه، روزنامهنگاری را به عنوان شغل دائمی خود انتخاب کردم. با وجود اینکه ۸ سال قبل بازنشسته شدم اما به دلیل علاقه کاری و اصرار مدیرمسئول تا به امروز به فعالیت خود ادامه دادهام.
عقیده من بر این است که باید فضا را برای فعالیت جوانان و پیشرفت آنان در عرصه خبرنگاری مهیا کرد، به همین علت تا به حال ۱۱ بار استعفا نامه نوشتم اما هر بار با مخالفت مدیرمسئول روزنامه مواجه شدم. درست است که بنده با وجود گذشت ۶۰ سال همچنان پرانرژی به کار خود ادامه میدهم اما اگر من نروم جوان دیگری نخواهد توانست در جای من بشیند.
خبرنگاری شغل هیجانانگیزی است
آناج: به نظرتان خبرنگاری شغل است یا مهارت؟
از نظر بنده خبرنگاری شغلی است که مهارت زیادی میخواهد، شاید اگر در زمان جوانی با شناختی که از بازار کاغذ داشتم به سراغ تجارت میرفتم بیشتر از امروز درآمد داشتم، اما شدت علاقه به روزنامهنگاری موجب شد تا من با تمام سختیهای این حرفه مبارزه کنم. خبرنگاری شغل هیجانانگیزی است که خطراتی را هم در پی دارد، البته این هیجان برای خسران نیست بلکه برای بهبود وضعیت جامعه است.
شاید خبرنگاری درآمد چندانی نداشته باشد اما به صرف کمبود حقوق ماهیانه نمیتوان گفت خبرنگاری شغل نیست، خبرنگار در بین مردم از جایگاه خاصی برخوردار است و احترام و منزلت دارد.
از اینکه خبرنگار شدم پشیمان نیستم
آناج: اگر به ۴۵ سال قبل باز میگشتید باز هم این شغل را انتخاب میکردید؟
صد درصد، از انتخاب این شغل به هیچ وجه پشیمان نیستم چراکه کار مفیدی است؛ وقتی میبینم در یک مورد خاص قلم بنده به نفع مردم بوده است بسیار خوشحال میشوم، همین تاثیرگذاری برای من از میلیاردها پول با ارزشتر است.
کیفیت رسانهها باید بهتر از این باشد/خبرنگار حرفهای کم است
آناج: تعداد رسانههای استان از نظر کمیت زیاد است، آیا کیفیت آنها هم مناسب است؟
بنده با وجود اینکه نزدیک به نیم قرن کار خبری کردم بازهم نواقصی دارم، در شرایطی که علم و اطلاعات در حال پیشرفت است و آن سوی مرز علیه ایران تبلیغ میکنند و روز به روز در حال ترقی هستند، این وضعیت کیفی رسانههای داخلی قابل قبول نیست. متولیان فرهنگی برای بازآموزی امثال بنده باید کلاسهای خبرنگاری پیشرفته برگزار کنند. انعکاس و انشار وقایع زمانی مفید خواهد بود که سطح کیفی رسانهها افزایش یابد و توان مقابله در برابر هجمهها را داشته باشد.
حرفهای گری خبرنگاران فعلی در درجه پایینی قرار دارد، بنده هنوز خودم را فرد مطلقا حرفهای نمیدانم، خبرنگار حرفهای باید به روز و مسلح باشد.
پرونده ساماندهی خبرنگاران بسته شده است
آناج: اداره فرهنگ و ارشاد از یک طرف نسبت به جذب خبرنگار رسمی تنگنظری دارد، از طرف دیگر روز به روز تعداد خبرنگاران افزایش مییابد و هر فرد عادی میتواند دو روزه خبرنگار شود، راهحل این مشکل چیست؟
برای جذب خبرنگار رسمی لازم است اداره فرهنگ و ارشاد از اداره کل مطبوعات تهران مجوز اخذ کند، اما متاسفانه این مجوز صادر نمیشود، در سالهای اخیر با برگزاری آزمون، اداره ارشاد تنها برای ۶۹ نفر کارت خبرنگاری صادر کرد؛ زمانی که مدیرمسئول یک رسانه به خبرنگار نیاز دارد از کجا خبرنگار بیاورد؟ در چنین شرایطی تعداد خبرنویس افزایش مییابد و افراد بی تجربه الفبای خبرنویسی را همزمان با آغاز کار رسمی میآموزند.
برخی از کارکنان رسانهها که حتی نمیتوانند انشاء خود را بنویسند هر کجا میرسند میگویند خبرنگارم و با اشتباهات خود و عدم اطلاع کافی از جایگاه ارزشمند خبرنگاری، آبروی فعالین رسانه را هم میبرند. برای حل این معظل باید برای افراد تازهکار کلاسهای تخصصی برگزار شود. متاسفانه پرونده ساماندهی خبرنگاران بسته شده و همین امر موجب افزایش تعداد خبرنگاران خواهد شد.
خبرنگاران نسل جوان بلندپروازند/پیشکسوتان در برابر جوانان سر تعظیم فرود میآورند
آناج: دلیل فاصله مابین خبرنگاران نسل جوان با قدیم در چیست؟
نسل جوان کمی بلندپرواز است، متاسفانه برخی از خبرنگاران جوان بیش از حد ادعا دارند و خود را برتر از پیشکسوتان میدانند، هرچند که نسل قدیم هم خالی از ایراد نیست؛ ماجرای تفاوت نسلها به مانند دورههای سیاست است، زمانی که مدیران یک دولت بعد از ۸ سال تلاش کنار گذاشته میشوند و حتی از تفکر و تجربیات آنان استفاده نمیشود همین امر در بین خبرنگاران نیز رایج میشود، برخی خبرنگاران میگویند بنده مدرک لیسانس دارم و بادیران دیپلم، پس من از او برترم؛ اما همین جوان نمیگوید فلان پیشکسوت اندازه سن من کار خبری انجام داده و اگر نصف آن سال ها درس میخواند اکنون مدرک دکتر داشت.
پیشکسوتان همیشه در برابر خبرنگاران جوان سر تعظیم فرود آوردهاند، اگر نسل جوان تعامل و صمیمیت خود را با پیشکسوتان خبری افزایش دهند قطعا بیشتر سود خواهند کرد، امثال بادیران آمادهاند تجربیات خود را بی منت در اختیار جوانان قرار دهند اما این امر زمانی تحقق خواهد یافت که جوانان با دید محبت به پیشکسوتان نگاه کنند نه خصومت.
مدیر رسانهها در هزینههای اولیه خود ماندهاند/خبرنگار چند شغله کم نداریم
آناج: وضعیت امرار معاش خبرنگاران استان قابل قبول است؟
خبرنگاری شغل خطیر و حساسی است، زمانی که رسانهها دو نفر پرسنل جذب میکنند باید به فکر بیمه و حداقل حقوق وی نیز باشند. قطعا مدیر مسئولی که در تامین هزینههای اولیه رسانه خود مانده است نمیتواند خبرنگاری را بیمه کند و یا حقوق کافی به پرسنل خود پرداخت کند. این وظیفه دولت است که خبرنگاران را تحت پوشش بیمه قرار دهد. برای رسانههای پایتخت یارانههای ۱۰۰ میلیون تومانی پرداخت میکنند اما ده درصد آن هم برای مطبوعات استان پرداخت نمیشود.
اکنون بسیاری از خبرنگاران استان به علت عدم درآمد کافی چند شغله هستند و به سختی امورات زندگی خود را میگذرانند. به دور از فرهنگ آذربایجان است که مدیر رسانهای از خبرنگار خود کار بکشد و حقوق ناچیز به خبرنگار خود بدهد، اگر مدیران رسانهها پول داشتند قطعا بیشتر از این از خبرنگاران حمایت میکردند، تنها رسانههایی که وابسته به جریان خاصی هستند وضعیت نسبتا مناسبی دارند.
خبرنگارانی که به خاطر ۵۰ هزارتومان از مدیران اطاعت میکنند
آناج: آیا شأن خبرنگاران حفظ میشود؟
جایگاه اجتماعی خبرنگار در بین مردم بسیار بالا است و جامعه با دید مثبتی به فعالین رسانه نگاه میکند، اما امروزه متاسفانه جایگاه خبرنگاران در بین مدیران کاهش یافته و مقصر اصلی در ابتدای امر خبرنگاران هستند. برخی مدیران برای مطرح کردن خود به ظاهر نشست خبری برگزار میکنند و تنها مواردی را که خود میپسندند به زبان میآورند، تعدادی از خبرنگاران هم به خاطر دریافت ۵۰ هزار تومان کارت هدیه به صف میشوند و از مدیران اطاعت میکنند.
در برخی از نشستها خبرنگارانی میآیند که اصلا دست به قلم نمیشوند و علاوه بر خود خواهر و برادرشان را هم برای دریافت کارت هدیه میآورند، همین موارد باعث شده دید مدیران نسبت به خبرنگاران تغییر یابد. وظیفه خبرنگار اطلاعرسانی صحیح و پیروی از حق است نه اطاعت از مدیر به خاطر مبالغ ناچیز.
از طرف دیگر متولیان فرهنگ نیز در پایین آمدن شأن و منزلت خبرنگاران مقصرند، زمانی که خبرنگار در تامین نیازهای اولیه خود مانده است مجبور میشود در برابر مدیران تعظیم کند و باب میل آنان خبر کار کند. اگر خبرنگار از درآمد کافی برخوردار بود اکنون مجبور نبود برای دریافت ۱۰۰ هزار تومان هدیه در برابر ادارات صف بایستد، روابط عمومی باید هدیه را در محل کار خبرنگار از باب تشکر به وی تقدیم کند.
سودجویان باید ترد شوند
آناج: قبول دارید برخی از خبرنگاران منافع شخصی را به منافع ملی ترجیح میدهند؟
چنین افرادی در قشر خبرنگاری اندک هستند، از نظر بنده اصلا چنین اشخصاصی را نمیتوان خبرنگار دانست، هر فعال رسانهای که منافع شخصی را به منافع مردم ترجیح دهد باید از سوی سایر خبرنگاران ترد شوند چراکه این افراد آبروی قشر خبرنگاری را پایمال میکنند. همین افراد هستند که باعث میشوند به خبرنگار با چشم ابزار شخصی برای رسیدن به قدرت نگاه کنند.
نصف اعضای انجمن صنفی خبرنگاران،خبرنگار نیستند!
آناج: عملکرد انجمن صنفی خبرنگاران و خانه مطبوعات را چگونه ارزیابی میکنید؟
اولین انجمن صنفی روزنامهنگاری را در استان با هدف ایجاد وحدت رویه، دوستی، صمیمیت و انتقال تجارب بنده در استان تاسیس کردم و در طول دو دورهای که بنده در آنجا حضور داشتم این وضعیت حاکم بود، اکنون نیز این روال تا حدی پابرجاست. اما متاسفانه این انجمن صنفی اکنون مختص خبرنگار نیست و بیشتر از ۳/۲ اعضا آن اصلا خبرنگار نیستند.
خانه مطبوعات برخلاف انجمن صنفی، دستورالعملش از تهران میآید و در واقع زیر چتری است که از آن نمیتواند بیرون آید، اعتبارات آن کافی نیست و بیشتر از حال حاضر نمیتواند فعالیت خود را افزایش دهد، با توجه به این که انجمن صنفی و خانه مطبوعات تشکل سیاسی نیست نمیتوان انتظارات بیشتری از آنها داشت.
به خاطر جرم مرتکب نشده زندانی شدم/شاهکار خبری در پشت صندوق بی ام و
آناج: از تلخ و شیرینترین خاطره خبریتان برایمان بگویید:
یکی از تلخترین خاطرههایم مربوط به دورانی میشود که یکی از مقامات عالی رتبه قضایی مرا به خاطر جرمی که هرگز مرتکب نشده بودم ۱۳ روز در بازداشت نگه داشت و قانون را زیرپا گذاشت، موضوع از این قرار بود که بیانیههایی علیه یکی از مقامات قضایی متخلف وقت منتشر شد و وی به تصور اینکه بنده در نشر آن بیانیهها دخالت داشتهام به صورت زننده دفتر کار بنده را مورد بازرسی قرار داد و با بیاحترامی تمام مدتی در بازداشتگاه محبوسم کرد تا اینکه بیگناهی بنده ثابت و آن مقام قضایی معلق شد.
شیرینترین خاطرهام مربوط به دوران انقلاب است، یک روز که در دفتر کار خود نشسته بودم به بنده خبر رسید که یک هواپیمای نظامی شوروی وارد خاک ایران شده است و درجاده اهر-مشگین شهر فرود آمده است، با یکی از همکارانم به محل رفتیم و با فضای امنیتی و حضور مامورین روبرو شدیم، میدانستم که اگر هنگام عکاسی دستگیر شوم اوضاع خراب میشود چراکه موضوع امنیتی بود اما از آنجایی که آدم سمجی بودم پشت صندوق ماشین بی ام و قایم شدم و به همکارم گفتم از جادهی هم سطح آن به آرامی عبور کند، با لنزی که به همراه داشتم توانستم در بین ازدیا مامورین عکاسی کنم و در روزنامه چاپ کنم. شاید بتوان گفت این حرکت آخر سماجت و شاهکار خبری بود.
آناج: باتشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید
من هم از شما تشکر و قدردانی می کنم و فرارسیدن این روز را به همه تلاشگران عرصه خبر تبریک می گویم.