به گزارش آوای ورزقان، در راستایی بررسی مشکلات حوزه آموزش و علت بیکاری فارغ التحصیلان گفتگویی داشتیم با رئیس مرکز سنجش آموزش و پرورش کشور، عبدالرسول عمادی در گفتوگو با آناج از سیستم پذیرش دانشجو و کیفیت دانشگاهها انتقاد کرد که مباحث پیرامون آن را در ادامه میخوانید:
افراط در افزایش کمیت دورههای تکمیلی
آناج: در طول سالهای اخیر ظرفیت پذیرش دانشجو در مقاطع کارشناسی، ارشد و دکترا افزایش چشمگیری داشته است، آیا از نظر شما با افزایش کمیت، کیفیت پایین نمیآید؟
برای رشد علمی افزایش کمیت امری اجتناب ناپذیر است، اما متاسفانه در توسعهی کمی دورهها افراط شده است. زمانی که دانشگاه فضای کافی، هیئت علمی متناسب و استاد راهنما ندارد نباید کمیت بدون در نظر گرفتن زیرساختهای لازم افزایش یابد. هیئت علمی باید مجرب باشد، هرکسی را که مدرک کارشناسی ارشد گرفت نمیتوان به عنوان استاد دانشگاه انتخاب کرد. امروز دانشگاهها استاد راهنما پیدا نمیکنند و از دانشجوی پزشکی بهره میبرند.
فارغ التحصیلان دوره تکمیلی، تحصیلاتشان تکمیل نیست
دانشگاه باید فضای و امکانات لازم را برای جذب دانشجوی بیشتر داشته باشد، اعضاء هیئت علمی رزومه داشته باشند، زمانی که جذب با امکانات متناسب نباشد منجر به آموزش با کیفیت نخواهد شد. دانشجویی که برایش در دانشگاه روش تحقیق مناسبی تدوین نمیشود و پایان نامهش تنها در حد یک مدرک برای رد کردن دوره است مهارت کمی خواهد داشت. همین مسایل باعث میشود که ما امروز سیل فارغ التحصیل دوران تکمیلی داریم که تحصیلاتشان تکمیل نیست.
حذف کنکور در کارشناسی موجب افزایش کیفیت میشود/ عدم توجه به امکانات مراکز آموزشی
آناج: به نظرتان حذف کنکور در دورههای کارشناسی در افزایش کیفیت موثر خواهد بود؟
در شرایطی که تا کنون کنترل رشد دانشجو و تاسیس رشته در دانشگاهها نبوده و به امکانات یک مرکز توجهی نشده است تعداد دانشگاهها و دانشجویان افزایش یافته است، دانشگاهها اکنون با یکدیگر رقابت کیفی میکنند و با تبلیغات گسترده امکانات خود را به اطلاع عموم میرسانند و این یعنی افزایش کیفیت، حذف کنکور در دوره کارشناسی قطعا در افزایش کیفیت موثر خواهد بود اما لازم است شورای عالی انقلاب فرهنگی با اتخاذ ضوابط سنگین گذشته را جبران کنند.

ضوابط را جدی نگرفتیم/تحصیل کارمندان کیفیت را پایین میآورد
آناج: تحصیل حین اشتغال در کاهش کیفیت آموزشی چقدر تاثیرگذار است؟
با وجود اینکه کار کردن در حین تحصیل ممنوع است اما با این وجود خیلی از افراد در سیستم دولتی کارمند هستند و هم زمان هم تحصیل میکنند. علت این مسایل هم سهلانگاری مسئولین است. کسی که هزاران مشغله دارد نمیتواند دانشجوی خوبی باشد و در کار خود هم قصور میکند. فردی که از هر ۱۰ کلاس به سختی به یک کلاس میرسد مدرک گرایی را افزایش و کیفیت را پایین میآورد. ما ضوابط داریم اما جدی نگرفتیم.
فارغ التحصیلانی که جامعه به آنان نیازی ندارد
آناج: با افزایش ظرفیتهای دانشگاه حجم دانشجو در رشتههای مختلف بالا رفته است و ما اکنون فارغ التحصیل بیکار زیاد داریم، آیا این افزایش ظرفیتها به نفع جامعه است؟ فارغ التحصیل فردا به دنبال شغل نخواهد بود؟
زمانی که برای رابطه مابین بازار کار و دانشگاه ارزشی قائل نباشیم این مشکلات پیش خواهد آمد، وقتی یک جامعه صنعتی است باید ظرفیت رشتههای مهندسی موردنیاز در آن حوزه افزایش یابد، در جامعه خدماتی نیاز به رشتههای توریستی است. متاسفانه متناسب با نیاز جامعه و حوزهی اشتغال آن دانشجو تربیت نشده و ما اکنون فارغ التحصیلان زیادی داریم که جامعه به آنها نیازی ندارد.
رشته ریاضیات در حال انقراض است
آینده ایران به سمت اقتصاد پیش میرود و ما باید مهندس تربیت کنیم، در طول سالهای اخیر علاقه و گرایش به سمت رشتههای ریاضی به شدت کاهش یافته است و این رشته در دبیرستان ما در حال انقراض است. امسال تنها ۱۲ درصد دانش آموزان به سمت ریاضی رفتند. دلیل این امر عقب نشینی اقتصاد صنعتی در یک دهه گذشته میباشد که موجب راکدماندن صنایع و عدم اشتغال مهندسین شد.
پزشکان بیکار و چالش اشتغال
در سال جاری نزدیک ۶۰ درصد دانش آموزان به سمت رشته تجربی رفتهاند و این درحالی است که ما در رشته علوم انسانی ظرفیتهای خوبی داریم. در حال حاضر ما پزشک عمومی بیکار در جامعه کم نداریم و همین بیکاری به برخی از متخصصین هم سرایت کرده است. ما با چالشی به نام تحصیل کردگی و کاهش اشتغال مواجه هستیم و در طول سالهای اخیر تعداد شاغلین تحصیل کرده و بیکاران تحصیل کرده افزایش چشمگیری داشته است.

بیکارانی که بدهکارم شدند/فارغ التحصیلان مهارت ندارند
تحصیلات شاغلین ما بر روی تولید ناخالص زیاد تاثیرگذار نبوده است، یعنی زمانی که شاغلین مدرک دیپلم داشتند تولید ناخالص داشتیم و اکنون که مدرک لیسانس به بالا دارند باز هم تولید ناخالص داریم. بیکاران تحصیل کرده به خاطر عدم مهارت کافی نمیتوانند خود اشتغالی و کارآفرینی کنند، زمانی ۲۰ میلیارد دلار از سرمایه ایران را به صورت تسهیلات در اختیار بیکاران قرار دادند اما معلوم هم نشد با پولهای دریافتی چه کارها کردند و در نهایت بیکار بدهکار هم شد.
ارسال استاد ادبیات به افغانستان!
آناج: زمانی که یک فرد دبیری زبان ادبیات فارسی و یا ریاضی خوانده است و تخصص وی معلمی است چگونه میتواند برای خود شغل ایجاد کند؟ آیا باید به سمت شغل آزاد مثل جوشکاری برود؟
زبان رسمی کشور ما فارسی است و چندین کشور زبان فارسی هم در دنیا وجود دارد. ما باید این رشته را توسعه دهیم و برای مثال استاد ادبیات به افغانستان بفرستیم. زمانی که دانشگاههای غیردولتی تاسیس شد همه به خاطر عدم وجود امکانات در رشتههای الهیات و ادبیات جذب دانشجو داشتند و همین عامل باعث شد امروز تعداد فارغ التحصیلان این رشته افزایش یابد.
کاهش ظرفیت دانشگاهها دشوار است
آناج: آموزش و پرورش در آزمون استخدامی خود در هر استان در رشتهای همچون ادبیات ۱۰ نفر هم جذب نمیکند و این درحالی است که ما فارغ التحصیل در این رشته زیاد داریم، فکر نمیکنید بهتر است در برخی رشتهها از جمله دبیری و پزشکی ظرفیتها کاهش یابد بهتر میشود؟
شورای عالی انقلاب فرهنگی باید سیاست خود را تغییر دهد. این کاهش ظرفیتها لازم است و تا حدی هم اتفاق افتاده است. اما ظرفیتها را به سختی میتوان در دانشگاههای غیردولتی و پردیس کاهش داد. این دانشگاههای پول زیادی میگیرند و فرد تحصیل میکند اما همین فارغ التحصیل فردا در با مدرکی در دست از مسئولین شغل میخواهد. از طرفی هم رشتهها متنوع شده و کنترل آنها کاری دشوار است.