به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، کودکان کار، کودکانی که وظیفه دارند بخشی از زندگی پر مصیبت خانواده را بچرخانند، کودکانی که شناسنامه ندارند، گاهی اوقات در ازای مقداری پول معامله میشوند و دیگر مهم نیست، زیردست سرپرستان سنگدل و خشن، بر سر جسم و روح این کارگران معصوم چه میآید.
البته به گفته مسوولان، کودک کاری در تبریز وجود ندارد، با این حال وقتی از خیابان و محله های تبریز چون آبرسان عبور می کنی، چشمت به کودکان خیابانی می افتد که یا گل میفروشند و یا اینکه ترازویی را کنار خیابان قرار داده اند و رهگذران را وزن میکنند و برای ۵۰۰ تومان کلی التماس می کنند.

کمی بالاتر از چهار راه آبرسان، توجهم را کودک ۶ ساله ای که روی زمین نشسته و کنارش ترازویی قرار دارد جلب می کند، به او نزدیک میشوم و سلام می دهم، موهای بورش جلوی چشمانش را گرفته است، باران نم نم می بارد و بدون توجه به باران به کارش ادامه می دهد، روی ترازویش قرار میگرم و خودم را وزن می کنم، با لحن و صدای بچگانه اش می گوید: ۵۰۰ تومان شد.
بعد از دادن پول اسمش را میپرسم، خودش را علی معرفی میکند، کمی صحبت میکنم، متوجه میشوم که پدرش مجبورش کرده که خرج خانه را این کودک شش ساله بدهد.
حدس میزنم که پدرش معتاد باشد ولی به روی خودش نمی آورد و فقط می گوید اگر به خانه پول نبرم پدرم کتکم میزند، مادرم هم مریض است، پدرم خودش کار نمیکند و خیابان گردی میکند و به من گفته که تا عصر وقتی که خورشید غروب کرد، هروز باید کار کنی تا بزرگ شوی…
با نگاه هایی نگران به اطرافش نگاه می کند و بعد ترازو را زیر بغل می گیرد و می گوید من باید تغییر مکان دهم، الان ماموران شهرداری می آیند و ترازویم را می شکنند…

کودک معصوم، مجبور است در هوای گرم و سرد تابستان و زمستان از سپیده دم تا غروب آفتاب در خیابان های شهر جان بکند و لقمه ای نان به خانه ببرد، کودکی محروم از بازی و شیطنت های بچگی و بدون اینکه به مدرسه ای برود، زودتر از هم سن و سالانش بزرگ می شود و عقده نداشته هایش بغضی می شود در گلویش که روزی صدای شکستن بغضش به گوش جامعه می رسد.
متاسفانه بر اساس آمار سازمان جهانی کار، سالانه ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در جهان از کودکی محروم میشوند، طبق این آمار ۱۲۰ میلیون نفر از آنها وارد بازار کار شده و مشغول به کار تمام وقت هستند، ۶۱ درصد این کودکان در آسیا، ۳۲ درصد در آفریقا و۷ درصد در آمریکای لاتین زندگی میکنند.
ماده ۳۲ پیمان جهانی حقوق کودک میگوید: کودک باید در برابر هر کاری که رشد و سلامت او را تهدید میکند حمایت شود و دولتها باید حداقل سن کار و شرایط کار کودکان را مشخص کنند. در ماده ۲۶ این پیمان نیز آمده است که هر کودکی حق دارد از تامین اجتماعی از جمله بیمه اجتماعی برخوردار شود و ماده ۲۷ آن تاکید میکند که کودکان باید از سطح زندگی که تامین کننده رشد جسمی، ذهنی و اجتماعی آنها است، برخوردار شوند. پیمان جهانی حقوق کودک، یک پیماننامه بین المللی است که برای دفاع و حمایت ازحقوق کودکان تهیه شده است، این پیمان که پس از ۱۰ سال گفتگو میان کشورهای عضو سازمان ملل در سال ۱۹۸۹ میلادی تدوین شد و در سال ۱۹۹۰ به اجرا درآمد؛ به طور کلی چهار محور بقا، رشد، حمایت و مشارکت را در ارتباط با کودکان مورد توجه قرار میدهد.

کار کودکان بسیار معمول است و میتواند شامل کار در کارخانه، معدن، روسپیگری، کشاورزی، کمک در کسب و کار والدین، داشتن کسب و کار شخصی (مانند فروش غذا) یا کارهای نامتعارف باشد. ناپذیرفتنیترین شکلهای کار کودکان استفاده نظامی از کودکان و تنفروشی کودکان است. موارد کمتر جنجالی و معمولاً قانونی (با بعضی محدودیتها) شامل کار کشاورزی در ایام تعطیلی مدرسه (کار فصلی)، کسب و کار خارج از ساعات مدرسه و همچنین بازیگری یا آوازخوانی کودکان میباشد.
در ایران نیز تعداد کودکان کار به دلایل گوناگون رو به افزایش است اما آمار دقیقی در مورد کودکان کار وجود ندارد. بیش از ۲۰هزار نفر کودک کار در تهران تایید شده است. درآمار تخمینی سازمان جهانی کار در سال ۱۹۹۵بیش از ۷۱/۴درصد کودکان بین ۱۰تا ۱۴ سال در ایران از لحاظ اقتصادی فعال هستند.
کودکان کار در شرایط بسیار نامطلوب از نظر تغذیه، بهداشت و انجام کارهای خطرناک و حاد به سر می برند. این کودکان می توانند به راحتی بازیچه دست بزهکاران حرفه ای اعم از سارقین یا باندهای توزیع مواد مخدر، عوامل ایجاد خانه های فسادو… قرار گیرند. و همچنین عدم بهره گیری از آموزش و تحصیل علم و فن، قدرت رقابت با سایر کودکان در ایجاد یک زندگی سالم را هر جه بیشتر از این کودکان سلب می کند.
کار کودکان سبب افزایش سود و انباشت سرمایه برای کسانی می شود که کودکان را مورد استثمار قرار می دهند و در نتیجه فاصله طبقاتی را در جامعه بیشتر می کند و فقر و تهیدستی را افزایش می دهد. کودکان را از دستیابی به دانش و مهارت کافی باز می دارد و در نتیجه بهره وری نیروی کار را در جامعه کاهش می دهد. آسیبهای اجتماعی مانند اعتیاد، بزهکاری، استثمار، تبعیض، فقر و… افزایش می یابد و در نتیجه سلامت اجتماعی را به مخاطره می اندازد و مانع پیشرفت و توسعه جامعه می گردد.