به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، سرمان به کار خودمان است. به ما چه ربطی دارد که چه در دانشگاه و حوزه می گذرد. فکر و ذکر ما مدرک گرفتن شده است. رفتن و آمدن به دانشگاه عادت همیشگی ما شده و پیشرفت رو به رشدی را نمیبینیم. اصلا شکستن مرزهای دانش به ما چه ربطی دارد؟ تقصیر ما چیست؟ نمی شود تولید علم کرد. نه استادش به ما بومی درس می دهد و نه کتب ما بومی است.
اینها توجیهاتی است که ما هر وقت بحث از تولید و پیشرفت علم می شود، برای دیگران بازگو می کنیم. کار ما شده است کلاس رفتن و بعد هم شب امتحان دروس را خواندن و پاس کردن واحد و در آخر هم دنبال یک کار پاره وقت(دانشجویی) گشتن برای گذراندن زندگی دانشجویی. روزمرگی را به آخر نهایت رسانده ایم. شاید وقتی صحبت های رهبری را درباره علم و جهاد علمی می شنویم، جملات بالا را برای توجیه خود مرور می کنیم.
هیچ کس کمبود استاد و کتب بومی را، که پیش نیاز جنبش علمی است، منکر نمی شود، ولی این نمی تواند توجیه خوبی برای رفتار انفعالی ما در دانشگاه و حوزه باشد که متاسفانه، رویه شده است.
آسیبی که امروزه طلبه و دانشجوی ما را تهدید میکند، دو چیز است: عافیت طلبی و راحت طلبی در دانشگاه و سنت گرایی بیش از حد در حوزه. عافیت طلبی است که باعث شده است دانشجو فقط فکر و ذکرش اخذ مدرک و بعد هم استخدام باشد و نتیجه این طرز فکر چیزی نیست جز همین پایان نامه هایی که جز تکرار مکررات وگردآوری صرفا یک سری داده، خروجی دیگری ندارد.
و اما سنت گرایی افراطی حوزه که باعث شده است که برخلاف تاکیدهای فراوان رهبری مبنی بر لزوم تحول در نظام حوزه و کتب در حال تدریس، هیچ تغییری مشاهده نمی شود. هنوز تاکیدها در حوزه، صرفا فقه است و نه تفسیر و فلسفه و علوم جدیدی که نیاز جامعه اقتضا میکند.
مسائل جدیدی که جامعه به آن مبتلا شده است، در کتب حوزوی ما هنوز جایی باز نکرده و دیده نمیشود. دانشجوی مملکت و طلاب باید به گفته حضرت امام(ره) سیاسی باشد. به نوعی حوزه ما به جای پیشرو بودن، دنباله رو جامعه شده است. در میان طلاب هم عزمی جدی بر تغییر و حرکت رو به جلو نمی بینیم و گویی به همین روش بسنده کرده اند.
حال با این وضع اسف بار حاکم بر دانشجو و طلبه در کشور، چه حرکت و رشدی را انتظار داریم؟!