به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، چند روزیست که پیامی در شبکه های اجتماعی مثل لاین و تلگرام پخش شده، کسی تصمیم بسیار جالب و مهمی گرفته و از بقیه می خواهد تا در آن طرح مشارکت کنند. پیامی که می گوید: ” من یلدای امسال، اینترنتم را خاموش می کنم! “
فضای مجازی راهی بود برای باهم بودن های بیشتر، گرد هم آمدن های طولانی تر و از حال هم خبر گرفتن های سریع تر ولی… ولی کم کم شد بلای جان همان اندک دل خوشی های خانوادگی و دوستانه، شد تنهایی های واقعی و دورهمی های قلابی…
تا حالا تجربه کرده ای ناگهان از دیدن کسی در خیابان تکان بخوری؟ آن کسی که روز و شبت را در فضای مجازی با او می گذرانی را ببینی و یکهو حیرت کنی؟
با خود فکر کنی: “چقدر دلم برایش تنگ شده بود! ” تا حالا فکر کرده ای، چقدر جنس انسانیت آدم ها در عالم واقعی فرق می کند؟
اگر کمی با خود صادق باشیم، اعتراف می کنیم که تبدیل شده ایم به دوستان و اقوامی که همیشه باهمند ولی هیچگاه همدیگر را لمس نمی کنند، نه با دست، نه با چشم و نه حتی با بو… اعتراف می کنیم که دیگر کار از کار گذشته و شده ایم آدم های ضربه ای!
عشقمان را نه از چشم که از ضربات انگشت بر صفحه موبایل ابراز می کنیم، غممان را نه از دهان که از ضربات انگشت بر صفحه موبایل بیان می کنیم، ترسمان را نه از لرز بدن که از ضربات انگشت بر صفحه موبایل نشان می دهیم…
ما شده ایم آدم های ضربه ای، آدم های تاچ، آدم های اندرویدی!
ولی اینها را نگفتم که نا امیدت کنم، گفتم تا شاید تلنگری باشد برای شب یلدا! آخر می دانی، باز جای شکرش باقیست که فرهنگی نیز داریم و آیین و سنتی… انگار قدیمی ها آینده نوادگانشان را دیده بودند و یلدا و چهارشنبه و نوروز و اعتکاف و احیا را بنا نهادند… انگار می خواستند فرزندانشان گاهی به یاد بیاورند که چیزی به نام با هم زندگی کردن هم وجود دارد!
آری با هم می توان زندگی کرد، با هم می توان تصمیم گرفت و با هم عمل کرد! چقدر خوب که ماهم تصمیمی بگیریم و عمل کنیم… همه در شب یلدا، اینترنت ها را خاموش کنیم و موبایل ها را کنار بگذاریم… عکس می خواهی چکار؟ کمی دیگران را حی و حاضر تماشا کن! خوب دقت کن و جنس خنده های پدر و مادرت را بخاطر بسپار، صدای غش و ضعف خواهر و برادرت، برق آنی چشمان همسر و هم دمت… کم پیش می آید این لحظات، این واقعی بودن ها…
برایت دعا می کنم تا مانند دانه های انار در کنار عزیزانت باشی، مانند رشته های پشمک به آنها وصل بمانی و مانند قاچ های هندوانه لبخند های شیرین بزنی…