اسلایدر 11 بهمن 1394 - 10 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

رهبری بی‏ نظیر و حضور بی‏ مانند مردم‏ دو عنصر اصلی انقلاب اسلامی‌اند

آوای ورزقان: رهبری بی‏ نظير و حضور بی‏ مانند مردم‏ عنصر اصلی انقلاب اسلامی‌اند

حجت الاسلام مسعود مهدوی امام جمعه شهرستان ورزقان در یادداشت اختصاصی خود برای پایگاه خبری آوای ورزقان نوشت: انقلاب اسلامی از نظر لغوی و اصطلاحی مفهوم روشنی است و آن عبارت از: تحول و دگرگونی در افراد و نهادهای‏ اجتماعی به قصد الهی کردن و خداگونه نمودن جامعه.
ظهور انقلاب اسلامی، در ایران و فروپاشی امپراتوری عظیم کمونیسم، دو واقعه مهم قرن حاضر، تئوری‏‌های موجود، درباره انقلاب را در هاله‌‏ای از ابهام فرو برد. از سویی، پیش‏گویی مارکس و تئوری وی، نه تنها محقق نشد، بلکه عملا، خلاف آن نیز، به اثبات رسید و از سوی دیگر، انقلابی در ایران به منصه ظهور رسید که معیارها و تئوری‌‏های ارائه‏ شده در زمینه انقلاب را زیر سؤال برد؛ چراکه متغیرهایی در این انقلاب، کارگر افتاد و عواملی در پیروزی آن دخالت داشت که از نظر اغلب تئوریسین‏‌ها مغفول مانده بود و بالاخره، این وقایع، به‏مثابه برگ بازنده‌‏ای برای لیبرالیسم و محافظه‏ کاران محسوب می‏ شود که مخالف هر نوع انقلاب و تغییراتی در سطح جامعه‌‏اند؛ زیرا اینان، همیشه حافظ وضع موجودند.
انقلاب اسلامی در یکی از حساس‏‌ترین نقاط جهان همچون زلزله‌‏ای غیرمترقبه، اردوگاه آرام و بی‏ دغدغه استکبار را به‏ شدت به لرزه درآورد. با وقوع انقلاب اسلامی ایران برای اولین‏ بار یک کشور مسلمان به‏ طور موفقیت ‏آمیزی‏ قدرت‏‌های بزرگ غربی را به مبارزه طلبید و منافع مادی آن‏ها را با خطر جدی مواجه ساخت. از نظر سمبولیک، انقلاب ایران نخستین پیروزی مسلمین بر غرب از قرن ۱۶ میلادی به این طرف محسوب می ‏شود. نکته این‏جاست که اسلام عامل هدایت ‏کننده این انقلاب بوده و هیچ‏ یک از ایسم‏ های غربی، ناسیونالیسم، کاپیتالیسم، کمونیسم و سوسیالیسم در آن نقشی نداشتند.

مقام معظم رهبری همچون امام خمینی(ره)، عوامل بقا و استمرار انقلاب را همان علل و عوامل شکل‏ گیری و پیروزی انقلاب اسلامی می ‏دانند.
معظم ‏له در این‏ باره می‏ فرمایند: «معروف است که بقای هر چیز، با همان عواملی تأمین می‏ شود که حدوث آن شی‏ء با آن عوامل تأمین شده است. فی‏ الجمله این حرف، حرف درستی است؛ یعنی اگر مثلاً برای تداوم و بقای انقلاب اسلامی ایران، دنبال عاملی می‏ گردیم، باید نگاه کنیم و ببینیم شروع و حدوث این انقلاب، با چه عواملی شد. اگر آن عوامل را در جامعه تأمین کنیم، انقلاب تداوم پیدا می‏ کند. یک حرکت که با عامل خاصی و با یک قدرت آغاز شده است، ادامه‏‌ی آن حرکت هم با همان عامل خاص است.»
با توجه به این اصل، ایشان مهم‏ترین و اصلی‏‌ترین علت و عامل بقا و استمرار انقلاب را در جریان بودن روح دینی و ایمان اسلامی در میان مردم و مسئولان و توجه به خدا، انجام تکلیف الهی و قیام الله می ‏دانند و تأکید می‏ کنند: «اگر روح دینی باشد، این عوامل به ‏صورت فراگیر در میان همه‏‌ی اقشار مردم، آن‏هم به ‏صورت عمیق، به‏ وجود می‏ آید. لذا این انقلاب تمام‏ شدنی نبود و نیست. اگر عامل دینی نباشد، چند صباحی حرکتی می‏ شود، عده‏ ای معین و قشر مشخصی، کاری می ‏کنند، بعد هم خسته می‏ شوند. عده‏ ای به دنیای خود می‏رسند، عده ‏ای هم به حکومت و مقام می ‏رسند، عده‏ای با قدرتمندان سازش می‏ کنند، عده‏ای می‏ ترسند، عده‏ ای به زندگی راحت خو می‏ گیرند و عده ‏ای مأیوس می ‏شوند و قضیه تمام می‏ شود و از بین می‏رود! کمااین‏که در بسیاری از نهضت‏ های دنیا، چون اسم خدا، یاد خدا و روح تعبد و اخلاص نبود، چون یک رهبر الهی و معنوی مثل آن‏ بزرگوار، آن انسان بزرگ، امام راحل عظیم ‏الشأن، در میان آن‏ها نبود، حتی استعدادهای معمولی هم برای حرکت در مبارزه‏ی با فساد و استبداد و بدبختی‏ های دیگر یک ملت، شکوفا نشد.»

مقام معظم رهبری با انگشت نهادن بر این مهم به همگان متذکر گردیده ‏اند که انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) دو پدیده انفکاک‏ ناپذیرند و تحلیل انقلاب اسلامی بدون شناخت شخصیت رهبر بزرگ آن ممکن نیست.
رهبری این انقلاب را مردی برعهده داشت که شخصیتش در مکتب فقه و فقاهت «فیضیه» شکل‏ گرفته بود. فقیهی فرزانه، عارفی آگاه، فیلسوفی شجاع، ادیبی عمیق، مفسری بینا و سیاستمداری دانا بود. او سیاست و سیاستمداری را پیشه خود نمی ‏دانست بلکه آن‏را وظیفه خود می‏ دانست. کلامی جذاب و فکری پویا داشت. ذهن و زندگی‏‌اش جامع علم و عمل بود هر آنچه را بر زبان می‏ راند و به هر میزان که از مردم می‏ خواست، خود پیش و بیش از دیگران به آن عمل می ‏کرد، اعتقادش چون صخره ‏های سخت و همتش به بلندای قله‏ ها بود، چون شجره طیبه اندیشه‌‏اش از آبشخور فرهنگ قرآن سیراب می‌‏شد.
حضرت امام(ره) در سراسر دوران مبارزه هرگز هدف خود را در جغرافیای کشور ایران محدود نکرده بود، بلکه آن‏چه در پی آن بود، حاکمیّت اسلام در سراسر جهان و کوتاه کردن دست ابرقدرت‌ها از همه کشورهای اسلامی ‏بود. ایشان حرکت خود را در راستای قیام جهانی منجی موعود(عج) می‏‏ دید و انقلاب اسلامی ایران را مقدم‌ه‏ای برای انقلاب عظیم مهدوی ارزیابی می‏‌کرد و از همین‏ رو تشکیل حکومت اسلامی در ایران، هیچ‏گاه باعث نمی ‏شد که ایشان از حرکت باز ایستد و سایر ملل اسلامی را به فراموشی بسپارد.
در یک نگاه کلی، اصول و آئین زیر، نماد اساسی فلسفه سیاسی امام است؛ که به‏ نحوی محتوای بنیادین انقلاب اسلامی و چارچوب عملی سیستم سیاسی – جمهوری اسلامی نیز به‏ شمار می ‏رود:
۱- حاکمیت قوانین الهی؛
۲- حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و نقش بنیادین آنان در تمام امور کشور (از رهبری‏ تا دهداری)؛
۳- رهبری فقیه عادل و عالم؛
۴- اصل خدمت نه ریاست و سلطه؛
۵- ابتناء و اتکای نظام سیاسی اسلامی به رأی‏ مردم؛
۶- لغو هرگونه امتیاز، انحصار و اشراف؛
۷- نفی هرگونه استبداد، زور و دیکتاتوری؛
۸- آزادی به عالی‏‌ترین و طبیعی‌‏ترین شکل؛
۹- منع هرگونه شخصیت‏ محوری و بت ‏سازی؛
۱۰- رعایت حقوق همه مردم؛
۱۱- نظارت مردم در تمام مراحل سیاسی و حضور واقعی مردم در تمام صحنه‏ ها؛
۱۲- تأکید بر اصل انتخاب و میزان بودن رای مردم؛
۱۳- عدالت اجتماعی؛
۱۴- نفی و مقابله هرگونه سلطه ‏طلبی و سلطه ‏پذیری در بعد خارجی و داخلی؛
۱۵- مبارزه با ظلم و ستم و استکبار؛
۱۶- تأکید بر شناختن و شناساندن اسلام ناب محمدی(ص) و رد هرگونه تحجر، مقدس‏ مآبی و نفی اسلام آمریکایی؛
۱۷- وحدت میان همه نسل ها و قشرها و فرق؛ خصوصا دو مرکز مهم دانشگاه و حوزه.

رهبر انقلاب حضور و مشارکت همگانی مردم در انقلاب و حرکت در پشت سر امام و پیروی از منویات و تعالیم ایشان را علت اصلی موفقیت انقلاب اسلامی می‏ دانند. ایشان ریشه‌‏ی این مشارکت و حضور مردمی و حرکت در پشت سر رهبری دینی را ناشی از ایمان، عواطف و عقاید دینی و اسلامی می ‏دانند و می ‏فرمایند: «اگر انقلاب متکی به اعتقاد دینی و ایمان اسلامی نبود، نمی ‏توانست پیروز شود. ایمان یکایک مردم بود که توانست این حرکت را به‏ وجود آورد و استمرار بخشد.»
رهبر انقلاب معتقدند آگاهی دشمن از این موضوع و کارکردهای ایمان دینی است که باعث شده عمدی دشمنی ‏ها و تبلیغات دشمنان انقلاب معطوف به ایمان مردم و ایجاد تردید و سستی در آن شود.
ایشان مشارکت و حضور ناشی از ایمان مردم را سبب جلب نصرت الهی و پیروزی انقلاب معرفی می‏ کنند و در تشریح رابطه‌‏ی طولی و نه عرضی نصرت الهی و ایمان مردم با یکدیگر می‏ گویند: «البته آن دو عامل، در عرض یکدیگر نیستند، بلکه در طول هم هستند؛ یعنی اگر تکیه ‏گاه ما خدا و کمک الهی بود، دل‏‌های مردم هم متوجه پروردگار خواهد شد.»

هر دو عامل رهبری و حضور و مشارکت مردم که عناصر اصلی انقلاب عظیم اسلامی ایران می باشند، در عین اهمیت بی‏ بدیل، خود نشات‏ گرفته از روح اسلام ناب می‏ باشند که هم در اصل ایجاد و ممتاز شدن انقلاب و هم در استمرار آن در رهبری امام خامنه‌‏ای و استمرار حضور مردم به ‏خوبی نمایان است.

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *