استانی 05 اسفند 1394 - 10 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

مدیر کل بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان استعفا داد / زهرا احمدی متهم به زبان و ادبیات فارسی!

به گزارش آوای ورزقان به نقل ازآناج، ایجاد فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی وعده ای بود که رئیس جمهور در سفر انتخاباتی خود به استان آذربایجان شرقی به مردم این دیار داد و پس از گذشت دو سال از عمر دولت این وعده نه در قالب فرهنگستان بلکه به صورت بنیاد با عنوان “بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان” توسط وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افتتاح شد.

پس از گذشت هشت ماه از افتتاح به دلیل برخی مسائل پشت پرده، زهرا احمدی، مدیرکل این بنیاد استعفا داده است.

احمدی در گفت و گو با خبرنگار آناج با تشریح مشکلات و دلایل استعفای خود، اظهار کرد: دلیل استعفای من قدرنشناسی ها و کم لطفی های دیگرانی است که من از آنها انتظار داشتم به خاطر زحمت هایی که کشیدم حداقل به صورت زبانی از من تشکر کنند.

وی افزود: وقتی برنامه ای با آن عظمت به عنون “نکوداشت شمس” را برگزار کردم حاشیه های زیادی از طرف برخی افراد دلسوز و یا منفعت طلب مطرح شد که ابتدا ادعا کردند ما هم می خواهیم کمک کنیم اما بعدا به جای اینکه از دستمان بگیرند بیشتر سنگ اندازی کرده و رغبت های ما را هم از بین بردند.

وی توضیح داد: در برنامه نکوداشت شمس، اسپانسر برنامه می خواست وقت سخنرانی به او اختصاص دهیم اما مسئولین قبول نکردند زیرا اصلا عقلانی نیست یک اسپانسر مادی در برنامه سخنرانی کند؛ به خاطر آن مشکلات زیادی ایجاد کردند. البته من به خاطر حواشی نکوداشت شمس استعفا ندادم چرا که چنین مشکلاتی مرا خسته نمی کند؛ هرچند این مساله اصلا به شخص من ربطی نداشت ولی فشارها و تبعات آن همه متوجه من بود.

مدیرکل سابق بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان خاطرنشان کرد: آقای وزیر در کمال رغبت بنیاد را افتتاح کردند که من نیز آن روز به عنوان میهمان در مراسم حضور داشتم. من تمایلی به قبول این مسئولیت نداشتم و بهتر است بدانید با اصرار دیگر دوستان آن را عهده دار شدم و در طول هشت ماهی که مدیریت بنیاد را برعهده داشتم صادقانه خدمت کردم.

وی گفت: مرا متهم می کنند رشته دانشگاهی ام ادبیات فارسی است؛ من نیز با افتخار این موضوع را تایید می کنم چون من عاشق کشورم و عاشق ادبیات فارسی هستم اما عاشق ادبیات ترکی و عاشق آذربایجان هم هستم اما تفاوت من با عده ای در این است که من ابتدا خود را ایرانی می دانم و سپس آذربایجانی و تبریزی؛ و ای کاش عزیزان این اتهامات را به خود من می گفتند و من بسیار مشتاقم با ایشان روبرو شوم؛ اگر این نیز میسر نشود، معتقد به روز محشر هستم.

وی بیان داشت: کسانی که به خود جرأت داده اند به خاطر تخصصم در ادبیات فارسی بر من خرده بگیرند هرگز اندازه ی من از ترکی و ادبیات آن نمی دانند؛ ای کاش آنها بتوانند یک مصرع از اشعار فضولی را مثل من به درستی بخوانند و دو بیت از نباتی را برای منی که ادبیات فارسی خوانده ام توضیح بدهند؛ آرزو می کنم حنجره ی این عزیزان نیز مثل من هرصبح با اشعار فضولی باز شود و شب هنگام نیز بدون غیبت و تهمت بخوابند.

احمدی افزود: در مدتی که من در بنیاد بودم هیچ  اعتراضی از طرف مردم بر کار بنیاد نشد؛ البته در ابتدای کار مسائلی به وجود آمد و آن به خاطر این بود که رئیس جمهور قول فرهنگستان داده بود نه بنیاد؛ ولی پس از آن هیچ مساله و مشکلی به وجود نیامد و مردم اعتراضی نداشتند.

وی ادامه داد: برای خود من نیز بنیاد خاطرات خوشی داشت بخصوص نکوداشت شمس که توانستم ایده ام را مبنی بر برگزاری یک برنامه ی فولکلور بزرگ ارائه بدهم که بتواند در دل مردم بنشیند؛ من در بنیاد فقط به شهروندانم خدمت کردم نه کس دیگر.

وی اظهار کرد: من استعفایم را به آقای استاندار ارائه و در آن قید کردم بعد از هشت ماه خدمت صادقانه و عاشقانه این انتظار را داشتم که اگر برای خودشان و معاونشان کسر شأن بود حداقل یکی از کارمندان پایین دست خود را جهت تشکر نزد من می فرستادند چرا که این مدت را بدون هیچ اجر و مزدی کار کردم و حتی به خاطر زیر استکان های بنیاد و گلدان های گل های شمعدانی به فروشگاه ها رفتم و به خاطر صرفه جویی در بیت المال خود با فروشنده ها چانه زدم در حالی که هرگز برای خریدهای  شخصی چنین نکرده و نمی کنم.

مدیرکل سابق بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان توضیح داد: بهتر است این را نیز بدانید وقتی داشتیم بنیاد را آماده کردیم، اجازه ندادم یک شی غیر آذربایجانی وارد سیستم شود؛ یعنی مثل خیلی از مسئولین نبودم که حتی سرامیک های ساختمانشان نیز متعلق به استان خودشان نیست.

وی تاکید کرد: در طول این مدت من همه کارها را به تنهایی انجام می دادم و غیر از نیروی خدمات و طراح هیچ کارمندی را استخدام نکردم در حالی که در بنیاد به آن بزرگی من هم می توانستم فامیل هایم را جذب کنم و چندین خدم و حشم برای خودم استخدام نمایم.

احمدی که در جشنواره ی استانی مد و لباس رتبه ی دوم را در طراحی و تلفیق لباس سنتی با سلیقه ی روز مردم، کسب کرده بود توضیح داد: لباس مردانه ای که رونمایی شد متعلق به پدربزرگ من صمدخان، شهید راه وطن است و پیراهن او سال ها پیش توسط پدرم به موزه اهداء شده است و من می خواستم این لباس را به نام بنیاد رونمایی کنم که به لطف برخی افراد ممکن نشد و من آن را به نام موسسه خودم (ثمین کتاب ایرانیان) رونمایی کردم؛ کسانی که امروز با این لباس عکس می گیرند بهتر است به جای عکس گرفتن بر آن ارزش قائل شوند؛ چون صمدخان تنها پدربزرگ من نیست بلکه هویت تمام مردم ماست؛ چون اگر امثال او نبود که جانش را برای آذربایجان فدا کند، الان آذربایجانی هم در کار نبود.

وی بیان داشت: من یک بانو، جوان و متخصص رشته ی ادبیات فارسی هستم و این سه مورد دلایلی است که برخی افراد به خاطر آن بر ما هجمه وارد کردند و مدام سخنان آزاردهنده شان به گوش ما می رسید اما ای کاش این عزیزان نیز یک نمونه از این کارهایی را که من در هشت ماه انجام دادم، در کارنامه ی خود نشان دهند در حالی که من مثل آنها اعوان و انصار نداشتم بلکه همه کارها را به تنهایی انجام دادم.

در حال حاضر بنیاد نوپای فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان در بلاتکلیفی به سر می برد؛ و این است وعده های تحقق یافته …

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *