اسلایدر 25 اسفند 1394 - 10 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

چهارشبه سوری و آداب و رسوم خاص آن

آوای ورزقان: چهارشبه سوری و آداب و رسوم خاص آن

به گزارش آوای ورزقان، به اعتقاد قدما، عدد چهار اصل و ریشه طبیعت جاودانه است، لذا اولین چهارشنبه ماه آخر سال را منسوب به باد می دانستند و اعتقاد داشتند در آن روز باد خواهد وزید، دومین چهارشنبه منسوب به خاک، سومین آتش و چهارمین آب بود که در این زمان از یخ بستن خاک کاسته می‌شد و زمین نفس می‌کشید.

این چهارشنبه ها بین عموم مردم با نام‌های موشتلقچی (خبرچی) کوله (کوتاه) قره (سیاه) و قزیل (چهارشنبه طلایی) نامیده می شوند که امروزه نیز به این نام ها معروف هستند.

در چهارشنبه آخر سال مردم با روشن کردن آتش در کوچه و محله ها شادی وسرور می کردند و دختران  دم بخت با پریدن از روی آتش اشعاری را از قبیل (آتل باتل چارشنبه، بختم آچل چارشنبه…) می خواندند، به اعتقاد آنان آتش پلیدی ها و مرض‌ها را از بین می‌برد و شیطان را دور می کرد.

یکی دیگر از مراسم زیبایی که تقریبا در همه روستاها و شهرهای قره داغ رواج دارد، «شال ساللاماق» یا «شال اندازی» است. همه جوانان برای این شب از قبل شال‌هایی تهیه می‌کنند و به پشت بام خانه‌ها می‌روند و در این شب بخصوص هیچ خانه‌ای از ورود افراد بیگانه به پشت بام خانه‌اش ممانعت نمی‌کند، چون خود او هم در جوانی شال‌اندازی کرده است.

قیافه شال‌انداز باید دیده نشود. مسن‌ترین زن خانه بنا به عرف موظف است که در هر شالی که از بام خانه‌اش آویزان شده، بسته به وسع و توانایی تخم مرغ پخته رنگ شده، تخمه‌ی بو داده، آجیل خانگی(توت، مغز گردو، برگه هلو، قیسی و آلبالو خشک) یا شیرینی بریزد یا جوراب ببندد و در حالی که آن را تکان می‌دهد تا صاحبش بالا بکشد به صدای بلند برای صاحب شال و همه شال اندازان سالی خوش و رسیدن به همه آرزوها را آرزو می‌کند و بعد که شال انداز شالش را بالا کشید، غنیمت بدست آمده را درون کیسه سفیدی که همراه دارد، می‌ریزد و به سراغ بام و خانه دیگری می‌رود، تا چه نصیبش شود.

شهریار، شاعر بلندآوازه ایران در منظومه جاودانه “حیدر بابایه سلام” در مورد مراسم شال اندازی در چهارشنبه آخر سال چنین می‌گوید: “بایرامیدی، گئجه قوشی اوخوردی- آداخلی قیز، بی جورابین توخوردی- هرکس شالین بیر باجادان سوخوردی- آی نه گوزل قایدادیر شال سالاماق!- بی شالینا بایراملیغین باغلاماق!- شال ایسته دیم منده ائوده آغلادیم -بیر شال آلیب تئز بئلیمه باغلادیم- “غلام “گیله قاشدیم شالی ساللادیم- فاطمه‌”، خالا منه جوراب باغلادی -“خان ننه می” یادا سالیب، آغلادی.”

 

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *