به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، با آغاز سال ۱۳۹۵ و در ادامه مصاحبههای نوروزی، گفتوگویی متفاوت با مجری و گزارشگر توانمند شبکه سهند انجام دادیم. میلاد وطن پرست که با اجرای برنامه “موج فوتبال” معروف است، صحبتهای بسیار جذابی از زندگی شخصی و کاری خود انجام داده که در زیر میخوانید:
آناج: بیوگرافی کوتاهی از خودتان برایمان بگویید:
میلاد وطن پرست، متولد سال شصت و شش از شهرستان تبریز هستم. تحصیلاتم در رابطه با روابط بین الملل بوده و از سال هشتاد و نه به عنوان دستیار تهیه وارد صدا و سیما شده ام. تک فرزند خانواده هستم ولی نه از آن تک فرزند های سوسول!

آناج: از ورود به دنیای مجریگری برایمان بگویید، نقش پدرتان در این زمینه چقدر بود؟
من حسابدار یک مغازه آهن فروشی بودم. از بچگی بدلیل شغل پدر علاقه زیادی به گویندگی و اجرا داشتم و در خانه دکلمه ضبط میکردم تا اینکه آقای دینی مرا به همکاری دعوت کرد. من دو بار از تست باشگاه خبرنگاران رد شده بودم و پدرم هم همواره به دوستانش سفارش میکرد که میلاد را به چشم فرزند من نبینید و اگر لایق پیشرفت بود، به وی میدان دهید وگرنه بخاطر رابطه پدر و فرزندی به میلاد ارفاق قائل نشوید. در آن زمان رضا یزدانی اجرای برنامه ورزشی شبکه سهند را بر عهده داشت. بخاطر همراهی تور آذربایجان و مشکلی که در شهر جلفا برای آنها پیش آمده بود نتواست به اجرای زنده برنامه برسد و به من دو ساعت مانده به روی آنتن رفتن برنامه، اعلام کردند که تو باید برنامه امشب را اجرا کنی. من هم خوب یادم میآید که صدای قلبم را در آن برنامه واقعا میشنیدم. با استرس فراوان برنامه را اجرا کردم و الان که به آن برنامه نگاه میکنم میبینم واقعا اجرای ضعیفی داشتم. بعد از آن برنامه اساتید اعلام کردند که اگر روی میلاد وقت بگذاریم میتواند پیشرفت کند.
آناج: شیرین ترین و تلخ ترین اجرایتان:
اول تلخ ترین هارا میگویم. در اوایل مجری گریام آقای شیخ لاری کارشناس برنامه بودند و متاسفانه با تاخیر به استودیو رسیدند. بازی تراکتور و ملوان در لیگ دهم بود و من هم در مورد بازی شهرداری با یک تیم دیگر در روی آنتن حرف میزدم وقتی متوجه اشتباهم شدم فقط به دوربین خیره شدم که خوشبختانه آقای شیخ لاری وارد استودیو شدند.این تلخ ترین اجرای من از لحاظ فنی بود. ولی بازی تراکتورسازی و نفت تلخ ترین برنامهای بود که من اجرا کردم.
شیرینترین اجرا هم موج فوتبال بعد از قهرمانی در جام حذفی بود.
آناج: تا حالا شده از اجرای خود راضی نباشید؟
خیلی وقتها این اتفاق برایم افتاده است. اگر یک مجری از اجرای خودش راضی باشد یعنی جلوی پیشرفتش را گرفته است. شاید بعد از اجرا از موضوعی که میخواستم اعلام کنم راضی بوده باشم ولی بارها شده که از اجرای برنامهام ناراضی هم بودهام.
آناج: نقش خانواده را در موفقیتهایتان چقدر میدانید؟
پدرو مادرم همیشه در کنارم بودهاند و هرچه دارم مدیون آنها هستم. نقش همسرم هم واقعا پررنگ است. بعد از اجرای برنامههای سنگین با همسرم تماس میگیرم و یا خود همسرم با من تماس میگیرد و خسته نباشید میگوید که کلی آرامش نصیبم میشود. پدرم از لحاظ فنی هم خیلی به من کمک میکند. خانوادهام پشتوانه محکمی برایم هستند.
آناج: در برنامه گئجه لر با پدرتان هم اجرا داشتید، در مورد این برنامه بگویید؟
این برنامه جزو به یاد ماندنیترین اجراهای من است؛ چون در کل کشور کم سابقه است در برنامهای پدر و پسر باهم اجرای یک برنامه را بر عهده داشته باشند و به همین دلیل به خاطر این اجرا به خودم و همچنین پدر عزیزم میبالم.
آناج: بهترین همکارتان در صدا و سیما کیست؟
گروه ورزش صدا و سیما یک گروه صمیمی هستند ولی من با ساعی و وحدت پناهی رفاقت بیشتری دارم.

آناج: رفاقت صمیمانه با مجتبی ساعی هنوز پابرجاست؟
قطع یقین همین طور است. فقط هر دو متاهل شدهایم و شاید کمتر میتوانیم مثل سابق باهم باشیم. به اعتقاد من مجتبی ساعی بهترین گزارشگر شبکه سهند است و در زمینه گزارش از تکه کلامهای او استفاده میکنم. من برنامهای را دوست دارم که خودم اجرا کنم و مجتبی ساعی گزارش آن را بر عهده داشته باشد.
آناج: روند کنونی موج فوتبال را چگونه میبینید؟
من خودم به عنوان مجری زیاد از روند برنامه راضی نیستم. متاسفانه برنامه ما را با نود مقایسه میکنند که اصلا این امر درست نیست. نود به کل فوتبال ایران میپردازد در حالیکه ما فقط به چند تیم میپردازیم. خوشبختانه آقای جولا {تهیه کننده برنامه} طرحهای خوبی برای سال جدید دارند که امیدوارم روند برنامه بهبود یابد.
آناج: چرا همیشه جوایز برنامه موج فوتبال لباس باشگاههای فوتبال تبریز است؟
متاسفانه اسپانسرها پا پیش نمیگذارند. اسپانسرهای بزرگ هم فقط حاضر به اسپانسری در شبکههای سراسری هستند.
آناج: چرا در برخی برنامهها سمت وسوی برنامه برای تخریب تراکتور رفته است؟
چرا باید تیمی را که با آن اشک ریختیم، خندیدیم و تعصب آن را میکشیم تخریب کنیم؟ از تخریب تراکتور چه کسی سود خواهد برد؟ اصلا اینگونه نیست که ما قصد تخریب تراکتور را داشته باشیم. ولی هر موقع لازم باشد انتقاد از نوع سازنده خواهیم کرد تا باعث پیشرفت تیممان شود. من در زمان سرمربیگری پیوس در تراکتور پول تو جیبیام اندازه خریدن بلیت بود و از نصف راه تا باغشمال پیاده میرفتم تا دیدارهای تراکتور را از نزدیک تماشا کنم. من یکی از هوادران اصیل تراکتور هستم. آیا قبول میکنید که هوادار تراکتور قصد تخریب تیمش را در برنامهاش داشته باشد؟
آناج: تایم شروع موج فوتبال اصلا خوب نیست، این موضوع را قبول دارید؟
بله؛ به دلیل پخش خبر ساعت ۲۳ از شبکه سهند ما مجبور به شروع برنامه در تایم کنونی هستیم و خودمان هم میدانیم که این موضوع باعث ریزش مخاطب شده است.
آناج: چرا در مسابقه پیامکی فقط درصد آرا را نشان میدهید و تعداد شرکت کنندگان معلوم نمیشود؟
پیشنهاد خوبی است. سعی میکنیم در برنامههای آینده آمار شرکت کنندگان را هم نشان دهیم. باید به این موضوع اشاره کنم که در برخی برنامههای موج فوتبال بیش از هفتاد هزار نفر در مسابقه ما شرکت کردهاند.
آناج: بهترین تهیه کنندهای که با اوهمکاری داشتهاید؟
همه تهیه کنندگان برنامههایی که در آن حضور داشتم از من حمایت کردهاند. ولی آقای دینی من را به این عرصه آوردند و خیلی درسها از وی یاد گرفتهام که جا دارد باز هم از ایشان تشکر کنم.
آناج: در فضای مجازی فعالیت میکنید؟
بله در تلگرام و اینستاگرام فعالیت میکنم.

آناج: در مورد بازی تراکتور ذوب آهن که گزارش آن بازی با شما بود، چه صحبتی دارید؟
اگر از من بپرسید که تلخ ترین گزارشم کدام بازی بود قطع یقین آن بازی را اعلام میکنم. بیشتر مردم به من میگویند تو تراکتور را در آن بازی چشم زدی.
آناج: شیرین ترین گزارش میلاد وطن پرست کدام گزارش بود؟
گزارش جام حذفی و دیدار تراکتور با فولاد که با تک گل دقیقی به فینال راه یافتیم. برد سه بر دو گسترش مقابل ذوب آهن هم از شیرین ترین گزارشهای من بود.
آناج: اگر جای ساعی در بازی تراکتور نفت بازی را گزارش میکردید، بعد از سوت پایان که ساعی اعلام کرد هواداران دور افتخار نایب قهرمانی میزنند شما چه جملهای میگفتید؟
اگر از نتیجه بازی سپاهان خبر نداشتم من هم تبریک میگفتم و بلافاصله به جمع هواداران میپیوستم.
آناج: شهرت مغرورتان نمیکند؟
حرف پدرم همیشه آویزه گوشم است که هنرمندی که مغرور باشد و از مردم جدا باشد، دیگر حرفی برای گفتن نخواهد داشت. من از غرور متنفرم. کسانیکه مرا میشناسند به خوبی این موضوع را میدانند. اگر اینگونه نیست میتوانند زیر همین مصاحبه کامنت بگذارند که وطن پرست آدم مغروری است.
آناج: در خصوص برنامه رادیویی صدای ورزش صحبتی دارید؟
ما در این برنامه سعی کردهایم کلیه رشتههای ورزشی را تحت پوشش قرار دهیم. مدت زمان برنامه را از بیست و پنج دقیقه به چهل دقیقه افزایش دادیم. امیدوارم بتوانیم نظر مثبت مخاطبان را جلب کرده باشیم.
آناج: در مورد ازدواجتان توضیح دهید؟
در هفتم دی ماه سال نود و سه ازدواج کردهام.از انتخاب خودم خیلی راضی هستم. یک نکته در مورد ازدواجم اینکه علاوه بر نجابت و خوشرویی و پاکدامنی همسرم، قرار ما برای مهریه ۱۴ سکه بود که در موقع امضا عقد همسرم آن را به نیت یگانگی الله به یک سکه تغییر دادند. در زمانهای که مهریههای سال تولد غوغا میکند این کار همسرم برایم خیلی ارزشمند بود. فکر کنم دوری از تشریفات و تجملات باعث شود ازدواج در بین جوانان بیشتر رایج شود.
آناج: اهل فیلم و سینما هستید؟
بله صد در صد.هم فیلمهای سینمای ایران و هم خارج از ایران را میبینم. در سینمای ایران فیلمهای حاتمی کیا را بسیار میپسندم.

آناج: دلیل حضور برخی سایتها در برنامه موج فوتبال چیست؟
جالب است برای شما بگویم که سایتها به راحتی میتوانند با روابط عمومی سازمان هماهنگ شوند و در هر برنامهای که دوست دارند، حضور داشته باشند.
آناج: از شبکههای سراسری پیشنهاد برای همکاری داشتهاید؟
بعد از گزارشی که از زلزله تلخ ورزقان به اخبار شبکه یک دادم پیشنهاد همکاری برای واحد خبر به من شد. من خدمت را دوست دارم اما میخواهم به مردم شهرم خدمت کنم. به هیچ وجه نمیتوانم از تبریز دل بکنم.
آناج: ماشین مورد علاقه؟
همین تندر ۹۰ خودم را دوست دارم.
آناج: بهترین خاطره زندگی؟
ازدواج بهترین خاطره زندگی من بود. چون هم پدرم و هم مادرم در آن لحظه شاد و مهربان در کنارم بودند. متاسفانه خیلیها حسرت میکشند که ای کاش موقع ازدواج پدر یا مادرم بودند و این لحظه را میدیدند.
آناج: بدترین سوتی که دادید؟
شماره تلفن برندههای قرعه کشی موج فوتبال را میخواندم در اعلام شماره یکی از برندهها سه رقم وسط شماره را نباید میگفتم متاسفانه کل شماره را خواندم. بعد چندین نفر به برنده مسابقه زنگ زده بودند و تبریک میگفتند.این بدترین سوتی من بود.
آناج: سال نود و چهار چگونه سالی بود؟
برای من سال متوسطی بود. نه بسیار خوب و نه بد.
آناج: بهترین عیدی که گرفتهاید؟
مادربزرگ من در مراسم عید کل فامیل را دور هم جمع میکرد. ما صف میایستادیم تا عیدی بگیریم. مادربزرگم چشم هایش ضعیف بود و من فکر میکنم سه دور آن صف را میزدم. کم کم باید آماده عیدی دادن هم بشوم.
آناج: بهترین سین هفت سین؟
سیب؛ چون میوه بهشتی است و بخاطر مزیتهایی که برای سلامتی دارد، آن را بسیار دوست دارم.

آناج: چند کلمه می گوییم هر چه به ذهنتان می رسد، بگویید:
علی اصغر وطن پرست: تکیه گاه همچون کوه
تبریز: وطنیم
عادل فردوسی پور: حرفهای
تراکتور: عشق
قلعه نویی: باهوش
الله: همه هستی
ماشین سازی: پرنده بال و پر شکسته
سخن پایانی:
از خانواده خودم و همسرم که باعث دلگرمی و پیشرفت من شدهاند، تشکر ویژه میکنم. از همسرم که همواره نقش پررنگی در زندگی من داشته سپاسگزارم. در خاتمه از همه کسانی که باعث پیشرفت من شده و در زندگی کمک حال من بودهاند، تقدیر و تشکر میکنم.
