به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، عید است و با تمام حاشیه ها، خاطره ها و خوشی ها رسما سال ۹۵ با بدر کردن ۱۳ شروع شد.
لیک آنچه که نویسنده بر این داشته، عیدی است که مثل هر سال از آن گذر کرده ایم و این عید برای برخی هم وطن و هم مذهبم روز عزا شد. قرار هم نیست که عید با تصادف، غرق شدن و یا مجروحیت و مرگ حاصل از چهارشنبه سوری عزا شود؛ احادیث و روایات زیادی مبنی بر اعیاد و تعاریف عید از رسول اکرم و اهل بیت عصمت و طهارات ذکر شده است. در برخی تعریف هایی که از عید آمده است، روزی که در آن معصیتی انجام نگیرد، آن روز برای فرد عید است و هر عیدی که در آن معصیت و گناه انجام شود، روز شر و عزاست.
ما انسان ها پر از خطا و اشتباه هستیم، نویسنده نیز با کوله باری از گناه، در حال نوشتن این مرقومه است و پروردگار متعال بشر را معصوم و فرشته نیافریده، ولی آنچه درد آدمی را بر می انگیزد، گناه های علنی است که در طول سفر به شهرهای پرمسافر و توریستی و جاده های پر رفت و آمد دایما مجبوریم که مشاهده کرده و از کنارشان به هر نحو رد شویم. گناه هایی که در جمهوری اسلامی زمانی یک حرام نابخشودنی بوده است و حال به خوبی قباحت زدایی شده و دل هر مسلمان پر دغدغه را به درد می آورد.
جاده هایی که گذر از دشت و بیابان زیبایی خاص خودش را دارد و سیر از جنگل و بوته زار چشم نواز و روحیه بخش آدمی می شود، لکن در میان این زیبایی ها با رد شدن از خودروی مسافری که زن حجابش را از سر کنار زده و گویی داخل منزل شخصی اش نشسته، و شوهر و یا مرد همراه بدون کمترین دلهره و تعصب از هر نگاه نامحرمی به راندن مرکبش ادامه می دهد. برخی عابر با اوج اشتیاق و لذت نگاهش را متوجه فرد بی حجاب می کند، برخی با نگاه به اصطلاح روشنفکرانه از آن عبور کرده و آدم های مقید و متعهد یا به نوعی اعتراضش را نشان می دهد و یا با دلی پر خون و ناراحت خود و خانواده اش را به سرعت از آن دور می کند.
بدون اشاره به وضعیت رذالت بار ویلاها و اماکن خصوصی و غیره، مصداق هایی از گناهان علنی و قبیح بسیار بوده و باید دید که وضع بازارها، سواحل، دره های سرسبز، حاشیه رودخانه ها، مراکز تجاری و تفریحی، کافه ها و صدها نقاط گردشگری و توریستی که چطور بعضا از ظواهر زشت و ناپسند پر می شود! دختران بد حجاب که حجاب بدشان بدتر از بی حجابی شان بوده، روابط شنیع و دور از اخلاق برخی دختر و پسرهای جوان و ناآگاه در دید عموم و خانواده های مجرب و یا مشاهده رقص و پایکوبی زنان و دختران ایرانی می تواند سفر آدمی را حداقل در کوتاه مدت تلخ کند؛ و ده ها مصداق دیگر که حتی ذکر آن نیز ناراحت کننده است!
به راستی چرا باید عیدمان را با معصیت های علنی که رسما به صفت رذیله تبدیل می شود، روز عزا کنیم؟! در دیاری که منتسب به اهل بیت بوده و برای حفظ فرسخ به فرسخ آن، خون جوانان و دلیر مردان و برای تثبیت امنیت و آرامش مردم، عرق های سربازان امام زمان ریخته می شود. از طرفی به قومیت، زبان و مذهب خود افتخار کرده یا تعصب و غیرت را وصله جداناشدنی از خود می دانیم؛ اما یا متوجه نیستیم و یا واقعا آگاهیم که برخی قباحت ها دیگر معنایی ندارد و به صورت تدریجی انجام برخی محرمات کم کم برای خیلی هایمان عادی شده است!
دریغ از امر به معروف و نهی از منکر مردمی، شاهد انفعال خفت بار نهادهای فرهنگی و کم کاری نهاد های نظارتی مربوطه هستیم، گویی برخی از این مکان ها تبدیل به شائولین شده و هیچ نظارت و واکنشی در برابر معصیت های علنی کشور امام زمان دیده نمی شود!
به کجا می رویم معلوم نیست، به ترکستان که سهل است، رسما راهی کوچه علی چپ هم شده ایم و اگر عکس العملی اثرگذار از جانب مردم و نهادهای مربوطه و تصمیم ساز انجام نگیرد باید مملکت را در مسیر آآندلوسیزه شده تماشایش کنیم و نیازی به فکر تعامل با استکبار و تعلیق موشک هایمان نداشته باشیم!