استانی 23 فروردین 1395 - 10 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
کپی شد!
0

مبانی هنر انقلاب اسلامی هنگام تشییع پیکر شهید آوینی به وجود آمد/ ژن‌های معیوبی که فرهنگ ما را زمین‌گیر می‌کند/ چرا “من ترانه ۱۵ سال دارم” ها زیاد شد؟!

به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، پر وضح است که مهمترین جنبه ی انقلاب و نظام مقدس اسلامی بعد فرهنگی آن است و بعد سیاسی نیز در این ورطه ابزاری برای پیشبرد اهداف به شمار می رود، لذا مقوله ی هنر انقلاب در حیطه ی فرهنگی که با شهادت سید شهیدان اهل قلم، شهید مرتضی آوینی نزج یافت امری مهم در زمینه ی اعتلا و تحقق آرمان های انقلابی و اسلامی به شمار می رود.

در همین راستا در نشست حاضر که با حضور اهل فرهنگ و هنر، رضا شیبانی شاعر مشهور استان، غلامرضا میرزازاده (موزیسین)، هادی فائزی (عکاس بین المللی) و جهانبخش سلمانیان(کارشناس فرهنگی هنری) در پایگاه خبری آناج برگزار شد به تبیین هنر انقلابی و نقد عملکرد و رویکرد فرهنگی هنری نهادهای مربوطه در کشور پرداختیم که مشروح این بحث و بررسی را در ادامه می خوانید؛

آناج: لطفا در مورد مبانی هنر در انقلاب اسلامی توضیح داده و بفرمایید کدام مولفه هاست که هنر در گفتمان انقلاب را از دیگر انواع آن تمییز می دهد؟

هنر انقلابی باید در خدمت ارزش ها باشد

سلمانیان: رهبر معظم انقلاب در تعبیری، هنر را گونه ای از “تبیین” معرفی کردند که ما این واژه را در زمینه های مختلف مورد استفاده قرار می دهیم اما این اولین بار بود که هنر را همایند تبیین قرار دادیم؛ ایشان فرمودند هنر گونه ای از تبیین است که از گونه های دیگر تبیین، رساتر، دقیق تر، نافذتر و ماندگارتر است. از این دیدگاه می توان دریافت که هنر انقلابی از دید رهبر، باید در خدمت ارزش ها و آرمان ها باشد.

در کل دو نوع دیدگاه به هنر وجود دارد؛ هنر یا مولود جامعه است و یا مظروف آن؛ یعنی هنر را یا جامعه تولید می کند و یا ریشه ای ماورایی دارد. در مقوله ی هنر برای هنر ما نمی توانیم از پیش مولفه هایی را برای هنر مشخص کنیم امام مقام معظم رهبری می فرمایند کسانی که هنر برای هنر را ترسیم کرده اند، خود نیز به رویکرد “هنر برای هنر” اعتقاد ندارند زیرا آنها افرادی هستند که هنر را در راستای مطامع انسانی به کار می گیرند در حالی که ما بر این باوریم که باید هنر را در راستای تعمیق ارزش های انقلابی و ارزشی به کار بگیریم.

بنابراین هنر غایتمند آن است که بتوانیم آن را از پیش مولفه بندی کنیم وگرنه طبق دیدگاه مارکسیستی باید بگوییم رسالت هنر صرفا انعکاس وضع موجود است و در آن هیچ غایت و هدفی برای هنر تعریف نشده است.

 

 

فائزی: اگر به موازات زمان به اعترافات حقیقی جوامع هنری نگاه کنیم می بینیم که اذعان شده است، هنر انقلاب اسلامی در دهه اول انقلاب رشد یافته و متجلی شد اما جهت بحث در این مورد بهتر است به این مقوله بپردازیم که هنر انقلاب اسلامی از کدام نقطه آغاز شد؛ هنر انقلابی اسلامی به شخص شهید آوینی مربوط است. در زمان حیات ایشان موانع زیادی بر سر راه فعالیت های این بزرگوار قرار داشت تا زمانی که به “روایت فتح” ورود کرد و دیگران گفتند او به قصد تطهیر خود وارد این حوزه شده است در صورتی که اصلا چنین نبود و کار به صورت عملی پیش می رفت که در نهایت به شهادت ختم شد.

مبانی هنر انقلاب اسلامی هنگام تشییع پیکر شهید آوینی به وجود آمد

تا روز تشییع جنازه شهید آوینی همچنان برخی از دوستان بر عقاید خود در مورد این شهید، باقی بودند و با نگاه چپ به او نگاه می کردند اما حضور رهبر معظم انقلاب در تشییع پیکر ایشان همگان را بهت زده کرد و از همان لحظه رویکرد خیلی از افراد نسبت به شهید آوینی تغییر یافت و امروز  هنر انقلاب اسلامی وامدار این شهید والامقام است؛ به نظر من مبانی هنر انقلاب اسلامی هنگام تشییع پیکر شهید آوینی به وجود آمده و تبیین شد و ما شهید آوینی را شناختیم در حالی که تا آن روز خیلی ها ایشان را یک لیبرالیست مذهبی می دانستند.

اگر امروز رهبر ما موضوع فقه هنر را مطرح می کنند، امری بسیار جدی است؛ و جالب تر این است که چرا این مساله نه در دیدار اهل هنر بلکه در جلسه با اهل حوزه ی علمیه و روحانیون مطرح می شود؟ زیرا یک مطالبه ی بسیار جدی در امر فرهنگ و هنر مطرح است که باید توسط هنرمند انجام شود. اما این نیز زمانی میسر می شود که بستر گسترده ای فراهم باشد نه اینکه در خفگان پیش برویم.

اگر امروز رهبر انقلاب بحث فقه هنر را پیش می کشند، نشان می دهد که اشتباهات یا اغماض هایی در کار است.

میرزازاده: به نظر من بعد از انقلاب شاهد رشد و تربیت تعدادی از هنرمندان متعهد بودیم اما در دوره ای با رکود نیز مواجه شدیم و امثال قره باغی ها خانه نشین شدند و بعدها به لطف حضرت امام(ره) بار دیگر به عرصه ی هنر بازگشت و سرود های ماندگار تولید کرد.

هدفمند شدن هنر یکی از مولفه های هنر انقلابی بود

بعد از انقلاب هنرهای متعددی از جمله موسیقی، هدفمند شدند و هدفمند شدن هنر یکی از مولفه های هنر انقلابی بود در حالی که پیشتر هنر پوچگرا در جامعه ی ایرانی نیز سایه انداخته بود. هرچند گاه برخی از سیاست گذاری های غلط در زمینه ی موسیقی موجب شد که غالب افراد موسیقی فاخر را به موسیقی سنتی ایرانی محدود کنند در حالی که این تفکر اشتباه است و با انواع دیگرموسیقی نیز می توان در راستای اهداف انقلابی گام برداشت.

زمان شناسی توسط هنرمند انقلابی یکی از مولفه های اصلی است

حال اگر بخواهیم در مورد مولفه های دیگر هنر انقلابی سخن بگوییم به نظر من زمان شناسی توسط هنرمند انقلابی یکی از مولفه های اصلی است و یک هنرمند انقلابی باید به جریانات روز و اتفاقاتی که در بستر زمانی خاص اتفاق می افتد آگاه باشد و بنا به تکلیف نسبت به آنان  واکنش نشان بدهد.

من یک موزیسین هستم و معتقدم موسیقی انقلابی در ایران همگام با ورود امام به ایران آغاز شده و سرودی که هنگام ورود ایشان به اجرا درآمد نقطه ی عطفی در این زمینه به شمار می رود. اما در گذر زمان افراط  و تفریط ها آسیب های زیادی را به این هنر وارد کرده و به نظر می رسد پس از گذشت سال ها از انقلاب، هنوز تکلیف ما با موسیقی مشخص نیست و ما به طور عینی هنوز نتوانسته ایم آن نوع از موسیقی را تحت عنوان موسیقی انقلابی قرار بگیرد، مشخص کنیم.

قبل از انقلاب، موسیقی های محلی رو به انحطاط بود

با این حال باید به این نکته نیز اشاره کنیم که در ایران ( کشوری دارای قومیت های مختلف) قبل از انقلاب، موسیقی های محلی رو به انحطاط بود و موسیقی سنتی نیز در زمان پهلوی به ابتذال کشیده شد اما با وقوع انقلاب علی رغم بی مهری های زیادی که نسبت به هنر موسیقی وجود دارد، موسیقی های محلی جانی دوباره یافت.

این جزو نقص های تاریخی ماست که هیچ گاه فیلسوف هنر نداشته ایم / هنر اسلامی دارای پشتوانه معرفتی است

شیبانی: البته تعریف هنر انقلابی مقوله ای بسیار سخت است زیرا این امر وظیفه ی فیلسوف هنر است که به تبیین فلسفه هنر می پردازد؛ اما برخلاف غربی ها این جزو نقص های تاریخی ماست که هیچ گاه فیلسوف هنر نداشته ایم و در اثر آن هنر ما در طول تاریخ بی دفاع رها شده است در حالی که همواره دارای پشتوانه معرفتی بوده.

در واقع فلسفه هنر و فیلسوف  هنری است که می تواند مقوله های هنری را برای دنیا تبیین و حتی از درون جبهه دشمن یارگیری کند. اما چون ما فیلسوف هنری نداریم، نمی توانیم هنر انقلاب را تعریف و تبیین کنیم و این باعث می شود که مثلا در دانشگاه های غربی ادعا می شود هنری مثل معماری اسلامی یک هنر تزیینی است! در حالی که این هنر نیز مثل خیلی دیگر از هنرهای انقلابی و اسلامی دارای پشتوانه معرفتی است.

تنها عاملی که شهید آوینی را برجسته کرد اقدام او در جهت تعریف فلسفی هنر انقلاب بود

به نظر من اینکه رهبر انقلاب به شهید آوینی اهمیت زیادی قائل شدند صرفا به دلیل ساختن “روایت فتح” یا سایر آثار سینمایی او نبود که اگر غیر از این بود خیلی از هنرمندان دیگر نیز بودند که در مورد دفاع مقدس آثار با ارزشی را خلق کردند اما انقدر مورد توجه رهبر قرار نگرفتند؛ به نظر من تنها دلیلی که شهید آوینی را برجسته کرد اقدام او در جهت تعریف فلسفی هنر انقلاب بود که نه تنها بعد از انقلاب بلکه در طول تاریخ ما یک حرکت نو به شمار می آمد. چون تا آن زمان فیلسوفان معمولا در مورد الهیات و غیره بحث می کردند و کمتر فیلسوفی دیده بودیم که در باب هنرشرقی، ایرانی  هنر انقلابی بحث کند اما شهید آوینی در نهایت جسارت دیدگاه هنر انقلابی را مطرح کرد هرچند که تا آن زمان مسئولان فرهنگی و هنری منفعل بودند و انقلاب فقط لقلقه ی زبان برخی از مسئولان بود. هنر نیز به پخش چند سرود انقلابی از تلویزیون خلاصه می شد و حتی در برهه ای ورود شهید آوینی به حوزه هنر را ممنوع کرده بودند.

وقتی شهید آوینی برخی مسائل هنری را با دید انقلابی مطرح کرد نقطه ی عطف هنر انقلاب اسلامی شکل گرفت هرچند که با شهادت ایشان بسیاری از اقدامات ناتمام ماند ولی خون او پرده از حق و ناحق برداشت و آنچه را قلم نتوانست به اثبات برساند، خون اثبات کرد و همه به این سوال رسیدند که کدام حقیقت موجب شد آوینی دوربین به دست گرفته و به منطقه ی جنگی برود در حالی که دیگران در بالای شهر در ساختمان راحتشان مشغول فیلم ساختن بودند.

 

 

آناج: به نظر شما نقش هنر و هنرمند در مواجهه با جنگ نرم چیست و نقاط مقابله ی هنر انقلابی و هنر غربی کجاست؟

دو رسالت عمده ی هنر از دید رهبر معظم انقلاب

سلمانیان: رهبر معظم انقلاب دو رسالت عمده برای هنر انقلاب قایل شده اند؛ یکی درگیری با معارضه ها و خصومت هایی که هیچ انقلابی از آن مصون نیست و دیگری اینکه معارف نوین را در ذهن ها راسخ و ماندگار گرداند. همان طور که جنگ سخت نیاز به رزمنده دارد، جنگ نرم نیز باید سرباز و رزمنده و فرمانده داشته باشد که این وظیفه ی مهم در میدان نرم، از دیدگاه رهبر بر عهده ی هنر و هنرمند قرار دارد که می فرمایند به دو شکل باید برای جبهه نرم انقلاب سربازگیری کنید؛ تشویق هنرمندان موجود و پرورش هنرمندان جدید.

غرب “هنر برای هنر” را برای جهان سوم و “هنر برای اهداف” را برای خود می خواهد

غرب “هنر برای هنر” را برای جهان سوم و “هنر برای اهداف” را برای خود می خواهد و مشخصا می بینیم که در عملیات نرم خود قصد دارند از مسلانان موجودات ابن الوقتی درست کنند که صرفا معطوف به لذت لحظه ای باشند و نهایتا پوچگرا شوند.

زاییده ی هنر برای هنر پوچگرایی و سیاه نمایی است

فائزی: سالیان سال است که در باب مسائل فرهنگی در مقابله با غرب هستیم، آنها رویکرد :هنر برای هنر” را قبول می کنند و هنرمندان اسلامی “هنر را برای حقیقت” می دانند؛ زاییده ی هنر برای هنر پوچگرایی و سیاهنمایی است اما ما هنوز نتوانستیم بین خود مرز جدایی هنر برای هنر و هنر برای حقیقت را مشخص کنیم؛ برای همین است که برخی هنرمندان با دید مادی آثار غیر ارزشی را تولید می کنند.

دانشگاه های ما نمی توانند افراد هنری تحویل جامعه بدهند چه رسد به هنر اسلامی!

یکی دیگر از مولفه های مورد بحث در زمینه ی هنر بحث پژوهش هنر است که رسالت آن خلق اثر هنری و ارائه ی نتیجه ی پژوهش است که متاسفانه در دانشگاه های ما مورد غفلت واقع شده است. حال پسوند اسلامی را از هنر وا می نهیم و به صورت منطقی به این سوال پاسخ بدهیم که آیا دانشگاه های ما می توانند افراد هنری تحویل جامعه بدهند؟! چه رسد به هنر اسلامی! یکی از نمونه های بارز غبفت از این مبحث خودنمایی آثار داوینچی در دانشگاه های هنر کشور ماست درحالی که داوینچی در کل ۱۷ اثر دارد، که بیشتر آن حاوی شاق ترین مسایل ضد اخلاقی و تنها چهار اثر مجاز رویت و نمایش است! اما جالب است که دانشگاه های ما به جای آثار کمال الملک، آثار او را تبلیغ می کنند و جالب تر این است که آثار کمال ملک اکنون در موزه پاریس خودنمایی می کند؛ حال پیدا کنید جایگاه دید اسلامی در هنر را … اگر مبانی مطرح شده در دانشگاه ها را بررسی کنید، به نکته این مساله پی می برید.

بنابراین بستر هنری در جامعه ی ما در دست کسانی است که نه تنها به وجوب دید اسلامی در هنر اعتقاد ندارند بلکه به دید انسانی نیز قایل نیستند.

میرزازاده: البته نباید همه ی هنر غرب را در تقابل با هنر انقلاب ببینیم؛ هرچند ما در بحث مبانی و رویکردی که نسبت به هنر داریم در نقطه مقابل نگاه غربی قرار می گیریم اما این را نیز بباید مد نظر داشته باشیم که در هنر غرب نیز برخی جنبه های مثبت وجود دارد که می توان از آن در راستای اهداف انقلابی بهره گرفت.

برای مثال موسیقی پاپ (موسیقی مردمی که در اروپا نهادینه شد) همیشه بد نیست اما استفاده ناصحیح از آن و نبود سواد لازم می تواند آسیب های زیادی را وارد کند. ما همیشه موسیقی غرب را تهدیدی برای جامعه خود دانستیم و حتی از بحث در مورد آن نیز ترسیدیم درحالی که ما می توانیم با نگاه آگاهانه در مورد آن به بحث و بررسی بپردازیم و نقاط مثبت و منفی آن را مورد نظر قرار دهیم.

موسیقی زیرزمینی یک تشکیلات مخوف نیست بلکه همان جوانانی هستند که در هفت خوان اخذ مجوز از سازمان ارشاد ناامید شده

البته ناگفته نماند که امروز کشورهای غربی از موسیقی به عنوان یک سلاح هنری قوی علیه ما استفاده می کند و اگر جوانان ما به موسیقی غربی گرایش بیشتری دارند، به دلیل سیاست گذاری های اشتباه و سخت گیری های بیش از حد است که به رشد روز افزون موسیقی های زیرزمینی نیز منجر شده است. منظور از موسیقی زیرزمینی یک تشکیلات مخوف نیست بلکه همان جوانانی هستند که در هفت خوان اخذ مجوز از سازمان ارشاد ناامید شده و به این راه و روش ها روی می آورند. اما جالب تر این است که گاه در موسیقی های زیرزمینی اثار خیلی خوبی هم تولید می شوند اما متولیان دولتی قدر نمی شناسند.

در تشکیلات فرهنگی کشور ما از هنرمندان حمایت نمی کنند

ساده ترین قضیه این است که در تشکیلات فرهنگی کشور ما، حمایت از هنرمندان وجود ندارد، نه تنها حمایت مالی نمی کنند بلکه با موانع اداری که بر سر راهشان قرار می دهند، بیشتر مانع اعتلا و پیشرفت هنر می شوند. در حالی که در همه جای جهان و در همه ی جوامع هرگاه طبق سیاست گذاری ها می خواهند هنری ماندگار شود، قطعا از آن حمایت می کنند ولی در کشور ما از این موضوع حمایت خاصی صورت نمی گیرد و از این بابت برای آینده ی انواع هنر نگرانیم.

 

 

شیبانی: من برای  پیشبرد بحث حاضر منطقه ی آذربایجان خودمان را مثال می زنم که با تهاجم فرهنگ مهندسی شده ی شبکه جهانی پان ترکیسم است که با همان هنر پوچگرا وارد عرصه شده و مثلا در زمینه شعر با مهندسی واژگان اقدامات حساب شده و مرموزی انجام می دهند که از جناح غربی و اروپایی نیز خطرناکتر هستند. اکنون در زبان ترکی  ما تغییراتی ایجاد کرده اند که به زبان بیگانه تبدیل شده در حالی که واژگان از بار معنایی، مفهومی و معرفتی خاصی برخوردار هستند؛ یعنی زمانی که “الله” به “تانری” تبدیل می شود به مرور زمان تغییر و تحول معنوی بزرگی رخ می دهد، چون این کلمات در بروز احساسات و نظام تربیتی ما تاثیر گذارند.

ژن های معیوبی که فرهنگ ما را زمین گیر می کند

آنها در مهندسی زبان ما با ایجاد این تفاوت های ظریف ژن های معیوب را وارد فرهنگ ما می کنند. در واقع دارند زبان ما را اسلامیت زدایی می کنند که این ادبیات جدید در آینده فرهنگ متفاوتی را تولید می کند.

حماقت مسئولین فرهنگی آبی بر آسیاب دشمن

دشمن در قالب های مختلف وارد شده و از حماقت مسئولین فرهنگی ما نیز استفاده می کند تا با صرف بودجه های کلان و حتی با به کارگیری بیت المال، اهداف شوم خود را پیش ببرند. دارند زبان مادری ما را که زبانی شیعی و مقدس است، با مهندسی خاصی منکوب می کنند و عاملان این قضیه نیز با بودجه بیت المال اداره می شوند. اگر مسئولان متولی هنوز بحث خطرناکی چون ژنتیک واژگان را درنیافته اند، معنایی جز حماقت ندارد. وگرنه ما خیلی از شاعران انقلابی داریم که به زبان ترکی بهترین شعر ها را می سرایند اما پول ندارند کتاب چاپ کنند! اما آن سوی ماجرا پول بیت المال در جهت امیال اغیار هزینه می شود.

بنابراین بهترین راهکار در مقابله با این تهاجم حمایت از هنرمندان بومی است که می توانند میکروب های فرهنگی را از بین ببرند، اما اگر همین طور دست روی دست بگذاریم که ویروس های فرهنگی وارد سلول های پیکر شوند، دیگر برای بیماری حاصل از آن درمانی نخواهیم یافت. البته در نهایت تاسف باید گفت که این ویروس ها وارد مدیریت فرهنگی کشور ما شده اند و بر همین اساس با استفاده از بودجه ی بیت المال علیه فرهنگ شیعی ما اثر تولید می کنند.

 

 

آناج: رویکرد فرهنگی حاکم بر نهادهای فرهنگی کشورمان را چگونه ارزیابی می کنید؟

سلمانیان: همان طور که گفتم حضرت آقا دو رسالت را برای هنر تعیین کردند که یکی از آن دو این بود که معارف نوین را در ذهن ها راسخ و ماندگار گرداند؛ یعنی هنر قالب و مظروفی است که می خواهیم به واسطه ی  آن به “باید ها” بپردازیم لذا باید اهداف تعالی دهنده را دنبال کند نه اینکه در پی مطرح کردن “هست ها” باشد.

“هنر برای هنر” مشکلات اجتماع را درمان نمی کند بلکه بر آن دامن می زند

در چند دهه ی اخیر هنر چپگرا و پوچ گرا فضای غیرمنطقی را ایجاد کرد است که هنر در راستای انعکاس “هست ها” پیش می رود. یعنی رویکرد فعلی به گونه ای است که می خواهند واقعیت های موجود را به جامعه منعکس کنند تا مشکلات اجتماعی درمان شود. لذا اقدام به تولید “من ترانه ۱۵ سال دارم” می کنند که نه تنها منجر به درمان مشکلات نمی شود بلکه باعث به وجود آمدن چندین “من ترانه ۱۵ سال دارم” می شود. یعنی وقتی فارسی وان انواع فیلم های ضد اخلاقی و خیانت ها را پخش می کند، چنین ادعا دارد که می خواهد مشکلات را نشان دهد اما به عینه می بینیم که خیانت و فساد را ترویج می کند.

هنر انقلاب با این وضعیت مخالف است و می خواهد هنر را جهت ترویج و معرفی ارزش ها به زبان زیبا به کار بگیرد نه در راستای ترویج هست ها.

ما می بینیم که تمام فیلم های هالیوود در راستای “بایدها” پخش می شود و دنبال آرمان ها و تمایلات خودشان هستند اما وقتی نوبت به ما می رسد می خواهند با قاعده ی  “هنر برای هنر” عمل کنیم و “من ترانه ۱۵ سال دارم” را بسازیم.

فائزی: به نظر من دولت (چه دولت قبلی و چه دولت فعلی) در امر فرهنگ و هنر تصدی گری می کند. در نهادهای فرهنگی کارشناس هنری وجود ندارد، بلکه اغلب کارمندانی هستند که مشغول امور اداری و اجرایی اند؛ اما حداقل به اقتضای شرایط می توانند از مشاوران هنری استفاده کنند. وقتی نه کارشناس داریم و نه از مشاوران استفاده می کنیم نتیجه این می شود که مثلا سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز جشنواره عکس فیروزه برگزار می کند که سازمان اطلاعات در دومین مرحله آن را مختومه اعلام کرد! عکسی را برتر انتخاب کردند که در آن نمایی کلی از توالت های قدیمی و مشمئز کننده ی بازار تبریز را نشان می داد! این عکس را یک عکاس که از شهر دیگری بود، گرفته و به عنوان عکس برگزیده در کتاب چاپ شد.

در جشنواره چهارم نیز عکس برگزیده عکس بود که در آن مردی فروشنده لباس زیر زنانه در بازار تربیت و بک گراند آن گنبد مسجد شعبان بود! درحالی که با مقدار پولی که جهت برگزاری این جشنواره صرف شد، می توان انفجار فرهنگی ایجاد کرد!

دولت در امر فرهنگ و هنر تصدی گری کرده و آن را به اهل واگذار نمی کند

این اتفاقات نشان می دهد که دولت در امر فرهنگ و هنر تصدی گری کرده و آن را به اهل واگذار نمی کند که این نیز آثار بسیاری را برجای گذاشته است، از جمله این آسیب ها فراموشی جریان است و به واسطه ی آن از هدف اصلی دور می شویم، رقابت سالم بین هنرمندان از بین می رود، هنر فرسوده می شود و هنرمندان از فضای شهر دلزده می شوند و مهاجرت می کنند.

در این زمینه فرهنگ و ارشاد مورد سوال است که در قبال این همه تهاجم ماهواره و تاثیر شگرف آن، چه می کند؟!

میرزازاده: به نظر من اقتصاد هنر در جامعه و نهادهای فرهنگی و متولی کشور مغفول واقع شده است؛ معیشت هنرمند یکی از واقعیت های مهم و غیرقابل انکار است و بدون تامین نیاز های اولیه نه تنها هنرمند بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند به خلق اثری فکر کند و یا حداقل در کنار دغدغه های نیاز های اولیه آن طور که باید و شاید نمی تواند اثری فاخر تولید کند. باید به این فکر کنیم که یک هنرمند با این همه موانع و مشکلات تا کجا خواهد ایستاد؟! قطعا عامل کمبودهای مالی ممکن است او را از مسیر انقلابی خود منحرف کند.

 

 

شیبانی: در حال حاضر آنچه ما در مقابل دیدگاه “هنر برای هنر” ارائه می کنیم شکلی غیر جذاب است؛ در واقع هنر برای ارزش بسیار شایسته است اما ما همواره از جنبه ی  زیبایی شناسی آن غفلت می کنیم. برای مثال در زمینه شعر آثار ناصر خسرو “هنر برای ارزش” است اما در عین حال اوج زیبایی را دارد و به همین دلیل نیز ماندگار و تاثیرگذار است.

بنابراین باید هنر برای ارزشی را ارائه کنیم که از نظر زیبایی شناسی قابل رقابت با جناح دشمن باشد.

مسئولان فرهنگی آگاهی کافی از انقلاب و هنر انقلاب ندارند

متاسفانه کسانی که عهده دار امور فرهنگی در جامعه ما شده اند، افراد سردرگم و غیرکارشناس هستند که به نظر من آگاهی کافی از انقلاب و هنر انقلاب ندارند و صرفا صندلی هایشان را محکم چسبیده اند که از دستشان نرود. اما فراموش نکنیم که رأی حضرت آقا این است که بچه های انقلابی مستقل از نهادهای دولتی در عرصه ی فرهنگ و هنر فعالیت کنند و خودساخته باشند. حضرت آقا در یکی از دیدارهایشان با اهل هنر امر کردند که از درون بجوشید؛ جوشش از درون راز ماندگاری هنر انقلابی است.

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *