بازنشری 01 اردیبهشت 1395 - 10 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

مگر برجام، نقض هم می‌شود؟!

به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، پس از بالاگرفتن انتقادات از عملکرد دولت یازدهم به موازات آشکارشدن تدریجی سوراخ و سُمبه‌های برجام، آقای روحانی به این فکر افتاد که مجددا فضا را به نفع خود عوض کند و از تعبیری مانند برجام اخلاقی استفاده نماید. روحانی دیروز در جمع مردم سمنان گفت: «ما برجام ۲ را ادامه می‌دهیم و باید بدانیم برجام دو، برجام اخلاقی است.»

در این که رئیس‌جمهور محترم سعی داشته تا با طرح چنین موضوعی که پیش‌تر از سوی رهبر انقلاب به معنای «صرف نظر کردن از اصول انقلاب اسلامی» عنوان شد، از بار سنگین سخنان اخیر آقای سیف که بر دوش دولت بود بکاهد، هیچ شکی نیست. این، اخلاقِ تجربه‌شده‌ی آقای روحانی است که هرگاه فشارها و انتقادات از دولت بالا بگیرد، با طرح یک موضوع جنجالی و غیر ارزشی، فضا را به دو گانه‌ی ارزش-ضد ارزش تبدیل کند و به انتقادات وارده جهت بدهد.

از طرفی رسانه‌ها نیز در چند هفته‌ی گذشته، برای آشکار شدن همه‌ی اثرات برجام چنین «علت‌سازی» می‌کنند که مثلا تخریب یک ساختمانِ چند طبقه به آسانی و در کوتاه‌مدتی صورت می‌گیرد اما برای ساختن مجدد آن، به ده‌ها برابر زمان نیاز است.

آیا این رسانه‌های توجیهی می‌توانند بگویند که اگر به‌فرض، ما بپذیریم که این ساختمان از ابتدا ویران بوده و بعد آقایان ظریف و جان‌کری کلنگ احداث مجدد آن را بر زمین زدند و باز هم بپذیریم که این ساختمان قرار است به تدریج در طی چند سال ساخته شود…، اما اگر فردا روزی رئیس‌جمهور بعدی ایالات متحده مانند «صدّام‌حسین» پشت دوربین‌ها قرار گرفت و هم‌چون قرارداد الجزایر، معاهده‌ی «برجام» را پاره کرد، چه باید بکنیم؟

مثلا اثرات برجام چیست؟ یک رسانه‌ی قلم‌ به مزد دولت، خبری می‌نویسد و طی آن می‌گوید که در روزگار پسابرجام، مهمان‌دار هواپیمای ایرفرانس که به ایران آمده، روسری بر سر داشته و بدیهی‌ترین قانون جمهوری اسلامی را رعایت کرده است! دیگری می‌گوید برجام باعث شده تا ایران به جایگاه اصلی‌اش در مجامع جهانی بازگردد.

سؤال این‌جاست چرا دیپلمات‌های کارکشته‌ی دولت، که توانایی چنین کارهای شاقی را داشتند، نتوانستند ۴ بند ضد ایرانی را از بیانیه‌ی سازمان همکاری‌های اسلامی! حذف کنند؟ سیاست خارجی جمهوری اسلامی در ۳ مؤلفه‌ی «عزت، حکمت، مصلحت» خلاصه شده است و دولت‌مردان طبق کدام مؤلفه، در نشستی شرکت کردند که حزب‌الله را «تروریسم» و ایران را «حامی تروریسم» معرفی کرده است؟ و اصلا چرا با همه‌ی «برادر» خطاب کردنِ سعودی‌ها، این نابرادری بر آنها تحمیل شد؟ چرا آفتاب تابان برجام که آقای روحانی مدعی شد کشورهای ۵+۱ را مقابل ایران به تعظیم واداشته، نتوانست نشست اخیر ترکیه را تحت‌الشعاع قرار بدهد؟

جالب این‌جاست که این ساختمان چند طبقه، بیشتر از همه، به دست خودِ آمریکایی‌ها در حال تخریب و نابودی است ولی دولت‌مردان حاضر نمی‌شوند آن را به زبان بیاورند. همان نابودی که ولی‌الله سیف، آن را با «تقریبا هیچ» توصیف کرد.

دیگر این‌که می‌گویند باید انتقادات را کنار گذاشت تا شرکت‌های خارجی، بانک‌های خصوصی و مشتری‌های سابق به ایران اعتماد کنند. در همین رابطه بهتر است کمی به گذشته باز گردیم. منهای دولت سازندگی که هیچ گروه و رسانه‌ای جرئت انتقاد کردن از دولت وقت را نداشت، هم در ۸ سال اصلاحات و هم در ۸ سال دولت‌های نهم و دهم، قراردادهای بسیار زیادی با شرکت‌ها، بانک‌ها و مؤسسات خصوصی خارجی بسته شد که اتفاقا در هر دو دوره‌ی ۸ ساله، انتقادات در حد گسترده‌ای نسبت به دولت وقت صورت می‌گرفت.

این رفتار دولتی‌ها و خصوصا جناب آقای روحانی که دیروز در سمنان، انتقاد از برجام را خلاف ملی‌گرایی، اسلام‌گرایی و برادری نامید، مانند دانش‌آموزی است که سر کلاس درس چُرت می‌زده، بعد تکلیفش را درست انجام نداده و وقتی نمره‌ی مردودی می‌گیرد، به پدر و مادرش می‌گوید: سر و صدای شما در خانه نگذاشت تا من خوب درس بخوانم!

هفته اول فروردین‌ماه بود که ایالات متحده تحریم‌های جدیدی را علیه برنامه‌ی موشکی ایران اعمال کرد و وقتی از جناب عراقچی پرسیدند که آیا این نقض برجام نیست؟ گفت: «نه! از نظر برجام، نقض برجام نیست، اما از نظر رهبری ناقض برجام است!»

یقینا با تعمیم پاسخ جناب عراقچی به سایر مسائل تنش‌زا، این اجازه به ایالات متحده و کشورهای متحد با آن داده شده که به هر بهانه‌ای ایران را تحریم کنند (یعنی همان ساختمان را بکوبند)، و از نظر مقامات ایرانی هم نقض برجام اعلام نشود! سؤالی که اینجا مطرح می‌شود آن است که اصلا برجام برای چه بود؟ چرا برجام به دو قسمت «از نظر رهبری» و «از نظر برجام» تفکیک شده است؟ مگر قرار نبود پس از اعمال هر گونه تحریم به هر بهانه‌ای، طرف ایرانی مُهر ابطال را بر پرونده‌ی برجام بکوبد؟

یکی از اعضای ارشد وزارت امور خارجه مثال قابل تأملی در این‌باره زد. او گفت: «فرض کنید مستأجرِ خانه‌ی شما با زور و تهدید، از خانه‌ی شما بیرون نمی‌رفت. شما توانستید به دادگاه بروید و با دستور قاضی، حکم اخراج مستأجر زورگو را بگیرید.» اما همین مستأجر نه تنها خانه را ترک نکرده، بلکه در فروردین امسال، پُررویی کرد و در موارد زیادی مانع روابط صاحب‌خانه با سایر همسایگانش شد و بعد صاحب‌خانه هم می‌گوید که مستأجر، حکم قاضی را نقض نکرده است! بماند که قاضی نیز از دوستان نزدیک مستأجر می‌باشد…

مشکل اصلی برجام، علاوه بر اثراتی که تا به حال دیده نشده، به سست‌بودن ابعاد حقوقی‌اش بر می‌گردد که غربی‌ها به هر بهانه‌ای می‌توانند تحریم کنند و ناقض برجام هم نباشد. آمریکا عمده‌ی شرکت‌های خصوصی را از عقد قرارداد با ایران ترسانده و اینک مسئولان می‌گویند انتقادات داخلی نمی‌گذارد فضای اعتمادساز شکل بگیرد. اصلا بهتر است دولتی‌ها بگویند که وقوع چه اتفاقاتی می‌تواند برجام را نقض کند تا ما طبق حرف‌های آنها پیش برویم!

دیپلماسی برجام‌مأبانه‌ی دولت یازدهم، عزت ملی را در دور هم نشینی‌های ایران و چند کشور متخاصم می‌بیند که به روی هم لبخند می‌زنند، عکس یادگاری می‌گیرند و با یکدیگر مصافحه می‌کنند. این عزت ملی، قرار است ساختمانی را بسازد که خود دولت و البته آمریکایی‌ها در تخریبش نقش به‌سزایی داشتند و اکنون در ادامه‌ی ماله‌کشی‌ها و بزک‌کردن چهره‌ی آمریکایی‌ها، علت این‌که فلان بانک خصوصی در آلمان، فرانسه، ژاپن و… مایل نیست با مقامات ایرانی قرارداد ببندد، به انتقادات چند رسانه مربوط دانسته شده است.

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *