به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، «ایران هنوز هم حامی تروریسم است و ما هم از این پرداختِ غرامت، پشتیبانی میکنیم.» ادعایی که «جان کربی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، ساعاتی پس از تأیید دیوان عالی آمریکا و تصمیم این کشور برای مصادره ۲ میلیارد دلار از اموال توقیفشدهی ایران و پرداخت آنها به خانوادههای قربانیان بمبگذاری سال ۱۹۸۳ بیروت، مطرح کرد.
همچنین تعدادی از قانونگذاران آمریکایی نیز به دفاع از این حکم برخاسته و تصمیم دادگاه عالی را مورد ستایش قرار دادند.
پس از آن نوبت به همتای «جان کربی» در ایران رسید تا نسبت به این اقدام آمریکاییها واکنش نشان دهد. حسین جابر انصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در اینباره گفت: «این حکم دستبرد به اموال جمهوری اسلامی ایران است و به طور طبیعی مسئولیت جبران خسارات و پرداخت غرامات وارده به ایران بر اثر این حکم بر عهدهی دولت آمریکاست.» او همچنین صدور این حکم را نشاندهندهی تداوم تأثیرپذیری ایالات متحده از رژیم صهیونیستی دانست و اعلام کرد: «حکم دیوان عالی آمریکا، عدالت و قانون را به سخره گرفته و هیچگونه حقی برای اتباع ایالات متحده ایجاد نخواهد کرد.»
جان کربی، بلافاصله به صحبتهای جابرانصاری واکنش نشان داد و ضمن مخالفت با آن، مجددا تکرار کرد: «این رأی برای ما غیرمنتظره نبود؛ ما از پرداخت غرامت به خانوادههای قربانیان حملات تروریستی حمایت میکنیم. ما میدانیم که ایران از شبکههای تروریستی حمایت کرده و میکند.»
محمدجواد ظریف نیز مانند جابرانصاری، بدون اینکه از ماهیت «ضد تروریستی» ایران سخن بگوید و اتهامات آمریکاییها را خنثی سازد، صرفا به گفتن اینکه «رأی این دادگاه را به رسمیت نمیشناسیم» بسنده کرد. او حتی با وجود آنکه از حکم دادگاه آمریکایی باخبر بود و پیش از دیدارش با جان کری، اتهام واهی حمایت ایران از تروریسم را از زبان سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا شنیده بود، اما با این حال ترجیح داد باز هم با جانکری دیدار کند تا از لزوم تعهد آمریکا به برجام، سخن بگویند.

پس از محکومیت ایران به «حمایت از تروریسم» در بیاینهی پایانیِ نشست سازمان همکاریهای اسلامی، اینبار نیز آمریکاییها برای چندمین بار ایران را به کمکرسانی به تروریستها در خاورمیانه متهم کردند و رأی یک دادگاه محلی در ایالات متحده، توانست ثابت کند که این همه ابراز دوستیها و رفتارهای تعاملی، هیچ نتیجهی مثبتی به همراه نداشته است.
پیش از این نیز یک دادگاه آمریکایی، ایران را به پرداخت ۱۰٫۵ میلیارد دلار غرامت به خانوادههای قربانیان حادثهی ۱۱ سپتامبر محکوم کرده بود که عکسالعمل قابل توجهی از مسئولان ایرانی دیده نشد.
البته مقامات وزارت امور خارجه در توجیه تهدیدها، تحریمها و اتهاماتی که آمریکاییها به ایران وارد کردند، این ادعا را دارند که ما فقط در زمینهی هستهای با طرف آمریکایی مذاکره کردهایم و لذا نباید برای مذاکرات انجام نشده، انتظار رفع موارد مذکور را داشته باشیم.
شاید این پاسخ برای کسانی که هیچ اطلاعی از روابط بینالملل نداشته باشند، قانعکننده به نظر بیاید، اما برای آنهایی که اندک آشنایی از معادلات حاکم بر روابط بینالملل دارند، بیشتر به یک شوخی و فرار از واقعگویی شباهت دارد.
وقتی یک کشور، پالس ضعف یا قدرت را در یکی از امور سیاسی-اقتصادیاش به جهان مخابره میکند، این پیام نه تنها در قالب همان فاکتور ارسالی (مثلا صنعت هستهای یا نظامی)، بلکه در همهی فاکتورهای امنیتی-سیاسی ترجمه میشود و میتواند به اندازهی قدرت و ضعفی که دارد، در همهی روابط کشورها با خودش تأثیرگذار باشد.
مثلا اگر دولت ایران در قضیهی تجاوز به دو زائر نوجوان خود در فرودگاه جده انفعال نشان داده، و بعد این وادادگی را در کشتهشدن قریب به ۵۰۰ حاجی ایرانی در منا به نمایش عمومی گذاشته و نتوانست حتی یک عذرخواهی از سعودیها بگیرد، دیگر نباید انتظار داشته باشد که بتواند با یک سخنرانی، بندهای ضد ایرانی بیانیهی اخیر سازمان همکاریهای اسلامی را خنثی نماید.
به این معناست که مثلا جمهوری اسلامی، با ارتقای صنعت هستهای و پیشرفت قابل ملاحظهی این صنعت در دههی گذشته، توانست از آن به عنوان عامل «بازدارندگی» در مقابل تهدیدات و حملات احتمالی نظامی بیگانگان علیه خود استفاده کند. به عنوان مثالی دیگر، برخی کارشناسان معتقدند یکی از دلایل قیمت بالای نفت در زمان دولت سابق، به اقتدار صنعت هستهای ایران باز میگردد که به پشتوانهی آن توانست بسیاری از تهدیدهای وارده را خنثی نماید.
اما این دولت، با شعار رفع تحریمها وارد پاستور شد و تصمیم گرفت با ریختن بتن در قلب راکتور اراک، حذف تعداد زیادی از سانتریفیوژها، عدم غنیسازی تا درصدهای بالا و پذیرفتن کارشناسیهای فرا قانونی که «آمانو» آن را بیسابقهترین رژیم نظارت بر تأسیسات هستهای یک کشور اعلام کرد، عملا سیگنال ضعف را به جهانیان مخابره کند تا بلکه بخشی از تحریمها لغو شوند. اما در عمل و به اذعان همهی دولتمردان اعم از روحانی، جهانگیری، ظریف، عراقچی، صالحی، سیف و…، طرف مقابل هنوز به تعهدات خود عمل نکرده و حتی آمریکا در مسیر روابط اقتصادی ایران با اروپا و سایر کشورها، سنگاندازی میکند.
همان طور که انتظار میرفت، این پیام ضعف ارسالی و بالارفتن پرچم سفید دولتمردان ایران در قضیهی هستهای که عوایدش از قول جناب سیف «تقریبا هیچ» بوده است، به کلیهی روابط کشورها با ایران تأثیر گذاشته و به آنها در تغییر جنس روابط خود با ایران کمک کرده است. یعنی ایران اگر میخواهد تحریمها لغو شود، حاضر به مذاکره خواهد بود و در این مسیر به بهانهی تنشزدایی و ثبات صلح و امنیت در منطقه، به هیچگونه تهدیدی، حتی تهدید کشوری مانند بحرین نیز پاسخ نخواهد گفت.
انتهای پیام/