به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، بادیگارد فیلم خوبی است، اثری که شاید بتوانیم آن را جزو بهترین آثار ابراهیم حاتمی کیا بدانیم. در بادیگارد تقریبا همه چیز بر سر جای خود قرار گرفته است، از جذابیت داستان و موضوعی نو که تا به حال بدان پرداخته نشده بود و مفاهیم ارزشی فیلم تا بازیها و کارگردانی خوب.
حیدر نماد تمام مردان گمنامی است که حفاظت از نظام و شخصیت آن نه شغل و حرفه، بلکه عقیده و باور ایشان است که با تمام وجود در این میدان ایستادهاند و از آن دفاع میکنند.
این نظام و شخصیت آن است که باید حفاظت شود، میدان حفاظت میدان آرمانهای نظام است، چه در عرصهی سیاست و چه در میدان علم. دشمنی که سیاسیون این نظام را ترور میکند همان دشمنی است که دانشمندان هستهای را به شهادت رسانده است.
حیدر رزمندهی خستهای است که دیروز در جبههی جنگ مدافع آرمانهای نظام بود و امروز مدافع مردان سیاستمدار است، سیاستمداران و مدیرانی که بر دوش حیدرها و زیر سایهی جانفشانیهای وی بزرگ شدهاند و اکنون به دنبال منافع سیاسی، پست، قدرت و مقام هستند.
سیاست مدارانی که با آرمانهای دیروز خود فاصله گرفتهاند و دیگر به اندازهی شهید رجاییها مقدس نیستند. این تغییر حیدر را به شک انداخته و او نگران سوراخ شدن کشتی آرمانهای نظام است. حیدر نمیخواهد بادیگارد باشد بلکه میخواهد از شخصیت نظام دفاع کند اما انگار فضای سیاست امروز نظام احتیاج به بادیگارد دارد.
همچنین اثری دیگر از عملکرد سیاسیون، شکاف میان نسل امروز و دیروز است. نسلی که امروز با علم خویش به شخصیتهای مقدس نظام تبدیل شدهاند و راه پدران شهید خویش را در کلاس درس و دانشگاه ادامه میدهند، بر این باورند که شخصیتهای علمی با ورود به عرصهی سیاست حیف میشوند در حالیکه سرباز سیاست همان سرباز علم است که هرجا به او نیاز باشد همچون نگهبانی به انجام وظیفه میپردازد.
اوج زیبایی بادیگارد را همچون آژانس شیشهای در تصویری مییابیم که از شخصیت زن مسلمان انقلابی ساخته است. زنی که با تمام وجود پشتیبان همسر یا همسنگر خویش است. زنی که راه خود را خود انتخاب کرده و با نهایت مهربانی حیدر را در راه آرمانی خود حمایت میکند. زنی که در نهایت حجاب و چادر خود را سایهبان آرامش مرد خویش میسازد. آری حافظان نظام، پشتیبان و حامیانی مانند راضیه میخواهند که دوشادوش مردان خویش رنجها و دردهای این راه را به جان بخرند.
جملهی زیبایی که مهندس جوان نخبه در جواب نامزد خود میگوید بیانگر این حقیقت است. زمانی که نامزد مهندس زرین اظهار میکند نه دوست دارد و نه میتواند مانند مادر میثم باشد که همسر شهید است، او آرزو میکند که همسرش نیز زنی مثل مادرش باشد: دلم برای مادرم تنگ شده است…
با تمام مشکلات و تلاطمها آنچه حیدر را تا آخرین نفس در جایگاه یک محافظ نگه میدارد همان اعتقاد و آرمان او در راه حفاظت از شخصیت نظام است.
بادیگارد هشداری به مردان سیاست امروز نظام است که در شخصیتشان که به عنوان شخصیتی مقدس، توسط افرادی مانند حیدر خالصانه و برای آرمانهای نظام محافظت میشود، دقیق شوند و بدانند که احتیاج به بادیگارد دارند یا محافظ.
بادیگارد نمایش دردها و دغدغههای حیدرهایی است که با وجود شکها، نامهربانیها، محرومیتها، سختیها، دردها و رنجها دل در آرمان بلند نظام اسلامی دادهاند و تا آخرین قدم به یاران شهید خویش وفادار هستند و حافظ شخصیت نظام باقی میمانند.