به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، فرشتهی وحی پیغام آورد: اقرأ بسم ربّک الذی خلق … و محمد(ص) برگزیده شد در حالی که بنا بر فرمودهی امیرمومنان علی(ع) مردم در خوابی طولانی به سر میبردند، فتنهها بالا گرفته و کارها پریشان شده بود، آتش جنگها شعله میکشید، دنیا بی فروغ و پر از مکر و فریب گشته، برگهای درخت زندگی به زردی گراییده و از به بار نشستن آن قطع امید شده بود … او را با نور فرستاد و در گزینش مقدّم داشت؛ به واسطه او گسستگیها را به هم آورد و چیره جو را شکست داد، مشکلات را آسان و ناهمواریها را هموار کرد تا جایی که گمراهی را از راست و چپ دور کرد.
از زمان برانگیخته شدن پیامبر رحمت(ص) تا کنون اسلام با فراز و نشیبهای بسیاری مواجه شده، گاه روزگار کفر را درهم پیچیده و قلبها را در ورای مرزها فتح کرده و گاه نیز در اثر ضربات کینه توزان تاریک دل مورد تهدید قرار گرفته است؛ برخلاف دیگر ادیان از یک سو بدون زور شمشیر دلها را درنوردید و از سوی دیگر با بغضهای بی مثال و دشمنیهای سخت روبرو گشت تا جایی که تاریخ مثل آن را به خود ندید.
علیرغم تمام دشمنیها دین اکمل بشریت نه تنها بی فروغ نگشته بلکه روز به روز متعالیتر و حقانیت آن بیش از پیش آشکار گشته است.
حجت الاسلام برگی درگفتوگو با خبرنگار گروه فرهنگی آناج، ابتدا به بیان علل گرایش مردمان جهان به اسلام پرداخته و چنین توضیح میدهد: پیامبر خود فرمودند مبعوث نشدهام مگر مکارم اخلاقی را به اتمام برسانم؛ یعنی اولین و بزرگترین دلیل جذب مردم به اسلام اخلاق نیک میباشد، زیرا از یک سو انسان در فطرت خود اخلاقگرا و اخلاقجو است و دایما به دنبال مکارم اخلاقی میباشد و از سوی دیگر اسلام نیز دینی مبتنی بر فطرت انسان است.
آنچه قلبها را تسلیم اسلام میکند
وی خاطرنشان میکند: اسلام در زمانی ظهور پیدا کرد که مولفههای اخلاق به کلی از بین رفته بود؛ قتل، غارت، خرافات، دزدی و… به قدری بین مردم جا باز کرده بود که حتی پدر به دختر خود رحم نکرده و او را زنده به گور میکرد؛ اسلام با ظهور در چنین دنیای مخوف مردم را به اخلاق دعوت کرد و دعوت کننده نیز فردی بود که به تعبیر قرآن دارای نیک ترین اخلاق بود.
این کارشناس دینی میافزاید: از طرف دیگر مبانی تربیتی اسلام بسیار مترقی است؛ مثلا اسلام اختیاراتی را برای بشر در نظر گرفته و میفرماید “انا هدیناه سبیل اما شاکرا و اما کفورا” یعنی ما راه سعادت و شقاوت را نشان دادیم، حال انسان مختار است که کدام را برگزیند؛ درحالی که انسان آزادی خواه نیز به چنین مولفهای گرایش ذاتی دارد.
وی با اشاره بر عامل صداقت در اسلام به عنوان یکی از عوامل جذب کنندهی انسانها به این دین، بیان میدارد: مبانی اسلامی در کمال صداقت بیان شده و در هیچ یک از امر و نهی هایش از استدلال فروگذار نکرده است؛ یعنی اگر امری را حرام اعلام کرد برای آن دلیل آورد و خوب و بدش را بدون حب و بغض بیان کرد.
برگی ابراز میکند: مثلا زمانی که از شراب خوردن نهی میکند علاوه بر این که به فواید اندک آن اشاره میکند غلبهی ضررهایش را نیز توضیح میدهد و با استدلال حقانیت امر و نهی خود را به اثبات میرساند.
وی اضافه میکند: از طرف دیگر بشر آزادی خواه است؛ آزادی نه به معنی ناهنجاری های اخلاقی بلکه آزادی روح از بردگی و آزادی از نفسانیات که اسلام انسان را به این نع آزادی که آزادی به معنای واقعی کلمه است، دعوت میکند.
این کارشناس دینی یادآوری میکند: در کنار همه مسائل گفته شده باید اشاره کرد که هم اکنون در دنیا تمامی دینهای یکتا پرستی به غیر از اسلام تحریف شدهاند و اسلام تنها دینی است که در آن فقط خدا مورد ستایش و بندگی قرار میگیرد و محور آن کسب رضای الهی است که این خود دلیلی برای جذب افراد به این دین است.
علیرغم جذبههایی که در بطن اسلام نهفته است، تجربیات تاریخی متعدد از آسیب پذیری مسلمانان در موقعیتهای مختلف روایت میکند که دشمن در برهههایی از زمان توانست نه اسلام بلکه مسلمانان را به قهقرا سوق دهد که حجت الاسلام مجتبی صالحی در کنار جاذبهها و عوامل اسلام گرایی بدون دخالت زور شمشیر، از جمله نقاط آسیب پذیر را در سه مورد مطرح میکند.
جهالت یکی از عوامل مهم شکست مسلمانان
وی بیان میدارد: جهالت یکی از عوامل مهم شکست مسلمانان در برابر دشمن و عقب ماندگی آنان در موقعیتهای مختلف زمانی است و ما میبینیم که پیامبر(ص) پس از مبعوث شدن در اولین گام بساط جهالت و آداب و رسوم جاهلانه را برچید و در اولین آیات اهمیت علم و قلم و آگاهی را به او القاء کرد.
این مدرس دانشگاه اذعان میدارد: افکار جاهلانه گاه در اثر نفوذ فرهنگی دشمن و گاه در اثر غفلت خود انسانها بر آنان حاکم شده و موجب میشود از هدف اصلی که همان اعتلای روحی و رسیدن به درجهی انسان کامل است، باز بمانند.
وی تفرقه در میان مسلمانان را دومین عامل قلمداد کرده و توضیح میگوید: در هر جریانی که بین امت مسلمان تفرقه افتاده آنجا قطعا شکست خورده است.
صالحی میافزاید: تا قبل از رحلت پیامبر(ص) مسلمانان یکپارچه بوده و اسلام در مسیر اصلی خود پیش میرفت اما زمانی که بین امت دو دستگی ایجاد شد، قدرت و انرژی جهان اسلام نیز کاسته و از مسیر خود منحرف گشت تا جایی که ائمه معصومین(ع) نتوانستند با فراغ بال به تبیین معارف اسلامی و تحقق حکومت راستین بپردازند.
وی خاطرنشان میکند: یکی دیگر از نقاط آسیب پذیر جامعه اسلامی کوتاهی و غفلت از وادی فرهنگ و عدم تولید در این زمینه است زیرا دشمن از ابتدا مباحث فرهنگی را مورد نظر قرار داده و از آن علیه اسلام بهره گیری کرده است.
معاویه و مکر فرهنگیاش علیه امام علی(ع)
این کارشناس دینی ادامه میدهد: برای مثال روایت شده است معاویه ابن ابی سفیان دستور داد تا برّههایی را به کودکان شهر داده، آنان را مورد مهر و عطوفت قرار دهند و بگویند این هدیهها از جانب معاویه است؛ اما مدتی بعد عدهای را فرستاد تا با خشم و غضب آن برّهها را که کودکان با آن انس گرفته بودند، پس گرفته و بگویند ما از جانب علی ابن ابی طالب(ع) آمدهایم! یک اقدام فرهنگی است که کودکان را بدبین و متنفر از امیرمومنان(ع) به بار میآورد.
جامعهی اسلامی همواره باید در راستای تولیدات پیشگیرانه تلاش کند
وی میگوید: در کنار اقدامات و تولیدات دفاعی فرهنگی در برابر هجوم نرم دشمن، جامعهی اسلامی همواره باید در راستای تولیدات پیشگیرانه تلاش کند، وگرنه زمانی به خود میآید که در قعر تفکرات انحرافی، دروغین و ضد ارزشها گرفتار شده است.
علاوه بر موارد ذکر شده، از یک سو ایجاد اسلام هراسی یکی دیگر از حربههای دشمنان در جهت خشکاندن ریشهی اسلام است و کشتار انسانها و سر بریدن کوچک و بزرگ با شعار الله اکبر موجب انزجار مردم جهان از دین حق خداوند میشود و از سوی دیگر دشمن سعی دارد با اقداماتی چون ایجاد شیعهی لندنی و اسلام آمریکایی که شیعه را یک قمه زن خرافات زده نشان میدهند، اسلام را بدنام کنند.
کبری ابدالی در این خصوص میگوید: دین اسلام طبق آیه ۱۰۷ سوره انبیا دین رحمت معرفی شده که بر اساس این آیه میتوان به شبهات جامعه امروزی که اسلام را دین خشونت معرفی میکنند پاسخ داد.
وی میافزاید: گروههایی چون القاعده، گروههای تکفیری، و… که اسلام را دین خشونت بار معرفی میکنند و با نام الله اکبر سر میبرند باید بدانند اسلام دینی است که پیامبر آن افرادی چون هند جگر خوار و ابوسفیان را فقط به خاطر ذکر شهادتین بخشید و در طی تاریخ هیچ گاه دیده نشده است که پیامبر ما شروع کننده جنگ باشد.
این استاد دانشگاه و حوزهی علمیه یادآور میشود: اولین انحراف اسلام که از آن به نام انحراف عظیم بعد از اسلام یاد میشود وقوع جریان سقیفه بعد از رحلت پیامبر(ص) بود و به جرأت میتوان گفت تمام انحرافات قبل و بعد از آن، حتی در عصر حاضر، ریشه در سقیفه و کتمان حقیقت غدیر دارد.
وی تاکید میکند: انحرافات تا جایی پیش رفت که خون امام حسین(ع) ویارانش به جوش آمد و دیدند که اگر به این ها خاتمه ندهند دیگر نامی از دین محمد(ص) بجای نخواهد ماند و به همین علت واقعه عظیم عاشورا به وقوع پیوست.
آنچه جوانان غربی را به اسلام سوق میدهد
با این حال آنچه بیش از اینها توجه اهل فکر را به خود جلب میکند گرایش جوانان غربی به اسلام، آن هم در بهبوههی اسلام هراسی است که در این مورد حجت الاسلام برگی اظهار میکند: وجدان بیدار جوانان غربی سدی بر سر راه نقشههای شوم اسلام ستیزان غرب است که نامهی رهبر انقلاب به این جوانان همین حقیقت را نمایان میکند.
وی ادامه میدهد: همان طور که ملا احمد نراقی مطرح میکند اگر چیزی در گلوی انسان گیر کند آن را با آب رفع میکند اما زمانی که آب در گلو گیر کند باید چه کار کرد؟! درواقع قرار بود علم دوای درد بشریت باشد اما امروزه در اثر حاکمیت استکبار علم (با تولید بمب اتم و غیره) به وسیلهای جهت سلب آرامش بشر شده و جوانان اروپایی نیز به این نکته پی بردهاند که علم بدون دین خطرناک ترین وسیله ضد بشریت است!
با مرور بر سیر تاریخی اسلام از زمان ظهور پیامبر(ص) تا موج اسلام گرایی در قرن حاضر و عداوت های بی مانند در قالبهای نو می توان چنین نتیجه گرفت که اساسی ترین راهکار در جهت شکوفایی بیشتر اسلام و خنثی کردن نیرنگهای جبههی باطل تبیین اسلام ناب محمدی(ص) و معرفی چهره واقعی و رحمانی اسلام در درجه اول و افشاگری در خصوص فرقهها و مذاهب ساختگی که با نام اسلام فعالیت میکنند، در وهلهی بعدی است.
علاوه بر این آنچه در موقعیت فعلی بیش از پیش حائز اهمیت است دفاع از حرکتهای ملتهای مسلمان در مقابله با دستهای پشت پردهای است که با سوء استفاده از اسلام بین مسلمانان تفرقه افکنده و سعی در تخریب اتحاد اسلامی دارند.