به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، بین مفلس و متمکن همیشه تضادهای فاحشی وجود دارد که همواره نمیتوان سِتَری بر روی آن کشید، در همین خیابانهای سطح شهر اگر چند ساعتی را قدم بزنیم از نزدیک فاصلهی طبقاتی را لمس میکنیم و دیگر نمیتوانیم بگوییم در تبریز کسی شب را گرسنه نمیخوابد!
پولدارها حلههای خاص خود را دارند و فقرا در محلههایی که بیشتر پسوند ” آباد” را به دنبال خود میکشند، جای گرفتهاند.
سائل کسی است که صباح تا شام کار میکند تا بلکه ۲۰ هزار تومانی را برای تامین هزینههای زندگی یک خانواده ۴ نفره به دست آورد و در مقابل بچه میلیونرهایی داریم که روزانه چند صد هزار تومان خرج میکنند و آن ۲۰ هزاری که کبریتفروش یا کارگر در طول روز به دست میآورد را برای صرف یک لیوان آبمیوه میپردازند.
معمولا این دسته از افراد رختهایشان نیز جنس خاصی دارد و متمایزتر از بقیه هستند، رایحه عطرشان از فاصله چند فرسخی آدمی را مدهوش میکند و جوراب پایشان هم مارکدار است.
در مقابل رستهای از فقرا را هم داریم که تاجر تهیدست هستند، این گروه از اشخاص از نان شبشان هم میزنند تا لباسهایی بخرند که همچون میلیونرها باشند و یک ماه کار میکنند تا یک روز در فلان رستوران معروف شهر دلی از عزا در بیاورند.
گروه سوم فقیر هستند اما نمیخواهند خود را ثروتمند جلوه دهند، زندگی سادهای دارند و بیآلایشی از وجناتشان میبارد، اصولا این دسته از افراد با پول جوراب مارکدار یک ثروتمند برای خود لباس میخرند و چند سالی هم میپوشاند، نه اینکه خسیس باشند! بلکه مسکوک ندارند، آدمی هم که پول نداشته باشد به جای زندگی، زندمانی میکند.
معمولا تغییری در این گروههای طبقاتی ایجاد نمیشود، مسکینها فقیرتر میشوند و غنیها ثروتمندتر!
گویا دیگر خودمان هم باورمان شده که این نظام اقتصادی و فاصله طبقاتی را نمیتوانیم کاهش دهیم، شهرداری هم خوب میداند کجا مرکز تجاری بسازد تا ورشکسته نشود. تبریز را به دو قسمت فقیر و غنی تقسیم کردیم و برای خودمان ایالتی ساختیم.
این روزها فقرا وقتی در پس کوچههای سطح شهر قدم میگذارند احساس میکنند غریبهاند، آدمهایی را میبینند که جنسشان متفاوتتر است و به تابعیت خود نیز ریبت دارند.
در این میان تضرع و تبسمها آمیحته میشود، وقتی دولتمردان میگویند ما فاصله طبقاتی را کاهش دادیم!