به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، زمان گذشت و شعبان آمد …
ماه تابانی که آینههای زنگار گرفتهی دنیا را جلا بخشید.
آمد تا از دریچهی انتظار ماه های سکوت و رخوت، جوانههای خیال را رو به سوی آبی آسمان روانه کند و بار دیگر شوره زار خشک دلهای خسته مان را به لبخندی از آسمان، زندگی بخشد.
ای شعبان! ای تجلی مهر خداوند در زمین! خوب میدانم خبر از سبز پوش آرزوهای ما آوردهای، خبر از خویشاوند تمام پنجرههای جهان و رودهای جاری احساس … همو که می آید و زمین زیر پایش از شادی میشکفد …
ای شعبان! لبخندم را به اشک و خون میآمیزی آن زمان که از پاکترین زنان عالم باری بر زمین میگذاری و ردای خون میشوی و فریاد میزنی: «هل من ناصر ینصرنی؟»
اما باز نفست گرم و خانه ات آباد که ندایی از قلبت برمیخیزد و دست میشود و علم و صدا میدهد: والله ان قطعتموا یمینی، انی احامی ابدا عن دینی …
ای شعبان! کامت شیرین و دماغت چاق تا ابد که بر سر سجادهی عشق صاحبدلان غزلی ساختهایم از زین العباد که به نفسهای حضرت سجاد(ع) حالمان خوب بود و بهتر شد …
ای شعبان سایهات مستدام و کرمت باقی که یمن وجودت در کلام مصطفی(ص) جاری، آن دم که فرمود: شعبان شهری …
ای شعبان نسبت مبارک باشد!