به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، مصاحبهی پائولو مالدینو با مجلهی جوان را به یاد دارم که وقتی خبرنگار از این ورزشکار در مورد فوتبال در ایران پرسیده بود پاسخ داد: ایرانی ها فوتبالیست نیستند، هنرمند هستند و من هنرشان را در چند فرش دستباف ایرانی که در خانهام دارم، دیدهام.
فرش دستباف ایرانی و در رأس آن فرش تبریز یک صنعت دستی ارزنده و خودکفاست که ۵ تا ۲۰ درصد بهای آن صرف مواد اولیه و باقی به عنوان ارزش افزوده و دستمزد بافندگان آن محاسبه می شود.
فرش دستباف کالایی است که به اذعان متخصصان، به منظور تولید آن ۲۸ حیطهی شغلی به صورت مستقیم و غیر مستقیم به وجود می آید و اگر بافنده ای دست از کار بازکشد درواقع ۲۸ شغل تعطیل می شود.
خالی از لطف نیست که به بهانهی روز صنایع دستی، به چند و چون و فراز و نشیب های این صنعت ارزنده بپردازیم.
نقش و نگار فرش دستبافت الهام گرفته از مساجد و نقش های فرهنگ اسلامی می باشد
بهروز محمد زاده در گفتوگو با خبرنگار گروه فرهنگی آناج گفت: پنج الی ۲۰ درصد این کالای بی نظیر را صنعت و مابقی را هنر می دانیم و فرش هنری است که نقش و نگار آن الهام گرفته از مساجد و نقش های فرهنگ اسلامی می باشد و به نوبهی خود فرهنگ ایرانی و اسلامی را به کشورهای خارجی صادر می کند.
وی خاطرنشان کرد: اگر ما امروز اسیر مد اروپایی هستیم، آنها اسیر فرهنگ و فرش ما هستند.
عضو اتحادیه نظارت و هماهنگی فرش دستباف استان با اشاره به کوتاهی های صورت گرفته در رابطه با این هنر اصیل ایرانی اظهار کرد: به عقیده ی من هم بخش خصوصی و هم بخش دولتی همیشه در حق فرش جفا کرده است. در واقع بجز مجلس هشتم و دولت نهم، همه در حق این صنعت جفا کردند و در جنگ صنعت فرش کشور آسیب دید و ما در دوران سازندگی فرش را فدای سازندگی کردیم.
قالیبافی قربانی افراد سودجو و برخی سیاسیون شده است
وی تاکید کرد: به نظر من تعاونی می تواند فرش را مدیریت، حمایت و بر آن نظارت کند تا اینکه جایگاه قبلی و واقعی فرش احیاء شود؛ اما من متوجه شده ام که در این کار ما امنیت شغلی نداریم و قالیبافی قربانی افراد سودجو و برخی سیاسیون شده است.
نازیلا حاجی پور نیز در خصوص دشواری ها و ناملایماتی که پیش روی کار قالیبافی قرار دارد، توضیح داد: وقتی یک قالیباف تصمیم به کار می گیرد، تصمیمش به معنی فدا کردن نور چشم، دست، پا و حتی ستون فقرات اوست چون او که ساعت ها به طور نشسته رو به دار قالی مشغول کار می شود، به مرور زمان به بیماری های خاصی مثل درد کمر، ضعف بینایی و غیره دچار می شود.

قالیبافی نماد انتظار و کاری توام با غم است!
وی اضافه کرد: شاید شما باور نکنید که قالیبافی کاری توام با غم است مخصوصا برای آنان که این کار را به تنهایی و بدون همکار انجام می دهند! چون وقتی ساعت ها پشت به دنیا و رو به دار قالی می نشینیم، در سکوت و تنهایی، تمام غم های دنیا را از ذهن می گذارانیم و گره به گره آن را انتظار می کشیم و به نظر من قالیبافی نماد انتظار است.
پایان تلخ یک انتظار …
این قالیباف جوان که فرش بافی را به عنوان شغل خانگی برای خود برگزیده است، گفت: البته لحظات پایانی بافت قالی و بخصوص لحظه ی جدا کردن آن از دار، بسیار شیرین است اما وقتی به بهای کارمان در برابر زحماتی که کشیده ایم فکر می کنم، چیزی جز تلخی برای من نمی ماند؛ چون قیمت قالی در بازار بسیار پایین است و گاه حتی دستمزد ماهانه ی ما ۲۰۰ هزارتومان هم نمی شود!
به من گفتند دستان تو هیچ شباهتی به دستان یک قالیباف ندارد!
وی خاطرنشان کرد: دردناک تر از همه برای خود من مشکل بیمه است، پس از اینکه شنیدم قالیبافان را بیمه می کنند من هم به اداره ی مربوطه مراجعه کردم اما در کمال نامردی به من گفتند دستان تو هیچ شباهتی به دستان یک قالیباف ندارد و مرا رد کردند!
با توجه به دستمزد اندک قالیبافان و همچنین با توجه به قیمت بالای فرش های دستبافت ایرانی که زبانزد اقصانقاط جهان است، باید به این سوال پاسخ داد که چرا میزان دستمزد و حتی سطح اجتماعی قالیبافان تا حدی تنزل کرده است که گاه آنها از مطرح کردن شغل خود در بین اطرافیان ابا دارند.
امیر جوادی در پاسخ به این سوال بیان داشت: برای بافت یک فرش به صورت دستی سرمایه ی کلانی لازم است و گاه تنها تهیه ی یک نقشه (بسته به بزرگ و کوچک بودن اندازه فرش) به ۲۰ میلیون هم می رسد؛ یعنی فردی که اصل نقشه را از طراح خریداری می کند باید ۲۰ میلیون بابت آن بپردازد اما وقتی کپی آن نقشه در بازار دست به دست می شود، تعداد فرش های بافته شده بر اساس آن نقشه نیز بیشتر می شود و هرچه دست در آن زیاد باشد طبیعتا هم قیمت فرش و هم قیمت نقشه کاهش می یابد.

وی افزود: علاوه بر هزینه ی نقشه که تنها جزئی از مواد اولیه را شامل می شود، تهیه ی نخ، ابریشم، رنگرزی آنها و سایر لوازم مورد نیاز نیز هزینه ی زیادی در بر دارد و شما نباید تصور کنید تمام پولی که به دست صاحب فرش می رسد، سود است، بلکه مقدار قابل توجهی از آن صرف مواد اولیه می شود.
دستمزد روزانه ی شاگرد ساده از ۳۰ هزار تا ۴۵ هزار تومان متغیر است
دارنده ی کارگاه قالیبافی در خصوص میزان دستمزد قالیبافان توضیح داد: دستمزد روزانه ی شاگرد ساده از ۳۰ هزار تا ۴۵ هزار تومان متغیر است و استادکار نیز روزانه ۶۰ هزار تومان دستمزد دریافت می کند که البته این دستمزد در ازای هشت ساعت کار، پرداخت می شود.
چرا کارفرمایان قالیبافان را بیمه نمی کنند؟
وی در پاسخ به این سوال که چرا بافندگان قالی را بیمه نمی کنید، بیان داشت: اولا تعداد صاحب کارانی که بافندگان را بیمه می کنند بسیار کم و انگشت شمار است و دوما اگر بافندگان را بیمه کنیم یا باید ضرر بزرگی را متحمل شویم و یا از دستمزد ها بکاهیم و از طرف دیگر در کار قالیبافی کمتر کسی است که به طور ثابت به این کار مشغول می شود و اغلب آنان به صورت متغیر و گاه به گاه به کارگاه های قالیبافی مراجعه می کنند.

به دلیل عدم حمایت دولتی نمی توانیم ضرر حاصل از بیمه ی شاگردان را متحمل شویم
جوادی تاکید کرد: دوعامل مهم دیگر در مورد بیمه نکردن قالیبافان یکی عدم حمایت دولتی و بیمه اجتماعی از کارفرمایان و دیگری وجود واسطه ها در به کارگیری قالیبافان است؛ یعنی فرش های دستبافت معمولا توسط واسطه بافته شده و به دست تاجر یا صاحب کار اصلی می رسند؛ در این حالت تاجر فقط با یک نفر واسطه طرف است و واسطه با تعداد زیادی از قالیبافان که به دلیل عدم حمایت دولتی نمی تواند ضرر حاصل از بیمه ی شاگردان را متحمل شود.
مشکل اصلی آیین نامه ای است که افراد غیر متخصص تدوینش کرده اند
محمد اسماعیل سعیدی در رابطه با علت ابتر ماندن اجرای قانون بیمه ی قالیبافان به خبرنگار آناج گفت: قانونی که مجلس آن را تصویب کرده است عاری از ایراد و اشکال است و اگر می بینید که امروز قالیبافان حائز شرایط از بیمه محروم هستند به دلیل آیین نامه ی مشکل داری است که افراد غیر متخصص آن را تنظیم کرده اند.
نماینده ی مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی یادآور شد: به زودی با هماهنگی سازمان تامین اجتماعی، اتحادیه ی فرش دستبافت و وزارت رفاه آیین نامه ی جدیدی تدوین می شود تا مشکلات فعلی مرتفع گردد.
من نمی دانم احساس دست های پینه بسته، پاهای درد گرفته، چشم های نور باخته و استخوان ها خمیده چیست اما گاه لازم است تکانی به قلم ها بدهیم و بگوییم که اذهان عمومی را برای همیشه نمی توان فریب داد. ثبت جهانی فرش دستباف تبریز، انتخاب تبریز به عنوان شهر جهانی فرش دستباف، سر دادن شعار “هنر نزد ایرانیان است و بس” … فارغ از اهمیت و ارزش فرهنگی همه ی این اقدامات باید به این سوال پاسخ بدهیم که سهم قالیبافانی که پا بر روی نور چشمانشان می گذارید، چیست و در کنار تشویق های میلیونی کرسی نشینان و ثبت سابقه های آنچنانی جهت نیل به مقام های بالاتر، چه چیزی عاید بافندگان در پستوهای نمناک می شود؟! آیا غیر از این است که همواره آینده ی خود را از دریچه ی وحشت می بینند و از سریال های بی قانون تامین اجتماعی لرزه بر دارهای قالی هاشان می افتد؟!
شکی نیست که هنر ایران و آذربایجان در تار و بود فرش های دستبافت آن همچنان جاری است اما پرواضح است که تولید آثار نفیس، برنامه ها، تدابیر و حمایت های ویژه می طلبد و با توجه به کوتاهی های مسئولین و انحطاط فرهنگی موجود در جامعه که کاهش آمار قالی بافی یکی از شواهد این مدعاست، و با توجه به رقابت های جهانی، به واقع چه آینده ای را می توان برای هنر فرش دستباف ایران متصور شد؟