بازنشری 25 خرداد 1395 - 10 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

لالایی ها را برای که می خوانند؟!

به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج؛ برخی افراد در تعریف انسان، انسان را موجودی متفکر دانسته اند که وجه تمایزش با سایر جانداران در قدرت تفکر او است. عقل و تفکر، تحلیل و نتیجه گیری قدرتی ویژه است که خداوند متعال در وجود انسان به ودیعه نهاده است تا بدین سان لایق عنوان اشرف مخلوقات باشد.
چیزهای زیادی برای تفکر وجود دارد… از کوچک ترین مسایل زندگی فردی تا بزرگ ترین مباحث اجتماعی که توجه انسان ها را به خود جلب می کند. اما انسان عاقل، درین عمر کوتاه چند روزه وقت و فکر خویش را صرف مسایل اساسی و پر اهمیت کرده و ذهن خود را از مسایل بی اهمیت و کم فایده دور می سازد.
در جهان امروز، ذهن و فکر انسان ها تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار گرفته است و درین میان رسانه ها از جایگاه و قدرت فوق العاده ای برخوردارند. رسانه ها می توانند تعیین کنند که مردم در مورد چه چیزی و چگونه بیندیشند.
همیشه چیزهای مهمی برای اندیشیدن وجود دارد و نیز  همیشه مسایلی هست که عده ای سعی دارند با مهم جلوه دادنشان، توجه افراد جامعه را از مسایل مهم دیگری منحرف سازند، مسایلی مهم که شاید دقت در آن ها چندان به مذاق همان یک عده خوش نمی آید.
طرح چنین مباحثی و دامن زدن به آن می تواند از راه های مختلفی اتفاق بیفتد، در نطق یک نماینده ی مجلس یا سخنرانی یک مسئول بلند پایه یا در قالب محتوای فیلم و انیمیشن یا اخبار و رویداد.
در جامعه ی ما نیز هر چند وقت یکبار چنین مسایلی در سطح جامعه و از طرف رسانه هایی خاص مطرح می شود که اگر دقت کنیم می توانیم اهداف پنهانی اش را درک کنیم. مانند جنجال های گاه و بی گاه رسانه ای که با بزرگ نمایی و پرداختن به مسایل حاشیه ای و کم اهمیت سعی در انحراف افکار عمومی از مباحث جدی کشور دارند.
در هفته های گذشته، حاشیه های پررنگ تر از متن جشنواره ی کن نمونه ای بود از این دست مسایل که دست کم چند روزی ذهن مردم مخصوصا جوانان این کشور را به خود مشغول کرد.
و اخیرا جریان ربنای شجریان! واقعا بحث جنجالی پخش شدن یا نشدن صدای این فرد در رسانه ی ملی در وضعیت امروز کشور ما چقدر اهمیت و اولویت دارد؟ غیر از اینکه چند روزی اذهان عمومی را مشغول کند و نیز تیری باشد در تاریکی نفوذ فرهنگی که مدعیانش آرزوی آن را با خود به گور خواهند برد.
اگر ذهن و فکر جوان جامعه ی ما درگیر چنین مسایلی باشد، دیگر فرصتی برای رصد جریان مذاکرات و نتایج برجام نخواهد داشت. اگر فکر و ذکر جوان ما درگیر پخش شدن یا نشدن صدای یک وطن فروش در رسانه ی ملی باشد، دیگر مطالبه ی وعده و وعیدهای اقتصادی را نخواهد داشت. اگر مردم جامعه ما سرگرم حاشیه های رسانه ای باشند دیگر در مقابل جریان نفوذ بیگانگان هوشیار نخواهند بود. و اگر دقت و تفکر درباره ی مسایل اساسی جامعه و رفع مشکلات کشور جای خود را به مباحث بی اهمیت بدهد، نباید امید چندانی به حل مشکلات و پیشرفت داشته باشیم.
درین آشفته بازار فرهنگی کشور که امام خامنه ای عنوان ولنگاری فرهنگی را بر آن نهادند، این مباحث حاشیه ای همانند لالایی های غفلت آوری است که ما را به خوابی عمیق فرو می برد تا از مسایل اساسی که پیرامونمان رخ می دهد و قرار است سرنوشت ما را بسازد در غفلت و بی خبری باشیم.

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *