به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، فرض کنید به جای واژگونی چند دستگاه اتوبوس و تصادفات بسیاری که در جادههای کشور اتفاق میافتد، یک فروند هواپیما سقوط کند، یا از باند پرواز منحرف شود و خدایناکرده هم چند نفر کشته و زخمی بشوند. طبیعی است که همه ناراحت شده و رسانهها نیز این موضوع را پوشش میدهند.
حالا دوباره فرض کنید اگر این اتفاق یعنی سقوط هواپیما در دوران پسابرجام اتفاق بیفتد. طبیعی است در نظر برخی رسانهها و گروهها، سقوط یک هواپیما در دوران پسابرجام با تعداد تلفات معین، بسیار مهمتر از سقوط همان هواپیما در دوران پیشابرجام با همان تعداد تلفات است. چرا که دیگر دستشان برای گندهسُرایی از برجام باز است و اینکه بگویند «دیدید برجام خسارت محض نبود؟! برجام توانست منجر به این شود که ایران بتواند ۵۲ میلیارد دلار صرف خرید دهها هواپیما نماید تا آن پنج درصد از مردمی که با هواپیما مسافرت میکنند، امنیت داشته باشند» و قص علی هذا.
اما فعلا نه هواپیمایی سقوط کرده و نه مشکل آنچنان بزرگی در ناوگان هوایی کشور ایجاد شده است. بلکه فعلا مشکل بزرگ در کف جادهها در حال وقوع است که آخرین موردش همین واژگونی سه دستگاه اتوبوس میباشد. حادثهای که منجر به جان باختن ۲۰ سرباز وطن شده است و اضافه کنید تعداد بیشتری مجروح و مصدوم را.
آمار تلفات جادهای در کشور بسیار نگرانکننده است. آمارها نشان میدهند که در دنیا به طور متوسط، به ازای هر ۱۰ هزار خودرو فقط ۹ نفر کشته میشوند، اما این تعداد در ایران ۳۷ نفر است. اگر میانگین ۲۳ تا ۲۷ هزار کشته در حوادث رانندگی در طول سال را همراه با میانگین ۲۵۰ هزار زخمی این حوادث در نظر بگیریم، گویی هر سال در ایران یک زلزلهی بزرگ با این مقدار کشته و زخمی اتفاق میافتد. همچنین تعداد تلفات جادهای کشور در سال با تلفات یک جنگ تمام عیار برابری میکند.
طبق آماری که سال گذشته صورت گرفت، روزانه ۳۲ میلیارد تومان ضرر اقتصادی ناشی از تصادفات را متحمل میشویم. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش سال قبل خود از تصادفهای جادهای برآورد کرده است که هزینههای اقتصادی و اجتماعی تصادفات رانندگی حدود ۸ درصد تولید ناخالص داخلی است. مثلا هزینه مورد نظر در سال ۱۳۹۰ در حدود ۵۱ هزار و ۹۱۰ میلیارد تومان است. به این اعداد و ارقام اضافه کنید هزینه درمانی سالانه ۱۱ هزار میلیارد ریالی افرادی که بر اثر تصادف مصدوم شدهاند و هزینه ۱۸۰ میلیون تومانی هر فرد کشته شده در تصادفات و هزینه ۲۸۰ میلیون تومانی هر معلول بر اثر تصادفهای جادهای. بر همین اساس اگر بخواهیم هزینه حوادث رانندگی در سال ۱۳۹۰ را تخمین بزنیم نزدیک به ۵۱ هزار و ۹۱۰ میلیارد تومان میشود.
اگر بخواهیم به نوعی برای روشن شدن ابعاد موضوع این هزینه را با دیگر هزینههای ساخت و ساز در کشور مقایسه کنیم، باید گفت با این پول میتوان ۷۸ مدرسه ساخت که در مجموع ۱۰۰۰ کلاس درس دارند. همچنین با این پول میتوان به بیش از ۸۰۰ هزار زوج جوان تسهیلات ازدواج داد.
دولت یازدهم نیز اعلام کرده که سقف هزینهی اختصاصیافته به حوزهی جادهای کشور چیزی حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان در سال است و حالا قصد دارد ۱۸ برابر این اعتبار را خرج خرید هواپیما نماید؛ آن هم فقط برای ۵ درصد از مردم!
طی ۱۰ سال اخیر چیزی حدود ۲۲۰ هزار نفر از هموطنان در تصادفات جادهای کشته شدند و طبعا اقتصاد مقاومتی ایجاب میکند که رسیدگی به زیرساختهای جادهای که بیش از ۹۰ درصد حملونقلها و مسافرتها از این طریق صورت میگیرد، در اولویت بسیار بالاتری نسبت به ناوگان هوایی کشور قرار بگیرد.