به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، آنچه برای نسل باقی مانده از دفاع مقدس و مدافع ارزشهای انقلاب اسلامی در طی جنگ تحمیلی و برای نسل بعد از جنگ و نسل حاضر دارای اهمیت بسیار است، شناخت دقیق ابعاد دفاع مقدس و ارزشهای نشأت گرفته از آن و همچنین استمرار و حفظ این دستاوردها و ارزش هاست که میبایست به خوبی تبیین و باز تعریف شود.
یکی از قالب های کارآ و موثر در این زمینه روایت زندگینامه های شهیدان، مشهور به تاریخ شفاهی است که علیرغم همت برخی پاکباختگان عرصهی قلم، بسیاری از خاطرات و بخش مهمی ازتاریخ (بخصوص تاریخ فرهنگی دفاع مقدس) در سینهی جانبازان، آزادگان و خانواده های شهدا به خاک پیوست و شاید بتوان چنین اظهار کرد که بخش ثبت شدهی خاطرات و حقایق نیز با وقفهای نسبتا طولانی آغاز شد. به طوری که تحت تاثیر فاصلهی واقع شده بین اتمام جنگ و تالیف کتب مربوطه بسیاری از ظرفیتها از دست رفت.
از سوی دیگر به دلیل بی مهری هایی که نسبت به آثار تالیف شده در زمینه دفاع مقدس صورت گرفت، چاپ، انتشار و معرفی آنان به طول انجامید و این نیز به نوبهی خود بر خلاء موجود در عرصهی جنگ نرم دامن زد؛ تاجایی که نسل جدید به نوعی سنخیت خود را با نسل اول انقلاب از دست دادند.
هرچند این امر تنها یک عامل در میان موجبات استحالهی فرهنگی است لکن باید به عمق این قضیه پرداخت و به این سوال پاسخ داد که اولا چرا تالیف، چاپ، انتشار و حتی توزیع و معرفی آثار ارزشی مدت های مدیدی به طول میانجامد و توجه جدی به آنها در عمل مشروط به توجه و تقریض رهبری میشود؟ دوما کوتاهی هایی از این قبیل چه تاثیری را در رابطه با ثبت و حفظ ارزشهای فرهنگی و نهادینه کردن آن در میان نسل جدید برجای می گذارد؟
موضوع دیگری که دراین راستا جای توجه و تامل دارد، دفاع مقدسی است که امروز در جبهه های مقاومت خارج از مرزهای ایران اسلامی جریان دارد و بار دیگر باب شهادت را به روی جوانان انقلابی گشوده است؛ در واقع بر اساس عبرت گیری از تجربه ها ثبت وقایع جبههی مقاومت و خاطرات شهدای مدافع حریم آل الله مستلزم عنایت وافری از سوی متولیان فرهنگی و نویسندگان این حوزه است.
البته این نگرانی همچنان پابرجاست که آیا آثاری که امروز دستاوردهای فرهنگی دفاع مقدس را ثبت می کنند در پیچ و خم های اداری و بیمهری های متولیان فاصله های ده سالهی بین تالیف و انتشار و توزیع را تجربه خواهند کرد یا خیر … به عبارت دیگر همواره دغدغهای مبنی بر شناساندن شهدای جبههی مقاومت که از نسل حاضر و همسالان جوانان هستند، ذهنمان را به خود درگیر کرده است.
هنگامی که به استدلال های جوانان امروزی در خصوص شهدای دوران دفاع مقدس می اندیشیم به وضوح فاصلهی فکری و فرهنگی بین آنان را لمس می کنیم و می بینیم که نسل حاضر پنداری دست نیافتنی از شهیدان دارند و فاصلهی زمین تا آسمانی را بین خود و آنها تصور مینمایند، مطمئنا تحت تاثیر همین عامل است که در مسالهی الگوگیری موفق عمل نمی کنند.
با این حال موقعیت کنونی بهترین فرصت برای برداشت فرهنگی از عرصه ی گشوده شدهی مقاومت و شهادت چه در جهت الگوسازی برای نسل حاضر و نسل های آینده و چه برای ثبت دست آوردهاست.