به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، خبرنگاران همواره از مشکلات مردم میگویند و با انعکاس مسایل سعی میکنند به مسئولین و اقشار مختلف جامعه آگاهی بخشند اما تاکنون به ندرت از دغدغههای اهالی رسانه صحبت به میان آمده است و کسانی که درصدد حل معضلات مردم هستند خود در رفع گرههای شخصی ناکام بودهاند.
در آستانه روز خبرنگار نشستی صمیمی در پایگاه اطلاع رسانی آناج با حضور تعدادی از فعالان رسانهای تبریز برگزار گردید و در آن به مشکلات حوزه خبری، دغدغههای روزنامهنگاران، سختیهای این شغل و خاطرات تلخ و شیرین خبرنگاران پرداخته شد.
در این نشست خبرنگاران نام آشنایی همچون سیدهادی شاطرموسوی از هفته نامه سهند، فاطمه درخشان از خبرگزاری بسیج، پریسا حق پرست از پایگاه خبری ائل خبر، مسعود ابراهیمی راد از باشگاه خبرنگاران و عباس بنی حسینیان از شهریارنیوز، حضور یافتند و برنامه با مجریگری رویا سلمانی(سردبیر آناج) و مجید قنبرزاده(دبیر تحریریه آناج) برگزار شد.
آنچه که در ادامه میخوانید بخش اول گفتوگوی آناج با خبرنگاران میباشد:
سلمانی: به منظور آشنایی اولیه، لطفا همکاران گرامی مختصری از فعالیت خویش را برای مخاطبان شرح دهند:
حق پرست: بنده در سال ۸۸ به عنوان طراح و صفحه آراء در بهار تبریز مشغول به کار شدم و مسئولین نشریه این اجازه را به من دادند که در کنار کار اصلیام، وارد عرصه خبری نیز شوم؛ در آن زمان بیشتر یادداشت مینوشتم و برخی از آنها نیز در روزنامههای سراسری و نسیم قرهداغ به چاپ میرسید، تا سال ۹۱ این روند ادامه یافت و بعد از وقفهای یک ساله کار خبرنگاری را در پایگاه خبری ائل از سرگرفتم و اکنون در این رسانه فعالیت دارم.
درخشان: در خبرگزاری بسیج فعالیت دارم و در اکثریت اوقات مطالب فرهنگی در خصوص مدافعان حرم و شهدا درج میکنم.
موسوی: در سال ۸۴ خبرنگاری را از هفته نامه سهند آغاز کردم و ابتدا فعالیتم در حوزه ورزشی چشمگیر بود اما بعدها وارد سایر حوزهها نیز شدم و در روزنامههایی مثل ایران و برخی از سایتها به خبرنگاری ادامه دادم.
ابراهیمی راد: برخلاف سایر همکاران بنده از سابقه زیادی برخوردار نیستم و از آذر سال ۹۳ به عنوان خبرنگار تصویری در مجموعه باشگاه خبرنگاران فعالیت خود را آغاز کردهام و این رویه تاکنون نیز ادامه داشته است.
بنی حسینیان: به عنوان عکاس خبری و طراح کار خود را از سال ۹۲ در پایگاه خبری آناج آغاز کردم و با گذشت ۲ سال از فعالیتم در این مجموعه، پیشنهادهای جدیدی دریافت و در سایت خبری شهریارنیوز و هفته نامه تبریز مشغول به کار شدم.
سلمانی: در حوزه خبرنگاری چه دغدغههایی دارید و کدام چالشها باید رفع گردد تا شاهد اعتلای جایگاه خبرنگاری در جامعه باشیم؟
نگاه امنیتی به مسایل خبرنگاران را مجدود کرده است/ رسانهها به علت مشکلات مالی تبدیل به روابط عمومی سازمانها شدهاند
ابراهیمی راد: در آذربایجانشرقی بیش از حد اندازه به مسایل امنیتی نگریسته میشود، اینکه خبرنگار باید امنیت ملی و مصالح عمومی را در نظر گیرد امری اجتناب ناپذیر است اما نگاههای بسته نسبت به همه مسایل برای ما مبدل به یک چالش شده است، برای مثال در ماجرای شیوع تب برفکی در برخی از مناطق سطح استان تنها تعداد اندکی از پایگاههای خبری به مسئله ورود پیدا کردند و قضیه در سایر رسانهها مسکوت ماند، لذا به نظرم نباید به همه مسایل امنیتی نگاه کنیم چراکه این امر خبرنگار را محدود میکند.

«مسعود ابراهیمی راد»
چالش دوم مشکلات مالی مطبوعات و پایگاههای خبری است که همین امر معضلات دیگری را در پی دارد، تعدادی از رسانهها به علت ناکامی در تامین منابع تبدیل به روابط عمومی بزرگ سازمانها شدهاند و نمیتوانند آنطور باید و شاید مطالب نقدی را در محتوای خود جای دهند، اگر هم مطلبی انتقادی درج نمایند بیشک با مشکلاتی مواجه میشوند.
مسئولین ما برای حفظ میز از پاسخگویی فرار میکنند
دغدغه سومی که طرح آن ضروری به نظر میرسد عدم نقدپذیری مسئولین میباشد، در حالی که مقام معظم رهبری چندین بار بر لزوم پاسخگویی دست اندرکاران به رسانهها تاکید داشتهاند اما همچنان مقامات از پاسخگویی فرار میکنند؛ در واقع هر بار که بخواهیم از آنان تعریف و تمجید کنیم با آغوش باز ما را میپذیرند اما هنگام انتقادی که اتفاقا به نفع آنهاست به خاطر ترس از میز با نگاه حراستی به موضوع مینگرند و این باعث میشود خبرنگاران رکن چهارم مردم سالاری نباشند.
سلمانی: اتفاقا به موضوع مهمی اشاره کردید، متاسفانه عوامل متعددی در کنار هم جمع گشته تا استقلال قلم خدشهدار شود.
خبرنگار کم داریم، همه مدیرمسئول شدهاند!/نشریات وسیلهای برای پیشرفت بیدغدغههای تاجر…
موسوی: مسایل زیادی وجود دارد که برای اصحاب رسانه زمینهساز ایجاد دغدغههای بزرگ شده است، برای مثال در این استان به قدری مجوز انتشار نشریه یا ایجاد سایت خبری صادر گشته است که دیگر ما خبرنگار کم داریم و همه مدیرمسئول شدهاند! آن دسته از افراد هم که هنوز خبرنگار باقی ماندهاند یا سعی میکنند مجوز دریافت نمایند و یا اینکه فکر میکنند اگر مجوز بگیرند نمیتواند کار خاصی را انجام دهند.

«سیدهادی شاطرموسوی»
از سویی دیگر شرایطی در طی سالهای اخیر بر فضای رسانهای حاکم شده که روزنامهها و هفتهنامه تبدیل به آگهینامه شدهاند و هیچ منطقهای را نمیتوان یافت که مثل تبریز شاهد چنین بیسروسامانی در حوزه آگهی نامه باشد؛ روزنامه به خاطر مشکلات مالی اجیر اقتصادیها میشود و آخر سر هم میگویند برای ادامه چاپ باید فلان اسپانسر ما را حمایت کند؛ در واقع کسانی که در بخش اقتصادی فعالیت دارند و دغدغههای فرهنگی حالیشان نیست، رسانه را به چشم ابزار و پلی برای رسیدن به اهداف تجاری میبینند و هیچگونه پشتوانه فکری و دغدغه اجتماعی نیز در بین آنان وجود ندارد.
آیا رسانه توان خارج کردن جامعه از بیتفاوتی را دارد؟/ فردی که در رسانه اصولگرا کار میکند قرار نیست حتما آن گرایش را داشته باشد
باید به این مقوله توجه داشت که رسانه میتواند مردم را از بیتفاوتی خارج کند؛ ما اکنون نمیدانیم آیا جامعه نسبت به بدحجابی بیتفاوت است یا اینکه به علت عملکرد ضعیف مطبوعات این نیاز احساس نشده است. مسئله حقوقهای نجومی را همین رسانهها مطرح و جامعه را از بیتفاوتی خارج کردند، با انتشار تصاویر فیشهای حقوقی، ساخت کلیپ، کاریکاتور، تهیه گزارش و مصاحبه با مسئولین موضوع برای مردم اهمیت یافت و نتیجهی آن را نیز دیدیم؛ لذا در شرایطی که رهبری از ولنگاری فرهنگی صحبت به میان میآورند و مدام بر این موضوع تاکید میکنند این خبرنگاران هستند که میتوانند جامعه را از بیتفاوتی خارج کنند.
موضوع دیگری که در بین جامعه خبری مرسوم شده است، برچسبزنیهای سیاسی میباشد و اشخاص فکر میکنند فردی که در رسانهای فعالیت دارد حتما گرایشات سیاسی آن مجموعه را نیز داراست لکن در حقیقت اینگونه نیست و ما خبرنگارانی را داریم که دارای ذهنیتهایی مغایر با رسانهای هستند که در آن کار میکنند.
نشریات ما تبلیغ محور شدهاند
اگر بخواهم به بحث محتوا نیز ورود کنم، باید اذعان نمایم ما تعداد صفحات روزنامهها را کاهش دادیم و رپورتاژ محور شدهایم؛ خوانندهای که روزنامه را باز میکند فقط تبلیغ شرکتها و اشخاص را میبیند و این امر موجب میشود تا ما شاهد ریزش مخاطبان نشریات باشیم.
بعضا نمیتوانم حرف مردم را بنویسم
حق پرست: در تکمیل دغدغههای حوزه خبری میتوانم صراحتا اعلام کنم برخی مسایل باعث بیاعتمادی مردم نسبت به خبرنگار شده است؛ جامعه انتظار دارد فعال حوزه رسانه مشکلات و دردهایش را بازگو کند اما واقعا عوامل بازدارندهای در این مسیر وجود دارد و ما زمانیکه نمیتوانیم حرف مردم را بزنیم آنان از ما فاصله میگیرند؛ برای مثال خودکشی اخیر دو دختر تحت پوشش بهزیستی فاجعه بود لکن خیلی زود مسئولین در سکوت رسانهای آن را جمع کردند و مطالبهای صورت نگرفت.

برخی از مسئولین نیز به علت اینکه خبرنگاران تمام اظهاراتشان را منعکس نمیکنند و به صورت میلی به موضوع مینگرند و هرچه دوست دارند را مینویسند، دید مثبتی نسبت به این قشر ندارند. هنگامی که در یک نشست خبری ۳۰ نفر حاضر میشوند اما خروجی آن ۵ خبر میشود نگرشها عوض میگردد؛ ما در نشستها خبرنگار داریم اما خبری نیست!
سلمانی: خانم حق پرست به بحث مهمی اشاره و انتقاد قابل قبولی را مطرح کردند، زمانی که خبرنگاران دیگران را نقد میکنند اعمال خود را نیز باید مورد ارزیابی قرار دهند؛ در نشستهای خبری ۵۰ نفر حاضر میشوند اما خروجی چشمگیری مشاهده نمیشود و بالعکس در همایشها و مراسمها ۵ خبرنگار هم حضور نمییابند.
خبرنگاران فاقد تخصص وارد عرصه شدهاند/ اهالی رسانه نباید خود را ارزان بفروشند
ابراهیمی راد: این به خاطر این است که ما متولی خبرنگاری نداریم و همه میتوانند در عرض چند روز فعال رسانهای لقب گیرند، اکثریت پایگاههای خبری به علت کمبود اعتبارات و محدودیت منابع مجبورند از افراد عادی به عنوان خبرنگار استفاده کنند و این درحالیست که آنان هیچ تخصصی در این زمینه ندارند.
در کمال تاسف برخی از خبرنگاران خیلی ارزان خود را میفروشند و بهای خویش را نمیدانند، اگر هم تعداد آگهینامه زیاد است به خاطر همین مفتفروشی تریبونها و رسانهها میباشد. اینکه خبرنگار از مسئول کارت هدیهای ۲۰ هزارتومانی میگیرد یا اینکه در آن سهشنبه سیاه شورا از عضو پارلمان محلی هدیه ۵ هزاری اخذ میکند، فاجعه است.
در تعدد نشریه اولیم اما در سطح کشور تاثیرگذار نیستیم
از لحاظ تعدد رسانه ما در سطح کشور مقام اول را به خود اختصاص دادیم اما تاثیرگذار نیستیم، روزنامههایی مثل خراسان و آفتاب یزد در سطح ملی کشور را ساپورت میکنند و ما در سطح استان نه تنها چنین روزنامهای نداریم بلکه نشریاتمان را آذربایجانیها نیز نمیخوانند چراکه پرونده سازی ندارد و بیشتر رویداد محور است. به این مقوله باید توجه شود که چرا ما روزنامهای نداریم تا در تهران خواننده داشته باشد.
متولیان فرهنگی ما خوابیدهاند…
حق پرست: این امر نیز از مشکلات مالی نشأت میگیرد، وقتی نشریه توان پرداخت هزینههای چاپ و پرداخت حقوق کارگران خود را ندارد مجبور است خبرهای ادارات و اظهارات کلیشهای مسئولین را درج کند تا بلکه از این طریق پولی از نهادها دریافت نماید. متولیان فرهنگی ما رسما خوابیدهاند و روزنامه به علت نبود حمایتهای مالی مجبور میشود خبر خنثی بزند و یا به دلیل نداشتن خبرنگار، مطالب سایر پایگاهها را کپی کند و تولید محتوایی نداشته باشد.
هر کسی از راه رسید، یک دوربین در دست گرفت و عکاس خبری شد!
بنی حسینیان: همکاران محترم اکثریت دغدغهها را مطرح کردند و تکرار آنها توسط بنده زیادهگویی تلقی میگردد، بنده یک عکاس هستم و سعی میکنم با ارائه تصویری به جامعه مشکلات را بازگو نمایم. در گذشته جامعه دید مثبتی نسبت به عکاسان نداشت اما خوشبختانه امروز همه عکاس شدهاند و هرکسی یک دوربینی در دست گرفته است. دغدغه من نیز همین حرفهای نبودنها میباشد و شخصی که تنظیم یک دوربین را هم بلد نیست عکاس خبری لقب میگیرد.

عکاسی من در خیابان به مامور راهنمایی و رانندگی، چه ربطی دارد؟
موضوع دیگری که برای عکاسان خبری مبدل به دغدغه شده است، اذیتهای غیرلازم از سوی نهادهایی است که اقدامات بنده به حیطه کاریشان ربطی ندارد؛ اگر مامور نیروی انتظامی هنگام عکاسی به من بگوید دوربینت را بیاور تا بررسی کنم این کار را انجام میدهم و چنانچه خواستار حذف عکسی با ارائه دلیل منطقی شود آن را نیز پاک میکنم اما بعضا مسئلهای رخ داده که بنده مقاومت کردهام و کار به جاهای باریکی کشیده است که توضیح آن در این محفل نیاز نیست؛ یا مثلا مامور راهنمایی و رانندگی در خیابان به عکاس گیر میدهد که از چه چیزی تصویربرداری میکنی و خواستار کنترل دوربین شخصی من میشود، با وجود احترامی که برای مامورین راهنمایی و رانندگی قائلم اما باید بگویم به آنها عکاسی من چه ربطی دارد و آیا بررسی دوربین جزو وظایفشان است؟
ما بیگانه پرستیم!
در بین مسئولین نیز بعضا نگاه به عکاسان تبعیض آمیز است، برای مثال در روز قدس میخواستم روی سن بروم و عکس بگیرم اما تیم مراقبت این اجازه را به بندهای که سابقه دارم و اتفاقا نیز برایشان نام آشنا هستند، نداد لکن هنگامی که یک خارجی خواستار حضور در بالای سن شد، بدون هیچ وقفهای و عدم بررسی وسایل وی، آن عکاس را به بالای سن راهنمایی کردند؛ آیا این بیگانه پرستی نیست؟
قنبرزاده: نگاه مردم نسبت به خبرنگار شغل خبرنگاری چگونه است و جامعه چه دیدی نسبت به شما دارد؟
هرکسی صبح زود از خواب پاشود میتواند خبرنگار باشد!
موسوی: نگاه جامعه به خبرنگار تحت تاثیر سایر رسانههاست؛ در آمریکا خبرنگار صاحب جایگاه ویژهای است و جزو قشر تاثیرگذار و قابل احترام محسوب میشود اما در ترکیه روزنامهنگار در کمترین سطح قرار دارد چراکه وارد مسایل ریزی میشود و با یک پولدار به گفتوگو مینشیند؛ در تبریز هم کسانی که دغدغه ندارند روی کار آمده و در فقدان خط مشی شغل خبرنگاری با افول نگرشی مواجه شده است، به گونهای که هرکسی صبح زودتر از بقیه از خواب بیدار شود میتواند خبرگاری کند.
مسئولین ما عشق دوربین هستند و خواهان شهرتبازی
بنی حسینیان: واقعیتی در جامعه ما وجود دارد و آن هم دوربینی بودن مسئولین ماست، برای مثال هنگامی که روزنامهنگاران برای مصاحبه به ادارهای مراجعه میکنند، دفتردار و روابط عمومی رئیس سازمان با بهانههای واهی روزنامهنگار را دفع و میگوید رئیس وقت ندارد و بعدا بیایید اما وقتی خبرنگار صداوسیما به اداره مراجعه میکند بلافاصله با مسئول ملاقات مینماید؛ به اعتقاد بنده این یک آفت است و مدیران باید با تمامی اهالی رسانه در ارتباط باشند و به دوربین شبکه سهند بسنده ننمایند.
عموم مردم نیز با سایتها آشنایی ندارند و وقتی میگویم میخواهم عکستان را در سایت منتشر کنم، میگویند سایت چیست و اولین سوالی که از من میپرسند، این است که برای روزنامه میاندازی؟ اگر بگویم بله میگویند بعد چاپ عکسم را برایم بیاور.
خبرنگارنماهای میوهخور!/ قلمها را برای انعکاس واقعیتها و با رعایت انصاف تکان دهیم
قنبرزاده: در تکمیل فرمایشات دوستان باید اذعان کنیم در بین جامعه خبری اشخاصی وجود دارند که هیچگونه دغدغه و پشتوانه فکری ندارند و از آنجایی که به خبرنگاری با دید اقتصادی مینگرند، در پی حرفهآموزی و تعالی قلم نیز نیستند. این دسته از افراد در نشستهای خبری حضور مییابند و از اول برنامه تا پایان آن قلم نیز به دست نمیگیرند تا حداقل کاغذ مقابلشان را خط خطی کنند، سوالی هم نمیپرسند و بیشتر شبیه “تماشاگر” و “میوهخور” هستند تا خبرنگار! این اشخاص اکثریت جامعه خبری را شامل نمیشوند اما از آنجایی که با چسباندن یک فاکتور به روی خبر به دیدار مسئول میروند ، دید مدیران را تغییر میدهند و مقامات فکر میکنند همه خبرنگاران پول پرست هستند.

«مجید قنبرزاده»
ما در این شهر خبرنگارنماهایی را داریم که از لحاظ مالی تامین هستند اما نوچه مدیران شدهاند و قلمفروشی میکنند؛ همین افراد هستند که با نگاههایی آلوده و به دور از انصاف برای تامین امنیت برخی از اشخاص معلوم الحال، در اقدامی ناجوانمردانه سایرین را به باد انتقاد میگیرند و فضا را به تشنج میکشند؛ خبرنگار باید واقعیتها را منعکس نماید و برای تامین منافع عدهای خاص، بازیچه جریانات سیاسی نشود.
مردم میتوانند در تعالی رسانهها نقش اساسی ایفا کنند
موسوی: فرهنگ مطالعه نیز در جامعه ما پایین است و مردمی که روزنامه و مطلبی را در خبرگزاری میخوانند پیگیر کم و کیف آن از مدیرمسئول نمیشوند و ایرادات آن را مطرح نمینمایند؛ اگر فرد آگاهی داشته باشد میتواند از بین تحلیلهای روزنامههای مختلف یکی را انتخاب کند و مطالب اصیل و منطبق با واقعیت جامعه را دنبال کند؛ در چنین شرایطی به واسطه تک فروشی منبع درآمد نشریات تامین میشود و مدیر مسئول نیز خبرنگارانی را انتخاب میکند که حرفهای هستند؛ با وجود چنین شرایطی هم خبرنگار با مشکل مالی مواجه نمیشود و هم از تعداد خبرنگارنماها میکاهد.
مردم مصاحبه با صداوسیما را بیشتر دوست دارند/ چه تعداد از مدیران روابط عمومی ادارات تخصص لازم را دارند؟
حق پرست: خبرنگاری در خانواده ما مقولهای جا افتاده است چراکه پدرم نیز خبرنگار بود و نگاه فامیل به حرفه بنده مثبت است اما در جامعه نگاهها زیاد مناسب نیست، برای مثال شخصی که اتفاقا سواد دانشگاهی نیز داشت به بنده گفت: “کار شما راه افتادن در خیابانها و نوشتن خبر میباشد”؛ من اصلا انتظار نداشتم از یک فرد دانشجو و آگاه به مسایل چنین حرفی را بشنوم، یا زمانی که خواستم برای خبرم عکسی تهیه کنم فردی به قدری مرا مورد مذمت قرار داد و عنوان کرد دختر دوربین دستش نمیگیرد و از آن مقطع، دیگر عکاسی را کنار گذاشتم.
از طرفی دیگر مردم نیز به مصاحبه با صداوسیما و دیده شدن در تلویزیون بیشتر رغبت دارند و زمانی که میپرسند از صداوسیما آمدهاید و من میگویم «نه»، با رد انجام گفتوگو بیان میکنند ما از این مصاحبهها خیلی انجام دادهایم.
یکی دیگر از مشکلات ما، عدم حرفهای گری روابط عمومی سازمانهاست، چه تعداد از مدیران روابط عمومی قبلا خبرنگار بودهاند یا تحصیلاتی مرتبط با این حوزه دارند؟ از بین ۳۰ مدیر روابط عمومی، تنها ۵ تن از آنها میفهمند خبر چیست.
میگویند خبرنگار ریزبین و تیزبین است
درخشان: دید مردم نسبت به خبرنگاری زیاد مثبت نیست و دوستان و آشنایان به خود من میویند خبرنگار خیلی ریزبین و در عین حال تیزبین است، به عقیده مردم خبرنگاران خیلی وارد جزئیات میشوند و این برایشان خوشایند نیست.

«فاطمه درخشان»
سلمانی: آیا در استان ما به مسایل آموزشی در حوزه خبر به خوبی پرداخته شده است؟
اساتید خانه مطبوعات تکراری است
حق پرست: وقتی در بهار تبریز مشغول بودم ما را به کلاسهای خبری میفرستادند و در یادگیری مسایل اولیه موثر بود اما اکنون در حوزه آموزشی مشکلاتی وجود دارد و خانه مطبوعات از اساتید تکراری استفاده میکند که به صورت تخصصی آموزش نمیدهند.
ابراهیمی راد: خانه مطبوعات و انجمن صنفی خبرنگاران طبق اساسنامهای که برای خود تنظیم و به تصویب رسانه خبرنگاران صداوسیما را قبول نمیکند، اما بنده به عنوان میهمان در کلاسهای آنان شرکت کردهام و با فقدان وجود رویهای خاص روبرو گشتهام؛ در دورههایی که این نهادها برگزار میکنند مسایل ابتدایی و سبکهای سنتی و منسوخ تدریس میشود؛ این خانه مطبوعات است که باید کلاسهای آموزشی تخصصی برگزار نماید و بعد از اینکه فرد در این مجموعه چند ماهی را آموزش دید وارد عرصه خبری شود تا اهالی رسانه نیز لطمه نبینند و جایگاهشان متزلزل نگردد.
در نظام آموزشی ما یک کتاب میدهند و میگویند بخوان و شنا کن!/ خانه مطبوعات به خبرنگاران ماهی گرفتن یاد نمیدهند
موسوی: بنده قبلا کشاورزی خوانده بودم و اکنون دوره روزنامهنگاری را در پیام نور سپری مینمایم؛ نمیخواهم نظام آموزشی را زیر سوال ببرم اما در این دانشگاه کلاسها به صورت غیرحضوری برگزار میشود و اساتید یک جزوه میدهند و میگویند این را بخوان و در استخر شنا کن! مباحثی که در دانشگاهها تدریس میشود با واقعیت اجتماعی خیلی تفاوت دارد لذا لازم است کلاسهای آموزش خبرنگاری به صورت آکادمیک برگزار شود؛ در این شهر تهران را برای ما الگو کردهاند اما باید فردی را از سایر کشورها بیاورند تا تدریس نماید.

این همه بودجههای فرهنگی را هدر میدهند، یکبار هم روزنامهنگاری مطرحی را تبریز بیاورند تا ۲ ساعت به صورت تخصصی برای خبرنگاران تدریس نماید؛ کلاسهای خانه مطبوعات و انجمن صنفی در حد تیتر و سوتیتر مانده است و به خبرنگار ماهی میدهند اما ماهی گرفتن از آب را یاد نمیدهند!
قنبرزاده: خانه مطبوعات تا چه حدی توانسته نیازهای خبرنگاران را رفع نماید و همدلی رسانهای را به وجود آورد؟
خانه مطبوعات با عدهای به صورت نامرئی عهد اخوت بسته است
موسوی: هنگامی که وکیلی را دستگیر میکنند، کانون وکلا چه واکنشی از خود نشان میدهد؟ در این شهر یک روزنامه را با تمام کارکنانش کنار میگذارند و صدای خانه مطبوعات در نمیآید و یک بیانیه خشک و خالی نیز صادر نمیکنند؛ پس امنیت شغلی خبرنگاران کجاست؟ خانه مطبوعات از آنجایی که درگیر تعارف شده است و از جایگاه خود نگران میباشد به صورت نامرئی با عدهای عقد اخوت بسته است.
ابراهیمی راد: متولی اصلی امور خبرنگاران، فرهنگ و ارشاد است و از آن حرفی به میان نیامد؛ این ارشاد است که باید خبرنگاران را شناسایی و بعد از صدور کارت برایشان از آنان حمایت همه جانبه کند؛ برای مثال عضویت در نظام مهندسی خیلی سخت است اما بعد از عضویت آنان از اعضاء حمایت همه جانبه میکنند.
از فرهنگ و ارشاد قطع امید کردهایم
حق پرست: ما از اداره فرهنگ و ارشاد قطع امید کردهایم؛ آیا متولیان فرهنگ ما تاکنون یک خبر نوشتهاند یا از آنان یادداشتی به بیرون درز یافته است؟ مدیری که نمیداند خبر چیست نمیتواند عواطف و احساسات یک خبرنگار و هدف وی از نوشتن مطلبی را درک نماید؛ مدیر ارشاد به نام فرهنگ تنها حقوق میگیرد.
اکنون بنده نهادی را ندارم که از من حمایت کند، تنها مجموعه خانه مطبوعات است که آن هم بعد از یک سال ثبت نام هنوز مرا قبول نکرده است و به عضویت این خانه در نیامدهام.
موسوی: البته من با حرف آقای ابراهیمی راد مبنی بر اینکه ارشاد باید خبرنگاران را شناسایی کند، به هیچ وجه موافق نیستم چراکه یک روز همان خبرنگار علیه آنها قلم خواهد زد و مشکلاتی به وجود خواهد آمد لذا لازم است نهادی که خبرنگاران را شناسایی و از آنان حمایت میکند خصوصی باشد.
چرا خبرنگار باید دادگاهی محاکمه شود که دزد و اوباش را محاکمه میکند؟
سلمانی: ما در استان یک ضعف اساسی داریم و آن نبود دادگاه مطبوعات است، مطلبی که خبرنگار به صورت تخصصی مینویسد زیر دستِ مقام قضایی میرود که هیچ تخصصی در این زمینه ندارد؛ در چنین شرایطی پروندهای که در دادگاه مطبوعات در عرض چند ساعت شاید حل و فصل شود در دادسرا ۴ ماهی به طول میانجامد و خبرنگار و یک مجموعه خبری اسیر کج فهمیها میشود.

«رویا سلمانی»
متولی اصلی این امر کیست؟ خانه مطبوعات باید این مسایل را پیگیری کند و بگوید چرا ما در مرکز استان دادگاه مطبوعات نداریم تا قضات حرفهای به مشکلات رسیدگی کنند، چرا باید خبرنگار در دادسرا با دزد، مزاحم نوامیس و اوباش در یک صف بشیند و منتظر رسیدگی قاضی باشد؟
موسوی: قوه قضائیه باید همچون تهران در تبریز نیز برای بازپرسها و قضات کلاس رسانهای برگزار کند تا آنها به صورت تخصصی مسئله را بررسی نمایند؛ الحمدالله همیشه باید تهران یاد بگیرد و بعدا به تبریز برسد.
خانه مطبوعات در انتخاب اعضا گزینشی عمل میکند
سلمانی: وقتی خانه مطبوعات فرزندان رسانهای خود را قبول نمیکند و کاملا گزینشی عمل مینماید دیگر از سایرین چه انتظاری داریم؟ اگر ما در بین خودمان نیز گزینشی عمل کنیم وای به حال جامعهای که میخواهیم مشکلات آن را انعکاس دهیم. ما به فرهنگ و ارشاد دل گرم نیستیم و نمیتوانیم به آنان تکیه کنیم، خانه مطبوعات هم که ما را راه نمیدهد و در چنین وضعی باید بگویم روی هوا ماندهایم.
بنی حسینیان: همین خانه مطبوعات سال قبل از من ۲۰ هزار تومان حق عضویت گرفتم اما خبری نشد.
برخی از اعضاء هیئت مدیره خانه مطبوعات و انجمن صنفی کارمند ادارات هستند/ نماینده خبرنگاران علیه آنها اقدام میکند
موسوی: در بین هیئت مدیره خانه مطبوعات و انجمن صنفی چند نفر خبرنگار و روزنامهنگار وجود دارند؟ متاسفانه برخی از اعضاء هیئت مدیره از کارمندان سایر ادارات هستند و در آنجا بر علیه خبرنگاران کار میکنند، مثلا عضو هیئت مدیره که نماینده خبرنگاران است در اداره مینشیند و مدعی میشود فلان خبرنگار مشکل دارد و خیلی تند مطلب مینویسد، با او مصاحبه نکنید! اینها به جای حمایت از اهالی رسانه، آنها را تخریب میکنند.
در طول سال انجمن صنفی و خانه مطبوعات چند جلسه هماندیشی با اصحاب رسانه برگزار و دردهایشان را منعکس میکند؟ بار هم صد رحمت به انجمن صنفی که حداقل در روز خبرنگار فرصتی را برای شنیدن دغدغههای خبرنگاران فراهم میکند که آن هم به نتیجهای نمیرسد؛ فقط در زمان انتخاب بازرس و هیئت مدیره از ما یاد میکنند.
درخشان: همین خانه مطبوعات برای برگزاری کلاس آموزشی مبلغ ۱۲۰ هزار تومان از خبرنگاران دریافت میکند.
بخش دوم این نشست که در آن به جذابیتهای خبرنگاری، مشکل بیمه اهالی رسانه، تلخ و شیرینهای اصحاب رسانه در سال ۹۴ و تیتری که خبرنگاران آرزوی درج آن را دارند، پرداخته شده روز یکشنبه مصادف با روز اهالی قلم منتشر خواهد گردید.