به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، متخصص هم که نباشی خوب میفهمی برای ساخت یک فیلم مراحل مختلفی طی میشود، از شکل گیری ایده و فیلمنامه نویسی گرفته تا پخش و غیره که در پس آن، فکر و هدفی نهفته است و سازندگان فیلم انتظار دارند پس از عرضهی اثر به جامعه، تاثیر آن را در افراد مشاهده یا احساس کنند. البته در ساخت و تولید یک فیلم اهداف مختلف مثل آموزش، تربیت یا سرگرم کردن مخاطبان مطرح است اما به جرأت میتوان گفت هیچ فیلمی صرفا با هدف سرگرم کردن بیننده ساخته نمیشود بلکه با نسبتی از شدت و ضعف، اهداف آموزشی، تربیتی و فرهنگی را نیز دنبال میکند.
پرواضح است که عنصر نظارت و مدیریت چون خونی در رگهای سیستم تولید فیلم (مثل سایر سیستمها) جریان دارد که موجب میشود تمام اجزا به سمت هدف تعیین شده حرکت کنند؛ در واقع نظارت عملی است که از زمان آغاز فیلم نامه نویسی تا پخش فیلم اعمال میشود.
نگارنده با این مقدمه و تصور دو عنصر لاینفک هدفداری و نظارت جهت نیل به هدف در ساخت و تولید فیلم، قصد دارد به جستوجوی پاسخ این سوال بپردازد که چرا در اغلب فیلمهای ایرانی امور و نمادهای دینی و ارزشی زیر سوال رفته یا در بهترین حالت از محتوا و صحنههای فیلمها حذف میشوند؟ البته نقدی از این جنس را میتوان در سطحی وسیعتر مورد چالش قرار داد اما گمان میرود پرداختن به مصداقها و پرهیز از کلی گویی صرف مفیدتر و موثرتر باشد.
حال با باور بر اینکه در پس هر فیلمی هدف و فکری وجود دارد باید پرسید چرا امر نماز که واجب صریح دین مبین اسلام بوده و به نوعی در روایات معتبر مرز بین کفر و ایمان قلمداد میشود و وجوب آن ریشه در باورهای وحدانی قرار دارد، از اغلب فیلمهای ما حذف میشود؟ آیا میتوان پذیرفت و باور کرد که حذف نماز از فیلمها(سریال یا سینمایی و غیره) بدون هدف و کاملا اتفاقی رخ میدهد؟! یا باید به این واقعیت تلخ اذعان کرد که فیلمها و سریالها و محتوایی که ارائه میکنند، وسیلهای برای تغییر فرهنگ دینی و جایگزینی باورهایی مغایر است و میخواهد به مرور به مخاطب خود بقبولاند که به راحتی میتوان فرهنگ نماز را از اعمال فردی و عبادی حذف کرد و در عین حال شخصیت مثبتی داشت.
هرچند ما در تعالیم دینی و مذهبی خود پذیرفتهایم که اگر دین نداریم باید آزاده باشیم و قائلیم بر اینکه افرادی هم که نماز نمیخوانند یا اصلا بر دین اسلام نیستند، میتوانند اعمال بهتر و بشردوستانه تر هم انجام بدهند اما آنچه امروز در جامعه ما جریان یافته است نه رساندن مخاطب به آزادگی، بلکه حذف دینداری از زندگی فردی و اجتماعی اوست که حذف نماز نیز یکی از این آیتمهاست. جالبتر اینکه بر اساس آموزه های اسلامی و طبق اظهار متخصصان دینی، رواج فرهنگ نماز در جامعه موجب برچیده شدن یا حداقل تقلیل فساد در آن میشود.
بنابراین باید گفت ناظران محتوایی فیلمها کار خود را به درستی انجام میدهند چون وظیفهی آنها نظارت بر حرکت سیستم به سوی هدف است، ولو هدفی فاسد! اما آن کاسهی زهری که بر سر سفرهی مردم قرار میدهند از جیب مردم و به وسیلهی صدا و سیمای ملی است که مهمترین نقش را در مقابله با تهاجمات فرهنگی بر عهده دارد.
با توجه به وضعیت موجود، در سطحی وسیعتر می توان ادعا کرد برخی سینماگران و شدید تر از آن دستگاه فرهنگی کشور، وارد جریان گفتمان سازی در مقابله با گفتمان انقلاب اسلامی شدهاند و سعی دارند با حذف فرهنگ دینی و روحیه توحیدی به جایگزینی فرهنگ مغایر و تغییر ارزش ها بپردازند که برای مثال به موجب آن نه نماز خواندن بلکه اشرافی گری به عنوان ارزش القا میشود، یا با ظرافت تمام وجههی علمی جایگزین وجهه دینی میشود و در خلال برخی اقدامات نوع دوستانه، قبح محرمات از بین میرود.
همهی این اتفاقات درحالی رخ میدهد که سینما و صداوسیما به عنوان ویترین انقلاب مطرح بوده و تولیدات آنان را مخاطبانی دریافت میکنند که هرگز برای ارتقای سواد رسانهایشان تدبیری اندیشیده نشده است؛ یعی در عرصهی تهاجم نرم دشمن، از یک سو اهمال و انحراف دستگاه های داخلی و از سوی دیگر ضعف سواد رسانهای مردم که موجب میشود بدون تامل در رویکرد فیلمها و برنامهها، القائات آن را پذیرفته و در خود نهادینه کنند، برگ برندهای است برای تفکر ضددینی و محاربان گفتمان انقلاب اسلامی.