استانی 08 مهر 1395 - 10 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
کپی شد!
0

شاعر آیینی باید شور و شعور را در هم آمیزد/ هدف شعر نباید گریاندن مردم باشد

به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج، چرا امام صادق(علیه‌السلام)- طبق روایت- فرمودند که هر کس یک بیت شعر درباره‌ی حادثه‌ی عاشورا بگوید و کسی را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد؟ چون تمام دستگاه‌های تبلیغاتی، برای منزوی کردن و در ظلمت نگهداشتن مسأله‌ی عاشورا و کلا مسأله ی اهل بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ،‌ این گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرت‌های ظالم و ستمگر، حداکثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنت‌آمیز می‌کردند. در چنین فضایی،‌ مگر ممکن بود قضیه‌ی عاشورا- که به این عظمت در بیابانی در گوشه‌یی از دنیای اسلام اتفاق افتاده- با این که تپش و نشاط باقی بماند؟ یقیناً بدون آن تلاش‌ها، از بین می‌رفت. (رهبر معظم انقلاب /۲۹/۰۶/۱۳۶۸)

بهنام فرشی متولد سال ۱۳۶۱ ، شاعر جوان تبریزی است که از نوجوانی در عرصه‌‌ی شعر آیینی وارد شده و علاوه بر خلق آثاری به زبان ترکی آذری، توانسته است کتاب “عرش در بوریا” را به زبان فارسی به نشر برساند.

او که متعلق به یک خانواده‌‌ی مداح بوده و خود نیز مدال افتخار مداحی در آستان سیدالشهدا را دارد، ورود خود به شعر را چنین توصیف می‌‌کند: همه قبیله من آرمان دین بوده‌‌اند/ مرا معلم چشم تو شاعری آموخت (سعدی)

در ادامه متن مصاحبه‌‌‌ی آناج با این شاعر و مداح جوان را می‌‌خوانید؛

آناج: از چه زمانی وارد عرصه شعر شدید؟

من به ادبیات علاقه زیادی داشتم به طوری که از سن ۱۳ سالگی در مسابقات و محافل مشاعره شرکت می‌‌کردم؛ هرچند اشعار سعدی، حافظ، پروین و سایر شعرای کلاسیک را می‌خواندم اما به تدریج قریحه‌‌ی شعری ام فزونی می‌‌یافت. از طرف دیگر در خانواده‌‌ای رشد یافته بودم که پدرم مداح بود و معمولا مرا در حال و هوای خاصی قرار می‌‌داد. بیشتر اوقات به هیات‌‌ها می‌‌رفتم و از حضور در این محافل احساس خوشی به من دست می‌‌داد؛ تا اینکه به لطف خداوند استعداد شعری خود را در مسیر عاشورا به کار گرفتم و به تدریج وارد اشعار آیینی شدم.

ابتدای راه اشعاری می‌‌سرودم ولی نمی‌‌توانستم آن‌‌ها را عرضه نمایم زیرا مدح و مرثیه آذربایجان بسیارغنی بود و شعرای سلف آذربایجان آثار والایی از خود به جای گذاشته بودند به طوری که یک جوان کم سن و سال جرأت نمی‌‌کرد ادعای شاعری کند. اما چون روضه خوان بودم اشعاری را نوشته و در مجالس عزاداری ارائه می‌‌کردم تا از بازخورد حاضرین نسبت به اشعار آگاهی یابم. گه گاه نیز به حضور شعرای بزرگ از جمله مرحوم حاج صادق طائر، مرحوم زاهدی متخلص به معتکف رفته و اشعار خود را به ایشان ارائه می‌‌کردم که مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. مرور زمان باعث شد که اشعار مستحکم‌‌تر شده و مداحان را به خود راغب کنند.

آناج: چرا زبان فارسی را برای سرودن اشعار آیینی انتخاب کردید؟

دلیل گرایش من به نوشتن شعر فارسی این بود که احساس کردم خلأ شعر فارسی در شعرای آذربایجان بیشتر است. شعرای تهران، قم و اصفهان در نوشتن شعر آیینی موفق‌‌تر عمل کرده‌‌اند ولی چون زبان‌‌های فارسی و آذری دو زبان متفاوت می‌‌باشند بنابراین برای یک شاعر آذربایجانی سخت است که شعر فارسی را به گونه‌‌ای بنویسد که مخاطبین متوجه نشوند که زبان مادری او فارسی نیست.

بنده نماینده تبریزی‌‌های مقیم مرکز در همایش زیبایی شناسی شعر و مداحی در همدان که برای انتخاب شعرای برتر جوان برگزار شد، بودم که از آنجا نوشتن شعر فارسی را شروع کردم.

چندین سال شعر فارسی نوشتم و پس از مدتی در حضور اساتید تصمیم گرفتم اشعار خود را در مجموعه‌‌ای به نام”عرش در بوریا” جمع آوری نمایم. البته من شعر به زبان آذری نیز زیاد نوشته‌‌ام، ولی به چاپ نرسیده‌‌اند.

آناج: از “عرش تا بوریا” برایمان بگویید؛

این مجموعه شامل ۲ رباعی ، ۴۴ غزل، ۲ مثنوی،۱ترکیب مربع و ۱ بحر تأویل است که به ۵ بخش شامل بخش فاطمی، بخش مهدوی، بخش محرم، بخش صفر و مردان مرد تقسیم شده است و در آن غیر از مدح حضرت زینب (س) مدایح چندانی به کار نبرده‌‌ام.

منظور از “مردان مرد” سه غزل است که یکی از آن‌‌ها در مورد مادران شهید و دو مورد دیگر در مورد مدافعین جبهه مقاومت اسلامی می‌‌باشد.

ناگفته نماند که کتاب را به روح شهدای جبهه مقاومت اسلامی تقدیم کرده‌‌ام.

آناج: وجه تسمیه کتاب چیست؟

انگیزه‌‌ای که باعث انتخاب این عنوان برای کتاب شده، این است که در یکی از اثرهای خود که مربوط به روضه راز و نیاز سید الشهدا می‌باشد این اصطلاح به کار برده شده است که:

آنچنان برعهد خود کردم وفا / یار بیند عرش را در بوریا

دلیل همان شعر مقبل کاشانی می باشد که در عالم رویا نوشته است. مقبل در عالم رویا دیده بود که محتشم کاشانی پس از خواندن اشعار خود از مقبل می خواهد که اشعارش را بخواند و او اشعاری که تا آن موقع ننوشته بود را خوانده بود که:

نه ذوالجناح دگر تاب و استقامت داشت / نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد / اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

اصطلاح “افتادن عرش بر زمین ” دلنشین بود و دلیل استفاده از کلمه بوریا این است که: قبیله بنی اسد در زمان دفن سیدالشهداجهت جمع آوری جنازه مطهرایشان از بوریا که حصیری انعطاف پذیر است، استفاده کرده بودند که به کار بردن این کلمه به نظرمن مناسب آمد. البته دلنوشته‌‌های شاعر با اینکه پر ایراد است ولی اگر در مجموعه هایش ۲۰ الی ۲۵ درصد آثار فاخر باشد آن مجموعه مجموعه‌ای موفق خواهد بود.

بزرگترین آرزوی من این است که بتوانم تا آخرین لحظه عمرم حداقل یک بیت به ماندگاری اشعار محتشم کاشانی بسرایم.

آناج: آیا به حوزه‌‌های غیر آیینی نیز ورود می‌‌کنید؟

شاعر باید زبان زنده جامعه باشد تا در صورت نیاز اشعار سیاسی و اجتماعی در رابطه با معضلات اجتماعی بسراید. تعداد غزل‌‌های عاشقانه‌‌ای که سروده‌‌ام خیلی کم است و قبل از انتخابات اثری سیاسی- اجتماعی نیز سروده بودم که به دلیل دروغ گویی بعضی کاندیداها مورد اعتراض قرار گرفت.

هرجا نیاز باشد قلم خود را سلاح می‌‌کنم

در کل به نوشتن اشعاری در رابطه با سیدالشهدا و معصومین(ع) علاقمند هستم و در صورت نیاز، از قلم خود به عنوان سلاحی برای بیان حقایق و آگاهسازی استفاده خواهم کرد.

آناج: به نظر شما چرا برخی آثار مثل شعر محتشم کاشانی “باز این چه شورش از …” و یا مرحوم شهریار “حسینه یرلر آغلار گویلر آغلار …” ماندگار شده‌‌اند؟

به نظر من مرحوم شهریار چندین اثر جاودانه در زمینه‌‌های مختلف دارند و در نوشتن اشعاری در کلیه قالب‌‌های شعری توانمند بودند اما برخی شعرای آیینی نویس خاص مانند مرحوم شأنی تبریزی، مرحوم صافی تبریزی، مرحوم حسینی سعدی زمان و… آثاری فاخرتر از اشعار مرثیه و آیینی شهریار در بعد نوحه دارند ولی ماندگار نشده‌‌اند چون شهریار شاعری به نام بود و همگان  برخی شعرهای شهریار مثل ” شیعیان در سرهوای نینوا دارد حسین”  را می‌‌خواندند.

شعر ماندگار شعری است که بتواند حقایق بلند عاشورا را به مردم انتقال بدهد

از سوی دیگر مضامین نهفته در شعر نیز اهمیت بسیاری دارد؛ برخی شعرها صرفا برای گریاندن هستند و جای خوبی هم در محافل مداحی برای خود باز می‌‌کنند، اما شعر ماندگار شعری است که بتواند حقایق بلند عاشورا را به مردم انتقال بدهد که این نیز فقط با جوشش از دل ممکن نمی‌‌شود بلکه باید همراه با شعور باشد. بنابراین به نظر من شعرایی که که مثل کاشانی یا امثال ایشان آثار ماندگار آفریدهاند، شور و شعور خود را توأمان در قالب شعر درآوردهاند.

آناج: میگویند زبان شعری بهنام فرشی از زبان شعری کلاسیک پلهای جلوتر و از شعر آیینی امروز پلهای عقب تر است؛ نظر خودتان در این مورد چیست؟

اهل تقلید نیستم

دوست دارم اشعاری که میسرایم راجع به قلم من و ابتکار خودم باشد. من اهل تقلید نیستم و دوست ندارم در آثارم سایهی تقلید از آثار سایر شعرا وجود داشته باشد. هرچند در صورت وجود ایراد و اشکال، آنها را برطرف خواهم نمود اما آنچه مرا در این حد وسط شعرای کلاسیک و شاعران روز قرار داده است، تلاشم برای متفاوت بودن اشعارم از هر دوی این بزرگواران است.

آناج: به نظر شما هنر شعر تا چه اندازه در بیان و انتقال حقایق عاشورا موفق بوده است؟

ما توصیفهای بسیاری در مورد عاشورا کردهایم ولی واقعه عاشورا فراتر از ذهن بشری است به طوری که اوج کرامت انسانی و اوج شجاعت بشری در واقعه عاشورا است که امام حسین(ع) تا آخرین لحظه جهت بیداری دنیا تلاش کردند. اینکه برخی شعرا میگویند ما مسلمان غدیر و عاشوراییم حقیقت است، چون اگر خون امام حسین(ع) ریخته نمی شد نه تنها تشیع بلکه اسلام هم از بین میرفت.

بنابراین وقتی این واقعه بزرگ با ذهن و افکار بشری به تصویر کشیده شود یقینا دارای نقصان خواهد بود اما هرکس در حد توان خود تلاش کرده که آن را به نحو احسن به تصویر بکشد مثلا شاعری صحنهی عاشورا را به زبان ساده و در حد روضه هیئت بیان کرده و شاعر دیگر آن را به زبان کنگره ای سروده که یقینا دارای ایرادهایی نیز میباشند.

اشعار فاخر بسیاری در قالب روضه و مرثیه بیان شده است ولی در اشعاری که پیام سیدالشهدا(ع) را به گوش جامعه برساند، به خصوص در اشعار آذری امروزی احساس کمبود می کنیم.

هدف شعر نباید گریاندن مردم باشد

در شعر حتی باید مطالبی تکان دهنده بیان شود و همچنین اتفاقی در اثر روی دهد که ذهن حاضرین را به خود درگیر کند نه اینکه فقط آنها را به گریه وادار کند.

بیت زیر از سید حمید برقهای:

بسوزد آن همه مسجد بمیرد آن اسلام / که آفتاب در آورد از کلیسا سر

که مترادف شعر بنده میباشد:

اسلامیان از بس که عداوت نشان دهند / راغب به دیرراهب نصرانیم کنند

این بیت انسان را به فکر وادار میکند که چه عملی باعث شده مسلمانانی که سید الشهدا(ع) را درک کرده و عدالت علی(ع) را مشاهده کردهاند، از راه آنان منحرف شوند و چه اتفاقی باعث شده است شمر بن ذی الجوشن که جانباز جنگ صفین بود قاتل امام حسین (ع) باشد. لازم است جامعه امروزی بداند که چه عواملی موجب ایجاد تغییر در رفتار آنان شده است.

آناج: چه عاملی باعث شده است که پیام ها به نحو احسن به شنونده انتقال نیابد؟

مهمترین عامل، نقص شعرا و مداحان می باشد چون بیش از هر چیزی به مشهور شدن و بهتر دیده شدن میاندیشیم و برای این کار بهترین شعر،شعری است که مبکی باشد و نظر مداحان سید الشهدا(ع) را به خود جلب کند و سریع تر به گوش جامعه برسد.

مرثیه عاشورایی در آذربایجان، بیشتر از جاهای دیگر است

در مجالس عزاداری شعری که همراه با پیام باشد کمتر خوانده میشود چون مبکی نیست و لازم به ذکر است که در آذربایجان به خصوص در تبریز اوج مرثیه عاشورایی نسبت به سایر شهرها بیشتر است.

اشعار صافی، هندی ،شأنی ،ذهنی زاده و … دارای تمامی ابعاد از جمله روی دادن اتفاق هستند اما به مرور زمان مثلا از میان ۲۰چهار مصرع و ۳۰ مخمص که مرحوم ذهنی زاده نوشته است، ۶مورد آن گلچین شده که از لحاظ اشک گرفتن تاثیر گذار است بنابراین شعری که دارای پیام است انتخاب نشده که این یکی از عوامل است.

اینکه شاعر سعی میکند بهتر دیده شود بد نیست ولی این تصور که شور ظاهری مجلس دال بر موفقیت ماست، اشتباه است و به نظر من مداح و شاعری موفق است که در مجلس عزاداری خود واقعیت محتوایی مکتب عاشورا به جوانان انتقال داده و ایشان را بدین راه رهنمون شود. اگر فقط در مورد نحوه شهادت سیدالشهدا(ع) به جوانان گفته شود در همان حد آگاهی خواهند یافت؛ در صورتیکه باید به جوانان گفته شود که چگونه وهب نصرانی با یک نگاه از سوی امام حسین(ع) به دین اسلام روی آورد و یا زهیر که حتی برای رفتن به خیمه امام حسین(ع) حاضر نبود و با اصرار همسر خود به آنجا رفت و شادی کنان برگشت تا همسر خود را طلاق بدهد و به جنگ برود! همان زهیر به سید الشهدا گفت از اینکه یک جان تقدیم شما می کنم شرمنده هستم و ای کاش ده جان داشتم و آن را به شما تقدیم میکردم.

ما میتوانیم گوشهای از پیامهایی را که سید الشهدا(ع) به زهیر داده بودند، به شنونده انتقال دهیم

جامعه امروزی بستر حوادث است به طوری که از یک سو ملی گرایی و تفرقه بین عرب و عجم و از سوی دیگر تند روی و کند روی شیعه مطرح است. در حالی که دین اسلام دین پاک و لطیفی بود، بنابراین شعر ما نیز باید لطیف و پراحساس باشد.

آناج: شعور شاعر در جهت بیان حقایق آیینی در قالب شعر، از کجا شکل می گیرد؟

در شعرهای آیینی نباید فقط جوشش قلبی وجود داشته باشد ولی در اشعار عاشقانهای که برای یک مخاطب زمینی سروده میشود میتوان آن را به هر اندازه غلو کرد و یا آن را زمینی به حال روز تعریف کرد.

شعر آیینی باید شور و شعور را در هم آمیزد

در شعر عاشقانه میتوان با استفاده از ذوق و علایق خود شعر نوشت، ولی وقتی مضمون سید الشهدا(ع) و ائمه معصومین(ع) هستند نمی توان با استفاده از ذوق و خلاقیت خود شعر نوشت و بایستی به کتب مرجع مراجعه و با نگاه جدیدی نوشته شود. در واقع شعر آیینی باید شور و شعور را در هم آمیزد.

در یکی از جلسات شعری از زبان امام علی (ع) خطاب به حضرت فاطمه(س) سروده شد که : هزار مرتبه گفتم درون خانه بمان / درون کوچه دویدن به تو نمی آید!

این شعر از شأن حضرت فاطمه(س) میکاهد در صورتی که اگر حضرت فاطمه (س) ذرهای از سخن امام علی(ع) عدول میکرد، بعد عصمت مطرح نمیشد. حتی در مورد دفاع از ولایت نیز اگر امیرالمومنین(ع) رضایت نمیدادند حضرت زهرا(س) این کار را انجام نمیدادند.

آناج: به نظر شما چنین آفاتی از کجا سرچشمه میگیرد؟

بیسوادی شاعر و مداح آفت اصلی است و اگر شاعر آگاهی کافی از قضیه داشته باشد این گونه اشتباهات کمتر رخ میدهد. علاوه بر این باید بگویم با تشیع وارداتی روبرو هستیم. البته اینطور هم نیست که هر کسی سخن اشتباهی گفت، بگوییم از طرف غرب ساپورت می شود؛ زیرا تعدادی از افراد عمدا و تعدادی نیز سهوا این کار را انجام می دهند که همگی از افکار عمومی زمان تأثیر میپذیرند.

آناج: علت توجه ویژه رهبر انقلاب به شعر و شاعر را در چه میبینید؟

نقش شعرا در انتقال مفاهیم پر رنگ تر است و حضرت آقا هر سال جلسهای با شعرا برپا می کنند که راه را به آن ها نشان دهند تا با بازخوردهای بهتری مواجه شوند. بنابراین باید به سخنان رهبر معظم و سایر مراجع توجه نماییم زیرا از یک سو افرادی در تشیع نقش سرعت گیر در مذهب مارا دارند و از سوی دیگر دشمن فشار زیادی به کشور ما وارد می کند که باید با عطوفت اهل بیت(ع) و حضرت رسول(ص) آن ها را به مسیر صحیح برسانیم. به نظر من شعر از نظر لطافت روح نسبت به سایر عوامل موثرتر می باشد و سریع تر نیز انتقال می یابد.

آناج: از میان آثار خود کدامیک را بیشتر از بقیه میپسندید؟

به برخی ابیات که به صورت آنی در مجالس روضه خوانی الهام می شود، علاقه بسیاری دارم. برای مثال روضهای ازحضرت سیدالشهدا بر بالین حضرت علی اکبر که با نگاه لطیف شاعرانه نوشته شده این است که:

حروف جسم تو چیدم کنار هم اما / در این عبا دو سه حرف از تنت کم آمده است

یا ابیات زیر که در وصف حضرت قاسم(ع) سروده ام؛

با هر نگاه عاطفه تکثیر می کنی / گویا حسن در آینه تصویر می کنی

با اینکه قامت تو و تیغ ات برابر است / عزم جهاد ای پسر شیر می کنی

با نعرۀ أنا بن حسن تیغ می زنی / داری گلایه از خط تقدیر می کنی؟

آن ها که گفته اند حسن بیم جنگ داشت / با این رجز به معرکه تحقیر می کنی

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *