استانی 05 بهمن 1393 - 11 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

بازدید نایب رییس مجلس آلمان از دریاچه تبریز!

به گزارش آوای ورزقان به نقل ازاروم نیوزخشک شدن دریاچه ارومیه به عنوان معضلی جدی برای منطقه و ایران است که تبعات فاجعه بار آن می تواند چندین استان از ایران و همچنین کشورهای همجوار را تحت تأثیر قرار دهد.

روزگاری آب این دریاچه معضلی برای کشاورزان و همچنین راههای ارتباطی کناره های آن بود و آب آن در زمینهای کشاورزی حاشیه دریاچه سرریز می شد و سالانه هزینه های زیادی بر دست کشاورزان می گذاشت.

اما این شرایط دوام چندانی نیاورد و با تغییر اقلیم، احداث سدها، گسترش بیش از حد کشاورزی، احداث پل میانگذر، نبود نظارت توسط اداره منابع طبیعی در قسمتهای حاشیه ای دریاچه، آب آن روز به روز فرو کشید و پیش بینی های متخصصان امر که از سالها پیش هشدار خشک شدن دریاچه را می دادند به تحقق پیوست.

خشک شدنی که اگرچه پیش بینی هایی در باره آن شده بود اما حتی پیش بینی کنندگان نیز انتظار وضع موجود امروزی را نداشتند.

با خشک شدن دریاچه اکوسیستم منطقه نیز دستخوش تغییر شده و گونه های جانوری و گیاهی در معرض نابودی قرار گرفتند. بسیاری از پرندگان با نمکین شدن بالهایشان نتوانستند پرواز کنند و در مرحله بعدی نمک بر چشمانشان اثر گذاشته و در تنهایی خود در گوشه و کنار دریاچه جان باختند.

این موضوع سبب شد تا پرندگان مهاجری که سالانه به حاشیه های این دریاچه مهاجرت می کردند، دیگر سراغ آن نیایند. گونه های گیاهی نیز به واسطه کم آبی و همچنین انباشت نمک در خاک آنها یکی پس از دیگری عقب نشینی کردند تا شاهد به وجود آمدن کویری در دل آذربایجان باشیم.

این موضوع واکنشهای ملی و بین المللی دوستداران محیط زیست را در پی داشت تا کشورهایی مانند ژاپن، نروژ ، آلمان و همچنین سازمان ملل نیز آمادگی خود را برای مشارکت در طرحهای احیایی اعلام کنند که تاکنون قدمی جدی برداشته نشده و یا مسئولان مرتبط تلاشی برای تعامل و همکاری با آنها نکرده اند.

در این بین سفر اخیر نایب رییس مجلس فدرال آلمان به ایران و تبریز گامی بسیار مهم از طرف آنها برای مشارکت در احیا دریاچه می تواند به حساب آید که آنها نیز با این کار تمایل خود را برای نجات دریاچه ای که زمانی نگین آذربایجان محسوب می شد صراحتا اعلام می کنند. موضوعی که قابل تقدیر و شایسته قدردانی است و ضروری است از فرصت به وجود آمده نهایت استفاده را برد، چرا که آلمان به عنوان کشوری پیشرفته و دارای علمی که در سطح اول جهان و به ویژه در موضوعات اکولوژیکی قرار دارد می تواند کمک شایانی کند.

اما این سفر اگرچه به نام دریاچه ارومیه بود، هیچگونه سفری به ارومیه نشد و تبریز مقصد آلمانی ها بود. تبریزی که همسایه شرقی این دریاچه است و از لحاظ بین المللی و همچنین ملی نسبت به آذربایجان غربی به واسطه مسئولانش حرفش مقبول تر و برند نامش معتبرتر است. چرا که هم از لحاظ علمی دانشگاهها و مراکز علمی آنها می تواند تأثیرگذار باشد و هم از لحاظ سیاسی به واسطه یکدستی و همدلی مسئولان و نمایندگانش در مسائل مربوط به این استان در سطح کشوری اتحادی در خور توجه وجود دارد.

اتحادی که خود را در تقسیم بودجه و جذب اعتبارات ملی و همچنین جذب سرمایه گذاران خارجی نشان می دهد و عاملی است برای توسعه این استان و به ویژه تبریز.

اما در آذربایجان غربی هر کس به کار خود مشغول بوده و هیچ کس حاضر به تعامل و همکاری در مسائل مربوط به استان نیست و همه انتظار دارند که دیگران تابعشان باشند و آنها لیدر حرکتهای اینچنینی معرفی شوند.

افرادی که تنها و تنها در مباحث مربوط به دریاچه مصاحبه کردن را به عنوان عملکرد به حساب می آورند و تنها کارشان اعتراض به اقدامات همسایه شرقی آذربایجان غربی است و ایراد مرثیه در رسای دریاچه ای است که خشک شد.
متأسفانه دولت نیز توجهی جدی برای عملی کردن طرحهای نجات دریاچه ندارد و تنها به ارائه بسته های مطالعاتی با بودجه های کلان بسنده می کند. بودجه هایی که در بروکراسی اداری و برای همایشهای مختلف هزینه شده و در آخر سر به نقطه صفر بازمی گردیم.

جای بسیار تأمل دارد که چرا دولت به جای تصویب بودجه های عملیاتی و عمرانی، بودجه های تحقیقی و مطالعاتی را عنوان و آن را صرف همایشها، جلسات و مطالعه در دانشگاههایی می کند که هیچگونه بهره وری عملی برای دریاچه ندارند.

مسئولان آذربایجان غربی نیز علی رغم اینکه در همه جا از ضرورت نجات دریاچه صحبت می کنند اما دریغ از گامی عملی و طرحی جدی.

در این بین باید امیدوار بود که مسئولان آذربایجان شرقی بتوانند با مشارکت کشورهای علاقه مند در مباحث احیاء دریاچه ارومیه تغییری در روند چند سال اخیر داده و بتوانند در خواب غفلت مسئولان غربی دریاچه به تنهایی آن را نجات دهند.

اما علاوه بر دلایلی که ذکر شد، عواملی همچون تأثیرگذاری بیشتر ریزگردهای نمکی ونابودی کشاورزی در آذربایجان شرقی نمود بیشتری دارد و ضروری به نظر می رسد که آنها تلاش بیشتری در این راستا بکنند.

تلاشی که امیدواریم به نتیجه رسیده و فرجی در نجات دریاچه ارومیه باشد.

ضرورت ورود جدی و عملی مسئولان آذربایجان غربی به مسائل مربوط به دریاچه

اما مسئولان و نمایندگان آذربایجان غربی در این بین هیچ چیز نگفتند و سکوت را به عنوان مناسبترین پاسخ برای اقدامات برحق آذربایجان شرقی برگزیدند یا شاید این مسئله را دستاویزی برای کوبیدن اقدامات دولت و همسایه شرقی شان در روز مبادا و هنگام اننخابات گزیده اند.

 

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *