در ادامه بخش اول این گفت و گو تقدیم مخاطبان می گردد.
آناج: لطفاً یک بیوگرافی از خودتان بفرمایید.
حسن اکبری لایق هستم. متولد ۲۹ اسفند ۶۶ که شناسنامه ای را برای سال ۶۷ گرفته اند! ۳ برادر هستیم و برادر کوچکترم از خودم ازدواج کرده و من خوشبختانه مجرد هستم. (می خندد!)
من یک روستایی هستم!
من یک روستایی هسنم. پدرم کشاورز و دامدار و مادرم خانه دار.
مدرک کارشناسی ام را در رشته حسابداری از داشنگاه آزاد مرند دریافت کردم و تحصیلات کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت ملی در قشم گذراندم.
آناج: مدرک دکترا هم دارید؟
نه! دوستانی که لطف می کنند و مرا با عنوان دکتر خطاب قرار می دهند، به دلیل دریافت مدرک دکتری افتخاری از کره جنوبی است، وگرنه تحصیلات آکادمیک را در مقطع دکتری سپری نکرده ام و امسال هم ان شالله در رشته تحصیلی خودم کنکور دکتری خواهم داد.
آناج: از آغاز اختراعاتتان و ایده هایی که به ذهنتان می رسید بفرمایید.
اولین اختراعم را در سال ۸۴ وقتی در مقطع دوم دبیرستان تحصیل می کردم مطرح کردم. آن سال به واسطه سقوط هواپیمایی که حامل خبرنگاران بود این طرح به ذهنم رسید. به خاطر دارم آن زمان برنامه کوله پشتی با اجرای فرزاد حسنی به روی آنتن می رفت و در یکی از قسمت های این برنامه با حضور مهمانی مطرح شد که تا چه زمانی باید این سانحه های هوایی در کشور اتفاق بیفتد.
من به شخصه به قشر خبرنگار و اصحاب رسانه علاقه دارم، آن روزها تمام دغدغه ام اختراعی بود که باعث شود دیگر شاهد این پیشامدهای تلخ نباشیم.
وقتی برای اولین بار این طرح را به معلمان شیمی و فیزیک نشان دادم، گفتند تو در یک روستایی، می خواهی چه کاری انجام دهی و بزرگ تر از امثال تو در ناسا و… هستند، ولی معلم ادبیاتم به من روحیه می داد.
این طرح را به جشنواره خوارزمی بردم. سال اول به دلیل اینکه این طرح خام بود مورد قبول واقع نشد. سال ۸۶ دوباره طرح را به جشنواره بردم، این بار هم از لحاظ فنی مورد اقبال قرار گرفت. ولی چون در رتبه بندی نمی شد که این اختراع که در حوزه هوا و فضا بود، آورده شود به من گفتند که به دنبال ثبت اختراع آن باشم.
در سال ۸۶ موفق شدم هشت اختراع را به ثبت برسانم. در سال ۸۷ نیز عزمم را جزم کردم تا در مسابقات جهانی نیز حضور داشته باشم و بلژیک اولین مقصد حضور در مسابقات بین المللی برایم بود، تمامی مکاتبات انجام شد تا اینکه در سال ۸۸ نامه ای مبنی بر اینکه من نیز می توانم به این کشور برای حضور در مسابقات سفر کنم، دریافت کردم.
اولین ضربه های فتنه ۸۸ بر پیکره علمی کشور
متاسفانه در این سال نیز اولین ضربه های فتنه ۸۸ به نخبگان وارد شد و به خاطر شورش ها و اختلافات سیاسی و همچنین خیانت سران فتنه به کشور، سفارت بلژیک به ما ویزا برای حضور در کشورشان را ندادند.
ما ۲۳ نفر بودیم که در این سفارت حضور پیدا کردیم ولی فقط به ۵ نفر از ما ویزا دادند و وقتی که جریان را پیگیری کردیم عنوان کردند که در کشور شما شورش اتفاق افتاده است و ما هم گفتیم که ما نخبه ایم و اصلاً با سیاست کاری نداریم ولی جواب آنها این جمله بود که شما برای کشور خودتان نخبه هستید نه برای کشور بلژیک!
و یکی از ضربه های سران فتنه ۸۸ به ما در همین جریان وارد شد! طی وکالتی هم که به سایر نخبگان دادیم از طرح های ما در بلژیک دفاع شد و طرح من در رشته هوا و فضا توانست مدال نقره جهانی را کسب کند ولی اگر خودم حضور داشتم قطعا مدال طلا را برای کشورمان به ارمغان می آوردم، چون حجم طرح ها زیاد بود ولی نفراتی که برای دفاع اعزام شده بودند، کم و همین علت باعث شد تا بسیاری از مدال هایمان به کشورهای دیگر برسد.
کسب مدال نقره در اولین تجربه حضور در مسابقات جهانی مرا به شرکت در سایر مسابقات جهانی ترغیب کرد و سال بعد نیز برای حضور در کره جنوبی اعلام آمادگی کردم.
در کره جنوبی نیز توانستم مدال برنز جهانی را کسب کنم ولی یک سری حواشی در هنگام کسب مدال نیز برایم به وجود آمد.
نخبگان اسراییل را با حقارت از غرفه ام بیرون کردم
بعد از اهدای مدال ها، هر فردی که توانسته بود رتبه ای بدست بیاورد در غرفه ای به معرفی اختراع خود می پرداخت. از شانس من سفیری ونخبگانی که برای حضور در غرفه من آمده بود از رژیم صهیونیستی بود!
آن طور که مشخص است بر اساس ارزش های ملی کشور ما، در همه حوزه ها، چه ورزشی و چه علمی و… نباید با مقامات این کشور برخوردی داشته باشیم چون آنها را به عنوان کشور رسمی نمی شناسیم و آنها دشمنان اصلی کشور و انقلاب و اسلام هستند.
وقتی دو نفر از این رژیم صهیونیستی نیم قدمی داخل غرفه من شدند از من خواستند تا در مورد طرحم توضیح دهم. در ابتدا مطرح کردم که شما از کدام کشوری هستید؟
اسرائیلی ها عادت دارند نشان پرچمشان را پشت یقه کتشان نصب کنند، بعد از پرسش من پشت یقه کتشان را نشان دادند و گفتند از اسرائیل هستیم!
در آن لحظه بنا به وظیفه شرعی و اخلاقی و حفظ آرمانهای انقلاب اسلامی و حفظ ارزش خون شهدای کشورم با ضربه ای بر سینه که در واقع ضربه ای از طرف ملت ایران بود آنها را از غرفه ام بیرون انداختم و آنها در مقابل همه نخبگان جهان با حقارت از غرفه من دور شدند.
به دنبال این اتفاق آنها نیز اعتراض کردند که من با آنها برخورد فیزیکی کرده ام و پای حراست مسابقه را به میان کشیدند.
مسوولین حراست نیز به غرفه من مراجعه کردند، من هم اعلام کردم که من آنها را به زور به غرفه ام نیاورده ام و این مسوولین می دادند که کشور ما با آنها ارتباطی ندارد و اسراییلی های کافر آدم حساب نمی کنیم ، خودشان باید به غرفه من نمی آمدند هر اسراییلی جرئت ورود به غرفه من کند با او برخورد خواهم کرد.
به دنبال این اتفاق و وقتی که نتوانستند جو بر خلاف من را در آنجا ایجاد کنند به نشانه اعتراض به مسابقه کلیه پرچم ها و اختراعات خودشان را از غرفه های خودشان جمع کردند و از مسابقات خارج شدند!
نخبگان رژیم صهیونیستی در هر صحنه ای مغلوب ما شده اند و در تنها موردی نبود که آنها را تحقر کردم بلکه با اختراعات جهانی در جنگ علمی شکست داده ایم.
وقتی که ناتوانی خود ر ا در عرصه علمی درک میکنند دست به ترور دانشمندان مسلمان و بسیجی ما میزنند ولی فکر نکنند وقتی دانمشند ما احمدی روشن و سایر دانشمندان ما را ترور کردند کار تمام شده است، نه خیر، احمدی روشن یک تفکر بود یک عقیده بسیجی بود که راه را برای ما نخبگان نشان داد و تکلیف را مشخص کرد و خیلی از احمدی روشن ها باز هم با تفکر این شهید در کشور هستند،اکبری لایق همین الان که مطرح شده است و سایت های اسرائیل به تحلیل اختراعاتم پرداخته اند یک تفکر است که در نهضت بسیج و انقلاب پرورش یافته است و تا اخرین روز حیاتش به کشورش خدمت خواهد کرد.
به همین خاطر از تهدیدات این کشورهای مستکبر هراسی به دل راه نمی دهیم، یک جان ناقابلی است دیگر !
آناج: جان شیرین است آقای اکبری!
بله جان شیرین است ولی فدا کردن جان در راه آرمان های انقلاب و اسلام و رهبری شیرینی های خاص خودش را دارد که قابل مقایسه با هیچ شیرینی نیست که من جان ناقابلی دارم که در کف دست گذاشته و در جنگ علمی با دشمنان هستم.
همان ها که در دوران دفاع مقدس با جان شیرین خودشان از کشور و خاک و ناموس وطن دفاع کردند شهد شیرین شهادت را هم نصیب خود کردند مگر جان من با ارزشتر از جان شهدای عزیز است؟ ما خاک زیر پای شهدا هم نمی شویم پس باید تا جایی که میتوانیم نگذاریم خون شهدا پایمال شود در هر عرصه ای که فعال باشیم.
تنها نگرانی ما از این ترورها این است، نخبگان بعدی که می خواهند پا به این عرصه بزرگ علمی بگذارند بترسند و پا پس بکشند. به خاطر همین حسن اکبری لایق هایی جانشان را در کف دست گذاشته و فدای رهبر و کشور و اسلام و انقلاب میکنند تا نخبگان دیگر بدانند که مستحکم تر در این راه می مانیم تا ثابت کنیم که این تهدیدا پوچ و بی ارزش است و به برکت انقلاب اسلامی اسرائیل و آمریکا را زیر پا گذاشته ایم.
آناج: چرا هوا و فضا؟
سال ۸۴ که سانحه تلخ هوایی برای اصحاب رسانه و خبرنگاران کشور اتفاق افتاد اولین جرقه در این رشته در ذهن من ایجاد شد و شاهد تحول درونی در خودم شدم.
در کل به بخش خبری و خبرنگاران علاقه مند هستم چون مظلوم ترین قشر در جامعه هستند.
مادر زادی دارای ذهن بیش فعال هستم و هیچ قید و بندی در آموزش ندارم، کمااینکه اگر نرم افزاری که قبلاً با آن کار نکرده ام را مقابلم قرار دهند، در عرض نیم ساعت کملا به جزئیات آن مسلط می شوم. البته همه این ها الطاف الهی هستند و مطمئناً نصیب هر کسی نمی شود، مادرم هم همیشه یه من می گوید تا شکر گزار این نعمت و لطف الهی باشم.
بعد از کسب مدال در بلژیک هم علاقه ام به رشته هوا و فضا بیشتر شد.
رقابت های علمی در جهان بین مغز ایرانی و ثروت جهانی است!
واقعا در مسابقات کره به عینه دیدم که بسیاری از کشورها با واریز هزینه و پول به مسابقات راه پیدا کرده بودند، در مسابقات جهانی رقابت بین مغز ایرانی و ثروت جهانی است و هیچ کس منکر این قضیه نمی باشد.
من آدم سیاسی نیستم و هیچ وقت هم به هیچ جناح و سیاستی محدود نخواهم بود ولی می خوام از لحاظ علمی و در حیطه خودم این مسائل را مطرح کنم.
در دولت قبلی، حمایت ها آنقدر زیاد بود که یک فردی به نام حسن اکبری لایق از روستایی در شهرستان مرند بتواند در مسابقات جهانی حضور پیدا کند و به مدال هم دست یابد.
دولت تدبیر و امید همه بندهای حمایتی از قشرهای ضعیف در عرصه های علمی را لغو کرد
با روی کار آمدن دولت یازدهم با شعار تدبیر و امید، هر بند حمایتی که از قشر ضعیف وجود داشت، کلاً لغو شد، از جمله: کاهش بودجه های تمامی دانشگاه ها برای حضور نخبگان در مسابقات جهانی.
الان یک دانشگاه نمی تواند بگوید که ما از نخبه خود برای حضور در مسابقات جهانی حمایت می کنیم، چون تمامی این امتیازات در دولت یازدهم لغو و تمامی بودجه های پژوهشی و دانشگاهی صرف بودجه های عمرانی شد.
توسعه شرکت های دانش بنیان که یکی از شعارهای دولت تدبیر و امید بود، در عمل هیچ حمایتی از آنها نشد و صرفاً دولت دست به رزومه سازی و ایجاد حباب در این زمینه پرداخت.
الان من خودم ۴ شرکت دانش بنیان در شهرستان های مرند و تبریز دارم که از لحاظ قانونی در سه شرکت سهام دار و در یک شرکت مدیرعامل می باشم.
در شهرستان مرند و توسط فرمانداری این شهر همایشی در مورد شرکت های دانش بنیان برگزار شد که از منی که اولین نفر بودم که در این شهرستان شرکت دانش بنیان تاسیس کردم و اولین نفر بودم که اختراعاتم تجاری سازی شد و …، دعوتی نشده بوده و خود معاون فرمانداری هم در این همایش اعلام کرده بود که از شرکت های دانش بنیان حمایت می شود ولی این همایش به صورت کاملاً تشریفاتی و بدون حضور فردی از شرکت های دانش بنیان برگزار شد!
دولت به دنیال خبرسازی است!
دولت کاملا به دنبال خبرسازی و مطرح کردن خود در این زمینه می باشد که اگر اتفاقی در دولت ها بعدی و بدون حضور این افراد صورت گرفت، گفته شود که این دولت تدبیر و امید بود که جرقه اول را زده بود!
دولت ها می آیند و می روند و ما کاری با دولت ها نخواهیم داشت. این سیاست کلان کشوری می باشد که باید نخبگان در الویت قرار بگیرند و شرکت های دانش بنیان شکوفا بشوند.
دولت تدبیر و امید، دولت خود کشور است و مطمئناً خدماتی ارائه داده است ولی در بسیاری از جهات نیز خطا کرده است و ضربه زده است که مهمترین آن ضربه به بدنه علمی کشور و وزارت علوم بود.
بعد از دو و نیم سال از آغاز دولت هنوز هم بازار تغییر روسای دانشگاه به دلیل انتصاب وزیر جدید علوم داغ است و این به بدنه علمی کشور ضربه می زند.
همین الان هم در سازمان های بسیاری خواهان این هستند که طرح های پژوهشی آنها توسط من اجرا شود ولی یک پژوهشگر با وجود اینکه کارهای پژوهشی انجام می دهد و به هیچ جناحی وابسته نیست، نباید به همه سازمان ها نیز وابسته باشد.
بعضی ها فکر می کنند با یک نیم سکه می توانند یک نخبه را بخرند!
برخی ها فکر می کنند با تقدیم یک نیم سکه می توانند یک مخترع و در واقع یک تفکر را بخرند! فکر می کنند اگر این نیم سکه را بدهند من کنار میز آنها می روم و چند تا عکس یادگاری می گیریم، در صورتی که همین افراد شاید حتی من و کارهایم را هم نشناخته باشند!
بعد از اینکه به پیشنهادات کشورهای خارجی جواب منفی دادم، بسیاری از ارگان ها ضمن عرض تبریک خواستار این شدند که از من در جهت طرح های علمی حمایت کنند. مهمترین ارگان نیز سپاه پاسداران کشور بود.
سپاه با تمام توان و در بخش های مختلف خود اعم از تحقیقاتی، نظامی، دفاعی و … همه طرح های علمی من را پوشش داده است.
دژ محکم رهبری و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باعث شد کشور را ترک نکنم
از دلایلی که باعث شد من کشور خودم را ترک کنم، یکی دژ محکم مقام معظم رهبری و دیگری ستونی به نام سپاه بود و اگر نبودند این دلایل و حمایت های بی دریغ سپاه من نیز مثل خیلی از نخبگان از ایران می رفتم.
آناج: شما به عنوان نخبه بسیجی شناخته می شوید، آیا حمایت های سپاه باعث شد این عنوان برای شما انتخاب شود و یا اینکه از قبل با بسیج آشنا بودید؟
من از اردیبهشت سال ۸۴ به عنوان بسیجی فعال بودم و قبل از ورود به دنیای اختراعات بسیجی بودم.
هر کسی که بخواهد عنوان بسیج را با خود یدک بکشد باید دارای روحیه بسیجی هم باشد، و به صورت شماتیک نباشد که مثل خیلی از مسوولین هر جا رفتیم کارت بسیجی خود را نشان دهیم که بعله ما هم بسیجی هستیم، بسیجی به کارت داشتن نیست به بسیجی عمل کردن و داشتن روحیه بسیجی می باشد.
تا قبل از اتفاقی که در رسانه ملی افتاد نیز من در هیچ جا عنوان نمی کردم که بسیجی هستم تا اینکه در ۵ آذر امسال که مصادف با تشکیل بسیج مستضعفین بود در برنامه زنده “زنده باد زندگی” به صورت سمبلیک مدال خود را به سردار قاسم سلیمانی به عنوان یک نخبه بسیجی تمام عیار که در عمل نیز این صفت را نشان می دهد، اهدا کردم.
رابطه بین من و سردار قاسم سلیمانی ناگسستنی است
من اهدای مدال به سردار را یک وظیفه برای خودم می دانستم نه اینکه بخواهم در یک برنامه زنده تلویزیونی کاری انجام دهم، چون سه هفته قبل از این اتفاق، این مدال به وی تقدیم شده بود.
سردار سلیمانی عقیده انقلابی دارد و نخبه ای است که پیرو تمام عیار رهبر انقلاب می باشد و پس از دریافت مدال بر خود وظیفه دانستم از کسی که بالاتر از خودم هست و از من بیشتر به کشور خدمت کرده است، تقدیر کنم و تقدیر از سردار هم به نوعی تقدیر از تفکر تمامی بسیجیان و سردارانی است که در خط مقام معظم رهبری هستند.
پیام سردار سلیمانی بعد از اهدای مدال
خود سردار قاسم سلیمانی به واسطه سردار جعفری بعد از اهدای مدال به وی پیامی را به بنده رساندند که بدین شرح بود:
«محبت شما در واقع سپاسگزاری از یک فرزند سرزمین ایران است، افتخار ما وجود جوانانی خوبی مثل شما در عرصه بین المللی است. پشت مدال اهدایی شما در واقع دنیایی از عشق و علاقه نهفته است. تشکر می کنم.»
در این پیام سردار خود را سرباز رهبر و انقلاب می داند من هم به عنوان سرباز کوچک انقلاب این مدال را به سرباز انقلاب تقدیم کردم.