به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج،رسول خطیبی دیشب در برنامه نود گفت:«هیات مدیره به من اصرار کرد که استعفا دهم اما من گفتم به تیم شهرم پشت نمی کنم»
از همین جمله خطیبی وام میگیرم تا نکاتی را به اختصار عنوان نمایم.نگارنده فردی ورزشی نیستم و با شورت ورزشی هم عکس ندارم لذا درباره مباحث فنی حرف قابل عرضی ندارم فقط به همین جمله رسول کفایت میکنم و چند جمله در همین باب تقدیم مخاطبان عزیز می نمایم.
جمله ای که از خطیبی آورده شد نه فقط در برنامه نود که این روزها بارها از سوی وی عنوان گردیده است.شاه بیت و خروجی جملات این مُدلی آقای خطیبی تعصب به شهر و دیار می باشد که حتماً قابل ستایش و در خور تمجید و تقدیر است اما تنها یک سئوال نگارنده را آزار می دهد و آن اینکه:آقای خطیبی؛ چرا در دوران بازیگری به شهر و دیارت تعصب نداشتی؟! زمانی که تراکتور در دسته یک دست و پا میزد کجا بودی؟
شاید رسول بگوید تراکتور آنموقع در سطح اول فوتبال ایران نبود.که اگر جواب رسول پذیرفتنی باشد که نیست پس باید پرسید چرا امثال بوفون پای تیم محبوبشان می ایستند حتی در دسته یک، اما امثال رسول ها وقتی که به حمایت همشهری ها نیاز دارند می شوند با تعصب!
نگارنده در مقام قضاوت نیستم که بگویم حق با هیات مدیره است یا سرمربی سابق تراکتور.اما به عنوان یک همشهری دلم میخواهد به خیلی از شبهات ذهنی من و خیلی از هواداران فوتبال پاسخ داده شود که چرا هر بازیکنی اعم از رسول و … در زمانی که در جاهای دیگری مشتری نان و آب دارتر دارند دیگر حرف از تعصب به شهر و این قسم ادعاها فراموش می شود؟!
نمی خواهم بگویم فعلاً به خطیبی در شهر دیگری به غیر از تبریز تیم نمی دهند اما میخواهم بگویم کاش روزی برسد،خطیبی مربی بزرگی بشود که از همه جای ایران مشتری داشته باشد آنروز باید دید که آیا خطیبی باز از تعصب به شهر دم می زند.گفت:خوش بود گر محک تجربه آید به میان / تا سیه روی شود هر که در او غش باشد…
این گونه احساسات هوادار را تهییج کردن خاص رسول خطیبی نبوده و نخواهد بود.خیلی ها دم از تعصب به تیم تبریزی می زنند و در عرصه آزمون سربلند بیرون نمی آیند.
فوتبال در ایران همه چیز دارد الا خود فوتبال.کاش روزی برسد که به فوتبال و اتفاقات آن فوتبالی نگاه کنیم.