استانی 26 بهمن 1393 - 11 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
کپی شد!
0

بازیگران در تبریز پول می دهند تا جلوی دوربین بروند!

به گزارش آوای ورزقان به نقل ازآناج فرناز تهرانی یکی از بازیگران زن تبریزی موفق در عرصه خود می باشد که توانست بازی قابل قبولی را در سریال طنز “هیوا” که به نوعی اولین سریال طنز شبکه استانی سهند به کارگردانی حسین پورستار در سال ۸۵ بود از خود به نمایش بگذارد.

در ادامه گفت و گوی تفصیلی ما با وی تقدیم مخاطبان می گردد.

آناج: لطفا از خود و فعالیت هایتان برای مخاطبان آناج بگویید.

فرناز عباس زاد تهرانی هستم. متولد سال ۴۶ و دیپلم علوم انسانی دارم و از سال ۷۴ وارد عرصه هنری شده ام و از دوران کودکی نیز علاقه ی زیادی به کار هنری بخصوص بازیگری داشتم و عاشق این هنر هستم و تا به امروز در خدمت مردم عزیز بوده و هستم. من برای شبکه سهند کار کرده ام و علاوه بر آن یک مورد بازی برون مرزی با باکو نیز دارم که در کلیبر اجرا شد.

از جمله کارهای خودم می توانم به “یشیل گونلر”، “ایستی سویوخ” اشاره کنم و البته در خیلی از سریال های دیگر استان نقش داشتم.

من کار خود را از آموزشگاه آقای پورهادی شروع کرده و آموزش های لازم را آنجا دیدم تا اینکه وارد مقطع سینمایی شدم. استادم نیز آقای وحید منافی بود.

آناج: آیا در پایتخت نیز بازی داشته اید؟

نه خیر آنجا بازی نکرده ام اما در تبریز با آن ها همکاری کرده ام.

آناج: اکنون در حال انجام چه کاری هستید؟

الان کارهای کوتاه در دست داریم.

آناج: فضای بازیگری استان را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا همه می توانند وارد این عرصه شوند؟

نه خیر، در کل بازیگری هنری است که استعداد آن باید در افراد وجود داشته باشد وگرنه این طور نیست که هرکس خواست بتواند صرفا با آموزش پا در این وادی بگذارد. در آموزشگاه آقای پورهادی بعد از من حدود ۲۵ نفر دیگر در حال اموزش بودند اما از این تعداد فقط من توانستم بازیگر شوم. این بدین معنی است که بازیگر باید استعداد بازیگری داشته باشد و تنها آموزش کارساز نخواهد بود. در بازیگری مثلا برای گفتن یک دیالوگ صرفاً تکرار جملات کافی نیست بلکه دیالوگ را باید با احساسات آمیخت و ارائه کرد.

آناج: آیا به بازیگری به عنوان شغل نگاه می کنید؟

دغدغه مالی برای بازیگری ندارم

هنر بازیگری شغل من است اما این طور نیست که هدفم از بازیگری صرفا دغدغه نان باشد. من دغدغه مالی ندارم که بخواهم برای رفع آن بازیگری را وسیله قرار بدهم بلکه بازیگری خود برای من هدف است اما دوست دارم از این راه درآمدی نیز داشته باشم. هدف من از بازیگری ارائه ی نقش های خوب و خدمت به مردم است. من می خواهم کاری از خودم ارائه کنم که مردم ببینند بازیگران تبریز نیز می توانند خوب بازی کنند.

آناج: به نظر شما در موقعیت فعلی بازیگران تبریزی می توانند به خوبی بازی کنند؟ آیا توانسته اند به سطح حرفه ای نزدیک شوند؟

در تبریز نابازیگر بیشتر به کار گرفته می شود

آن طور که باید نتوانسته اند. زیرا در شهر ما نابازیگر را به کار می گیرند که نمی تواند کار خوب انجام بدهند.

آناج: چرا دست اندرکاران نابازیگر را دعوت به کار می کنند؟

زیرا نمی خواهد پول زیادی صرف کنند. از نابازیگر استفاده می کنند که مبلغ زیادی پرداخت نکنند. وقتی با بازیگر قرارداد می بندند باید مبلغی را نیز طبق قرارداد به او پرداخت کنند اما نابازیگر اینطور نیست. هرچند با این روش کار خود تهیه کننده ای که سراغ نابازیگران رفته است خراب می شود و آسیب اصلی متوجه خود اوست اما آنها می خواهند از خودشان رفع تکلیف کنند و از زیر بار مسئولیتی که بر عهده شان قرار دارد فرار کنند. به همین دلیل است که ما داریم درجا می زنیم.

آناج: آیا در تبریز چنین موردی داریم که از بازیگر پول بگیرند و به او نقش بدهند؟

بازیگران در تبریز پول می دهند تا جلوی دوربین بروند

البته. مخصوصا آقایان که معمولا خیلی دوست دارند در تلویزیون مطرح شوند حاضرند برای قبول نقش پول نیز بپردازند. در واقع هم بازیگر غیر حرفه ای است و هم کارگردانی که به بازیگر غیر حرفه ای نقش می دهد. در حالی که ما در انجمن فیلم لیستی از بازیگران داریم که کارگردان و تهیه کننده می توانند موقع ساختن یک فیلم بازیگران را از آن لیست انتخاب کنند و به هر کس با توجه به قابلیت هایی که دارد نقشی را بسپارد. در این صورت کار موفقیت زیادی کسب می کند چون این بازیگران حرفه ای هستند و امتحانشان را پس داده اند. ما در انجمن فیلم نمونه کار داریم و کاملا شناخته شده هستیم وگرنه نباید در خیابان فردی را از روی قیافه برای نقشی انتخاب کنند چون قیافه مطرح نیست بلکه نحوه ی ادای دیالوگ مهم است.

در برخی فیلم ها مثل “آیریلیق” گاه بازیگر به قدری ناشی گری می کند که هنگام بازی مستقیم به دوربین نگاه می کند در حالی که بازیگر اصلا کاری به دوربین ندارد بلکه باید طوری بازی کند که انگار آن اتفاق در واقعیت می افتد؛ مگر در واقعیت و در حالت طبیعی ما با دوربین سروکار داریم؟! بازیگر نباید دوربین را ببیند بلکه باید هنگام بازی نقش کاملا طبیعی رفتار کند. به دلیل بازی در پروژه های بزرگ و سریال ههای مختلف اکثر مردم مرا می شناسند و وقتی در سطح شهر و در اماکن عمومی یا اتوبوس مرا می بینند در مرود این چیزها گلایه می کنند. اما آن ها که نمی دانند کاری از دست ما ساخته نیست و کار یک بازیگر تنها ارائه نقش است و این صدا و سیماست که باید از ما حمایت کند و ما نیز متناسب با آن خدمات ارائه کنیم تا از یک طرف سطح مهارتمان افزایش یابد و از طرف دیگر کیفیت برنامه های صدا و سیما ارتقاء پیدا کند.

ما در فیلم “هیوا” سه ماه شبانه روز به طور سخت کار کردیم و به لطف خدا نتیجه ی خوبی هم گرفتیم. در آن فیلم آقای پورستار و خانم امینی به کوچکترین نواقص کات می دادند و ما مجبور بودیم آن را اصلاح کنیم. این دقت ها و تلاش ها موجب شد که کارمان از کیفیت خوبی برخوردار باشد.

آناج: اخیرا شبکه سهند معمولا فیلم های پایتخت را دوبله و پخش می کند؛ به نظر شما دوبله کردن به جای تولید نشانگر ضعف صدا و سیما نیست؟

قطعا اینطور است. چرا باید صدا و سیمای ما مشغول دوبلاژ برنامه ای تهران باشد ولی بازیگر خرفه ای شهر بیکار باشد و پروژه ای جدید تولید نشود؟! این ها همه نشان دهنده ضعف تولید فیلم است. ما باید امکانات داشته باشیم و فیلم تولید کنیم و کارهایمان را به جاهای دیگر گسترش بدهیم نه اینکه سرگرم دوبلاژ کارهای دیگران باشیم.

صدای و سیمای استان در عرصه تولید فیلم کم لطفی می کند

جالب این است که موقع طرح یک پروژه از امثال من نیز تست می گیرند در حالی که ما چندین بازی داشته ایم و می دانیم که در مقابل دوربین چگونه باید عمل کنیم در حالی که تست برای کسانی است که سابقه و تجربه ی چندانی ندارد و هنوز ناشی است. دیگر وقت آن گذشته است که از امثال من تست بگیرند بلکه باید ما را از روی بازی های گذشته و رزومه ی کاریمان ارزیابی کنند. ماسفانه صدا و سیمای استان ما در عرصه ی تولید فیلم و بازیگری کم لطفی می کند وگرنه ما می توانستیم خیلی بیشتر از این ها پیشرفت کنیم. متاسفانه بودجه ی کافی در اختیار نمی گذارند و همیشه انتظار دارند با بودجه ی ناچیز بهترین کارها را تولید کنیم که این هم شدنی نیست.

آناج: برخی هنرمندان ادعا دارند که ما کارمندان صدا و سیما هستیم نه هنرمند و صدا و سیما به ما به چشم یک کارمند نگاه می کند؛ آیا شما نیز چنین دیدی دارید؟

بله من هم به عنوان یک بازیگر همین طور فکر می کنم و این تقریبا یک دغدغه مشترک بین هنرمندان صدا و سیما است. متاسفانه به هنر ما ارزش قائل نیستند. بی تفاوتی به رزومه ی ما و به کار گرفتن نابازیگران به منزله ی شکست ماست. چه دلیلی دارد که با وجود من بازیگر و امثال من، در کارهایشان از نابازیگران استفاده می کنند؟! اگر کیفیت برنامه های ما در سطح پایینی قرار دارد، دلیلش همین کارهاست.

آناج: به عنوان یک بازیگر استانی، صدا و سیمای استان را با پایتخت مقایسه کنید؟

امکانات ما با در برابر امکانات تهران خیلی کم است و اینجا به ما امکانات نمی دهند. می خواستند طرح بیمه ی هنرمندان را اجرا کنند اما مرکز ما قبول نکرد که مبلغ بیمه را پرداخت کند لذا ما از جیب خودمان این مقدار را پرداخت می کنیم. اما در تهران این گونه نیست و آنجا به هنرمند ارزش قائل هستند، صندوقی به هنرمندان اختصاص می دهند و به او وام می دهند؛ در کارش امکانات کافی در اختیارش قرار می دهند اما در استان ما هنرمند و بازیگر ارزشی ندارد.

آناج: بازیگری سخت است یا آسان؟

بازیگر شدن سخت است و بازیگر ماندن سخت تر!

بازیگری خیلی سخت است و به نظر من به سختی آن به اندازه کار در معدن است. البته این کار برای کسی که صرفا می خواهد مقابل دوربین دیده شود سخت نیست اما برای بازیگری که می خواهد به معنای واقعی کلمه نقش بازی کند، خیلی سخت است. من همیشه سعی می کنم نقشم را صد در صد آن طور که باید ایفا کنم. بازیگر شدن سخت است و بازیگر ماندن به مراتب سخت تر از آن است و برای ماندن لازم است روز به روز پیشرفت کنیم نه پس روی. البته نقص صدا و سیمای ما این است که موقع صعف و کوتاهی بازیگر او را کنار نمی گذارند بلکه همان نقص را در قالب برنامه به مخاطب ارائه می کند و مخاطب نیز همواره به کیفیت پایین کار آگاه و معترض است.

آناج: از مشکلات بازیگر زن در جامعه بگویید.

من تا به حال به مشکل خاصی برخورد نکرده ام و همیشه هم از واکنش مردم تبریز راضی هستم و ایشان هرجا که مرا می بینند بسیار مورد لطف قرار می دهند. در ادارات خیلی به من احترام می گذارند و کارم را خوب راه می اندازند. معمولا مردم را از سریال “هیوا” که پروژه ی بزرگی بود، به یاد دارند و هر جا می روم به من محبت می کنند. خدا را شکر من تا به حال به عنوان یک بازیگر زن هیچ مشکلی در جامعه نداشته ام.

آناج: آیا اصالتا تهرانی هستید که فامیلتان را تهرانی نامیده اند؟

البته من عباس زاد تهرانی هستم و تهرانی پسوند فامیلی من است. پدربزرگ من اهل تبریز بود اما در تهران به دنیا آمده و آنجا هم زندگی کرده بود اما ابتدا فامیلی چلبیانی داشت که بعدا به عباس زاده تهرانی تغییر داده بود.

آناج: نظر همسر و خانواده تان در مورد حرفه ی شما چیست؟

در این کار همسرم بزرگترین حامی من است. البته او خودش مهندس است و هیچ آشنایی با بازیگری ندارد اما با این وجود همیشه از من حمایت می کند. او عشق مرا نسبت به هنر بازیگری درک می کند و می خواهد من موفقیت های بیشتری را در کارم کسب کنم. او تا به حال نه تنها هیچ خللی به کار من وارد نکرده بلکه همیشه پشتیبانی ام کرده است. فرزندانم نیز در ایران نیستند و در ترکیه زندگی می کنند. شوهرم کنار من است و من از او نهایت تشکر را دارم چون بسیار فهیم و انسان به تمام معناست و او بهترین کس در زندگی من است. از این بابت خدا را شکر می کنم.

آناج: حرف آخر…

از صدا و سیما خواهش می کنم که از ما حمایت کنند و نگذارند که ما به فراموشی سپرده شویم. انتظار داریم صدا و سیما ما بازیگران را با کارها و خدماتش در جامعه مطرح کند. به ما خدمات بدهد تا ما نیز ببینیم که دستمزد زحماتمان را به ما می دهند و ما را بی اهمیت نمی پندارند.

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *