مجید جلالی پس از فشار های بی امان هواداران و رسانه ها رخت سفر را بست اما لحظهی آخر روزگار با او یار شد و به جای او زینی زاده که خبر از برگرداندن تونی و کرار میداد، صندلی خود را به نظمی داد و جلالی هم به سمت خود بازگشت.
پس از این اتفاقات، خفقان بی نظیری بر جامعهیِ فوتبالی تبریز حاکم شد و رسانه ها نیز دیگر توانی در برابر فشارها نداشتند.
تیتیهای تبریزی که کمتر به تحمل مربی غیر بومی روی نیمکت تیمشان عادت دارند خود را صاحبان اصلی تیم میدانند، نتوانستند با جلالی سازش کنند و به همین دلیل، مسئولان وقت تیم پس از برکناری او تصمیم گرفتند مذاکراتشان با مربیای آغاز کنند که سکوها نام او را صدا میزدند و تمایل به حضور او در راس هدایت تراکتورسازی داشتند.
نخستین بار در ۲۱ خرداد ۹۱، که تونی به تبریز پا گذاشت عدهی زیاد به موفقیت وی ایمان نداشتند. تیم تونی در ابتدای فصل ۹۱ بازیهای خوبی به نمایش نگذاشت. اما جنس تونی و تیمش بسیار خاص و منحصر به فرد بود، تیم تونی بسیار زیبا و چشمنواز بازی میکرد و سکاندار این تیم مردی بزرگ و با تعصب بود.
تونی به مانند یک هوادار اصیل و مثل یک مربی بومی همچون خطیبی به تیم تعصب میورزید و این تعصب آمیخته با دانش فنی بسیار بالا توانست به زودی تونی را به یک محبوب همیشگی در دل های هواداران تبدیل کند. این تعصب او بود که او را از مربیانی همچون قلعه نویی متمایز ساخت و او را محبوب قلب پرشورها کرد.
تیم تونی در اولین بازی خود در جام باشگاه های آسیا مقابل ۸۰۰۰۰ هوادار خود توانست در یک بازی استثنایی الجزیره امارات را مغلوب کند اما بعد از آن بازی دیگر همه چیز مثل گذشته نبود و عدهای از مشکلات باعث شد تا تیم تونی نتواند به راه خود ادامه دهد و در اواخر فصل تونی الیویرای محبوب کنار گذاشته شد و حسن آذرنیا به جای او فرماندهِ لشکر سرخ ها شد.
عمو سیبیلو در سرما آمد!
بعد از رفتن جلالی و بازگشت پرشکوه تونی، تراکتور ویران جلالی که مهرههایی بینظیر را در ترکیب خود میدید جانی دوباره یافت. تونی، تراکتور مدل ۹۲ را با شجاعت بینظیر، چند روز پیش از بازی حساس در نیمه نهایی جام حذفی و در مقابل فولاد تحویل گرفت. فولاد آن روزها با مربیگری فرکی، تیمی بسیار قدرتمند بود و قدرت بلامنازع لیگ به شمار میرفت و در آن روزگار کسی حتی فکرش را هم نمیکرد تراکتور جلالی که به جای چمن فقط در سالن فوتسال تمرین میکرد، بتواند مقابل فولاد پیروز شود اما تونی تیمش را ۳ روز ساعتها در سرما تمرین داد و توانست در یک بازی بینظیر، فولاد را مقابل ۳۰۰۰۰ هوادار خود و در هوای برفی و ۱۶- درجه شکست دهد و به فینال جام حذفی راه پیدا کند!
تراکتور ۲۵ بهمن ۹۲ با ترکیب: حامد لک، میلاد فخرالدینی، مسعود ابراهیمزاده، محمد نصرتی، مرتضی اسدی، مهدی کیانی، مهدی کریمیان، علی کریمی، جواد کاظمیان، سعید دقیقی و کریم انصاریفرد در فینال جام حذفی در کرمان مقابل میزبانش مس به میدان رفت و توانست با تک گل سعید دقیقی پیروز شود و اولین جام قهرمانی خود را با فرماندهیِ تونی بالای سر ببرد.
تیره روزی های الیویرا
خوشبختیِ تونی ادامه داشت و تیم او در بازی اول خود در لیگ قهرمانان آسیا با گل زیبای انصاری فرد پیروز میدان شد اما دوباره شرایط او و تیمش همچون سال ۹۱ شد و با حذف از لیگ قهرمانان و کسب رتبهی هفتمی در لیگ برتر به کار خود پایان داد.
تونی در بدترین شرایط، کشتیِ درهم شکستهیِ جلالی را سکانداری کرد و به سرمنزل مقصود رساند اما مسئولان وقت با او بد تا کردند و او را با دادن پیشنهاد تحقیر کننده از تبریز فراری دادند.
رسول یههویی آمد!
روزهای نقل و انتقالات فصل ۹۳ از پس هم میگذشت و زمزمه هایی از بسته شدن قریب الوقوع قرارداد با منصور ابراهیم زاده به گوش میرسید حتی منابع موثق هم از پیوستن او به تراکتور خبر میدادند حتی بلیط ابراهیم زاده به تبریز هم ok شده بود اما به یک باره و در عرض ۲۴ ساعت ورق برگشت و رسول خطیبیِ جوان، سرمربی تراکتور شد و از قضا بر خلاف تفکر بسیاری نتایج درخشانی هم کسب کرد آن هم با بَستنِ یک تیم جوان، تیمی که توانست قهرمان نیم فصل و جام شهدا شود. اما با این وجود با تغییرات مدیریتی و شاید یکدندگیها و برخی اشتباهات رسول، چرخ گردون برای خطیبی خوب نچرخید و او مجبور شد از سرخپوشان تبریزی جدا شود.
آتا تونی باز هم پدری کرد!
عمو سیبیلوی تراکتور و آتا تونیِ تی تیها باز هم در سرما و روزهای بد تراکتور، به تبریز بازگشت. تونی شاید اینبار تیمی را تحویل گرفته که شرایطی خاصتر از تراکتور مدل ۹۲ دارد، تیمی که حداقل از لحاظ مهرههای نامی، کم نام نشانتر از تر مدلهای گذشته است. اما اینبار تونی آمدهاست تا نشان دهد یک مربی حرفهای است. اینبار عمو سیبیلوی تراکتور آمده است، در سرما هم آمده است تا از شرافت کاری خود دفاع کند و امیدی باشد برای پرشورهایی که امیدشان کمکم دارد ناامید میشود.