استانی 28 بهمن 1393 - 11 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

با آغاز بهار و سال جدید چگونه تغییر کنیم؟

به گزارش آوای ورزقان به نقل از آناج،بهار از تبار محمد است و جهان بتدریج در قلمروی بهار گام برمی دارد، فردا با یک زلزله صبح می شود آنگاه پیامبران با شاخه ای از گل محمدی بدنیا می گویند: صبح بخیر فردا ما آغاز می شویم، فردا جنگلی از پرنده، آسمانی از درخت و دریایی از خورشید خواهی داشت فردا پایان بدی ها خواهد بود، فردا جمهوری گل محمدی است  

سخنان حجت الاسلام والمسلمین مهندسی در برنامه سمت خدا

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه در آستانه ی بهار بیشتر افراد می خواهند تغییری در زندگی خودشان بدهند و منتظر برنامه ی ما هستند، بنظر شما باید تغییرات را از کجا شروع کنند؟ پاسخ داد: خیلی از افراد اول سال تصمیم می گیرند که امسال، سال متفاوتی با سال گذشته یا سالهای گدشته داشته باشند و این تفاوت به سمت ترقی و تعالی باشد. این تصمیم قشنگی است،  مثلا می گویند که از امسال می خواهم فلان کار مثبت را آغاز کنم یا اگر ضعیف انجام می دادم آنرا قوی کنم یا فلان کار منفی را ترک کنم. اگر ما نگاهی به طبیعت داشته باشیم، در طبیعت دو نماد می بینیم .

یک سری نمادهایی از نباتات و گیاهان که اینها خشک هستند و وقتی بهار می آید همچنان خشک می مانند، تابستان می آید باز همچنان خشک می مانند، پیداست که این درخت از ریشه و اصلش جدا شده است و ارتباطی را که باید با زمین برقرار کند تا بتواند تغذیه بشود و استعدادهایی که باید در درونش قرار گرفته باشد از بین رفته است و این ارتباط قطع شده است. امید به اینکه طراوت و نشاطی پیدا بکند و شکوفه ای بزند، در آن نیست.

یکسری درختان هستند که در زمستان خشک هستند ولی در بهار کم کم خودی نشان می دهند، برگهای کوچکی می زنند، شکوفه می زند و کم کم در تابستان میوه می دهد و شروع به رشد می کند، این درختان نشان می دهند که به جایی وصل هستند و ظرفیت های خودش را از دست نداده است.

ما انسانها هم دو دسته هستیم  عده ای اصلا حوصله ی تصمیم های قشنگ ندارند، حوصله ی شنیدن نصیحت ندارند و اگر کسی هم کلمه ای حرف به آنها بزند متنفر هم می شوند و در واقع فرار می کنند و نمی خواهند یک تعامل قشنگی با خودشان داشته باشند و حوصله ی اینکه پای سخن زیبای دلشان بنشینند ندارند و به نوعی می خواهند خودشان را سرگرم مسائل روزمرگی بکنند و حاضر نیستند که یک تصمیمی قشنگی بگیرند. کار با این انسان سخت است و معلوم است که در این انسان یک سری ظرفیتها بسته شده است.

یکسری انسانها هستند که ظاهرا در خودشان چیزی نمی بینند ولی وقتی به درون یا به حرفشان گوش می کنیم می بینیم خواهان تصمیم گیری های قشنگی هستند. خوبی ها را دوست دارند . انسانهای خوب را دوست دارند. وقتی به خودشان مراجعه می کنند می بینند که خوبی ها را دوست دارند و از کارهای قشنگ لذت می برند هرچند که خودش اهلش نیست. از این علامت ها مشخص می شود که او به جایی وصل است، زیرا اگر وصل نبود شکوفه نمی کرد و برگ نمی داد .

من خودم الان اهل کار نیستم ولی کسانی که اهل کار و تصمیم هستند را دوست دارم، این نشان می دهد که من اولا به خدا وصل هستم و این ارتباط قطع نشده است و آن حیات معنوی وجود دارد و معلوم می شود که ظرفیتها و قابلیت های شما صفر نشده است. جمله ی معروفی است که می گوید: من انسانهای خوب را دوست دارم ولی از اهل آنها نیستم. این ها انسانهای امیدواری هستند و باید امیدوارتر باشند. اگر حرکت کوچکی در خودشان احساس می کنند آن را کم نگیرند و آنرا انجام بدهند. درختان قبل از اینکه شکوفه بزنند آنقدر کوچک هستند که اصلا معلوم نیستند ولی ناامید نیست و از زمین مواد و املاح می گیرد و از هوا اکسیژن می گیرد و کم کم به درخت تبدیل می شود و شکوفه ها به میوه تبدیل می شود .

ما انسانها هم همین جور هستیم. اگر احساس های خوب کوچک در ما وجود دارد آنرا کم نگیریم، نگوییم که من این همه بدی کردم، حالا یک کار کوچک به چه دردی می خورد، من این همه دلها را رنجانده ام، حالا یک مهربانی به یک نفر و سلام گرم با یک نفر کردن چه فایده ای دارد. این خوبی ها هر چند هم که کوچک باشد آنرا جدی بگیریم، همین جدی گرفتن ارتباط با معنویات را قوی می کند و وقتی این ارتباط قوی تر شد، پُر از معنویت، حیات مجدد و طیبه می شود و بعد می بیند که قبلا هیچ طراوتی نداشت ولی الان طراوتی دارد و می خواهد شکوفا شود و گل هم می کند و کم کم می بیند که تبدیل به میوه هم شد و با گذر زمان وقتی به خودش نگاه می کند می گوید که آیا من همان انسان خشک و بی برگ هستم ؟ می بیند که چقدر در خودش تحولات بوجود آمده است. پس از این تغییراتی که در طبیعت و بهار قشنگ ایجاد می شود استفاده کنیم و ما هم بهاری زندگی کنیم . کارهای کوچک قشنگ را دست کم نگیریم. اگر به خودم نگاه می کنم و می بینم که چشم، دهان، فکر، دست و پایم خشک است یعنی کارهای قشنگ نداشته ام، ناامید نشوم .

همین که در درون دلم احساس می کنم که زیبایی را دوست دارم، این را محکم بگیرم که این حلقه ی اتصال است، مبادا به آنها بی اعتنایی کنم و به تعبیر قرآن روزی از آنها متنفر بشوم، قرآن می فرماید: انسانهایی هستند که وقتی از خدا برای آنها می گویید دلهایشان مشمئز میشود. اینها همان درختان از بیخ خشکیده و نابود شده هستند، شما در خودتان بگردید مطمئنا چیزهای قشنگ زیادی در خودتان پیدا می کنید .

نویسنده
احمد مظفری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *