به گزارش آوای ورزقان به نقل ازآناج تصویرنگاری حوادث قیام ۲۹ بهمن و دوران انقلاب، از نگاه طیف های مختلف مردم در نوع خود جالب می باشد. بر آن شدیم تا در این مورد با حاج کریم پیش نمازی، مرد استوار دوران انقلاب و یکی از بنیانگذاران کمیته های انقلاب شهرستان تبریز هم صحبت شویم.
متن مصاحبه آناج با حاج کریم پیش نمازی به شرح ذیل می باشد:
آناج: از قیام ۲۹ بهمن بفرمایید و اینکه در آن روز و دوران انقلاب چه فعالیتی داشتید؟
شهید علیرضا اشرفی، ما را در مسیر انقلاب قرار داد
سلام و درود می فرستم به محضر پاک امام امت و شهیدان راه حق و مقام عظمای ولایت و علمایی که در راه انقلاب زحمات فراوانی کشیده اند. کسانی که ملت ایران را از دست طاغوت رهانیده و به سمت تعالی الهی هدایت کردند. یکی از شهدایی که منادی ما بود و باعث شد تا من و امثال من در مسیر انقلاب قرار بگیریم، شهید علیرضا اشرفی بود. قبل از ۲۹بهمن در قم بودم که اعلامیه ای با امضای ۵مرجع تقلید علیه رژیم در فیضیه پخش شده بود و بنده هم با مطالعه اعلامیه ها در جریان اعتراضات مردمی قرار گرفتم.
رحیم صفوی به ما آموزش ساخت کوکتل مولوتوف می داد
قیام ۱۹ دی مردم قم باعث شد تا مردم و جوانان تبریز بمناسبت چهلم شهدای قم بپا خیزند. همانطور که عرض کردم شهدایی مثل علیرضا اشرفی و دوستان دیگر با بینش بالای سیاسی خود چگونگی قیام را طرح ریزی کرده بودند. صبح ساعت ۸٫۳۰ با حضور درخیابان ها قیام شروع شد و باحضور مردم در محله های مختلف و خیابان های اصلی درگیری ها شروع شد. عامل اصلی درگیری هم بی ادبی مامور شهربانی بود که با اعتراض مردم مواجه شد. بعد از اعتراض، این مامور گلوله ای به سمت مردم شلیک کرد که جرقه ی درگیری های شدید را باعث شد. حضور گسترده مردم بسیار منضبط و هدف دار بود. ما در این اثنا با جوانی بنام رحیم صفوی آشنا شدیم که در اطراف مسجد قزللی نحوه ساخت و پرتاب کوکتل مولوتوف را به ما آموزش می داد. این جوان بعدها از سرداران جنگ و فرمانده کل سپاه شد.
عده ای انقلابی نما در روز ۲۹بهمن، به تاخت و تاز و غارت و حمله به بی حجاب ها پرداختند که با برخورد شدید ما مواجه شدند
در روز ۲۹ بهمن افراد شاخصی چون حاج کریم ارسلانی حاج حمد حسین یزدانی را دیدم که حضور فعالی داشتند. یک عده ای هم از فرصت استفاده کرده و با چهره انقلابی به تاخت و تاز و غارت و سواستفاده پرداختند. یک عده ای با بهانه های مختلف به بی حجاب ها و بدحجاب ها حمله کرده بودند که با برخورد شدید ما مواجه شدند و توانستیم این دختران ناآگاه را از دست آنها نجات داده و به خانواده آنها بسپاریم. بعد از ظهر هم به شعار نویسی و حرکت های اعتراض آمیز پرداختیم. بعد از قیام هم با شناسایی ساواک بنده و اخوی دستگیر شده بودیم. ۲۹ بهمن در نهایت با ایستادگی مردم به ۲۲ بهمن تبدیل شد و انقلاب به پیروزی رسید.
آناج: کدامیک از روحانیت و علمای تبریز، پشتوانه فکری قیام مردم بودند؟
رفتار افراطی سید حسین موسوی باعث شد تا بعد ها از مسیر انقلاب منحرف شود
در کوران انقلاب از علمایی مثل شهید قاضی(ره) به شدت پای کار بودند. البته افرادی مثل آقای سید حسین موسوی هم بودند که بعدها انحراف پیدا کرد. برخی از این روحانیون هم در غائله خلق مسلمان منحرف شده بودند. عملکرد و رفتار سید حسین موسوی زمانی که صاحب مقام بود و رئیس دادگاه بود با زمانی که هیچ مقامی نداشت بسیار متفاوت بود. وی زمانی به طور علنی می گفت هرکس در ذهنش نسبت به ولایت نگاه چپی داشته باشد، زن او را طلاق می دهم! من زمانی که او با برخوردهای بی ادبانه با مردم مواجه می شد به شدت اعتراض کردم که دوستان مانع می شدند. اما بنده نگاهم این بود که صاحبان انقلاب مردم هستند و هیچکس حق بی احترامی به مردم را ندارد. بعدها او را به جهت عملکرد نادرستش خلع مقام کردند. اینگونه برخوردهای افراطی باعث شد تا بعد ها از مسیر صحیح انقلاب هم منحرف شود.
ما فرق بین روحانی مخلص و در راه انقلاب و روحانی دغل باز را چشیده بودیم
ما فرق بین روحانی مخلص و در راه انقلاب و روحانی دغل باز را چشیده بودیم و ارتباط ما فقط با شهید قاضی(ره) بود. فردای پیروزی انقلاب هم، منزل آن عالم وارسته به کمیته تبدیل شد،مدرسه هم ستاد بود. بنده هم در این مسجد یعنی مسجد فدک کمیته ای تشکیل دادم که بعداز ادغام و تشکیل نیروی انتظامی به پایگاه مقاومت تبدیل شد.
آناج: لطفا نمونه های از خاطرات تلخ و شیرین کمیته ها را بازگو کنید:
از همه جوانان خواستم که با من همنشین و هم کلام شوند
خاطرات زیادی درمورد کمیته ها دارم. بنده به سبب مواجهه و مبارزه با اشرار و شرکت در عملیات های غرور آفرین، موجب شده بودم که بعضی از جوان ها افکار متفاوتی نسبت به من داشته باشند. روزی با جوانی بنام حمید کرداوغلی مزاحی کردم و احساس کردم او از من خجالت کشید. علت این رفتار را از او پرسیدم، وی در پاسخ گفت که من تا به امروز جسارت هم نشینی و هم کلام با شما را نداشتم. من با شنیدن این حرف از خود بسیار متنفر و متاسف شدم و از او و همه جوانان خواستم که حتما با من هم کلام شوند زیرا که آدم مغرور عاقبت بخیر نمی شود.
ماجرای برخورد شدید با کسانی که عده ای از جوانان ناآگاه را دستگیر کرده بودند
در همین دوران روزی حاج حسن روستایی به من خبر داد که تعدادی از جوانان ۱۵،۱۶ سال را دستگیر کرده اند. من خیلی ناراحت شدم و فورا خود را به دادسرا و آقای غلامی رساندم و علت را جویا شدم. آقای غلامی گفت علت دستگیری آنها نگاه کردن به یک عکس نامحرم بود. من به او گفتم الان والدین آنها منتظر فرزاندانشان هستند. این چه کاری است که کردید؟ چرا با آبروی انقلاب بازی کردید؟ جوانان باید هدایت شوند نه اینکه با رفتار غیرعقلانی خود، آنها را از خود طرد کنیم. با توجیه او و مشاجره ای که داشتم توانستم جوانان را از زندان خارج کنم و تحویل والدینشان دهم. بعد از این اتفاق ثواب اعمالمان را چشیدیم و متاسفانه چند تن از پدران این جوان ها که در مسجد ما حضور فعالی داشتند، قطع ارتباط کردند. ما خاطرات تلخ و شیرین بسیاری داریم. حتی خاطرات شیرین دوران انقلاب بسیار است.
پسران آیت الله گیلانی(ره)، مرتکب خلاف یک روز پسر هاشمی رفسنجانی هم نشده بودند اما محاکمه شدند
اما یک خاطره تلخ، ده خاطره شیرین را از بین می برد. زحمت کشان و دلسوزان این انقلاب بسیارند. آیت الله محمدی گیلانی(ره) به خاطر مصلحت انقلاب، پسرانش را محاکمه کرده و اعدام شدند. در حالی که آنها خلاف یک روز پسر هاشمی رفسنجانی را هم انجام نداده بودند.
آناج: به نظر شما جامعه آرمانی با شاخصه های اسلامی چه موقع محقق خواهد شد؟
اگر طلبه یا مجتهد یک شهری ساده زیست نباشد،جوانان آن شهر پیرو روحانیت نخواهد بود
اگر طلبه یا آخوند یا روحانی و یا مجتهد یک قوم و شهری ساده زیست و دلسوز نباشند و به فکر مال و مقام خود باشند، جوانان آن شهر پیرو روحانیت نخواهند بود. اما اگر روحانی در زندگی خود ساده زیست بوده و ظلم ستیز باشد و اخلاص و دلسوزی او را مردم بچشند، قطعا در هدایت مردم تاثیرگذار خواهد بود. امیدوارم انشاالله به حق صاحب الزمان، جوانان به سمت تعالی هدایت شده و در واگذاری پرچم انقلاب به صاحب اصلیش در کوران مبارزه باشند.